در بخش یکم این نوشته، عزیز آریانفر سخن خود را بر دو محور نهاد: تبار و پیدایش تباری تاجیکها، و منشأ واژۀ «تاجیک»؛ و گفت که تاجیکها دیرینترین باشندگان بومی خاورِ پشتۀ ایراناند و در بافتار تباری آنان سغدیان، خوارزمیان و باختریان نقش زیرلایهای داشتهاند. در این بخش، او مراحل چندگانۀ شکلگیری قوم تاجیک را شرح میدهد.
آریانفر مینویسد: «مردمانی مانند سغدیان، باختریان، پارتیان، خوارزمیان و دیگران، در تاریخ دراز خود، پیش از تشکیل یک قوم واحد تاجیک، مسیر چند مرحلهیی شکلگیری و توسعه را طی کردند.»
به نوشتۀ او، دورۀ آغازین این روند، فرمانروایی دودمانهای پیشدادی و کیانی است که بر روایات افسانهیی پیش از تاریخ، از زمان کیومرث تا کیقباد، استوار است؛ قهرمانانی چون کامار، کیقباد، تهمورث و جمشید، همانند پرومتئوس و زئوس، چهرههای اسطورهیی این دورهاند. مرحلۀ دوم با مهاجرت آریاییهای استپی همراه است؛ دورهیی که در آن آیین زرتشتی پدید آمد و بازرگانی، کشاورزی و زبان و سنتهای آیینی گسترش یافت و تحکیم جوامع تباری به پیدایی تمدن سغدی در شمال و تمدن باختری در جنوب انجامید.
مرحلۀ سوم، به نوشتۀ آریانفر، دورۀ هخامنشی و سپس دودمانهای یونانی ـ باختری است: «درست در این دوره بود که آمیزهیی از دو فرهنگ مشاهده شد. با این حال، شواهد باستانشناسی و کتیبهشناسی نشان میدهد که گویش بومی در فرهنگ، زبان و خط، با این وجود سغدی ـ باختری بوده است.» مرحلۀ چهارم را او وجود امپراتوری کوشان میداند که به دست قبیلههای یوئهچی پی ریخته شد و در دوران کانیشکا و پسرش هویشکا به اوج شکوفایی رسید؛ هپتالیان نیز در ریختیابی تبار تاجیک نقش مهمی بازی کردند. در دورۀ ساسانیان زبان پهلوی ظهور کرد و این دوره آغاز تثبیت تباری جمعیت تاجیکزبان آسیای مرکزی شمرده میشود.
پنجمین مرحله، که به گفتۀ او «بیچونوچرا مهمترین مرحله است»، تشکیل دولت سامانی است: «درست در این دوره بود که زبان، ادبیات، فرهنگ و شکلگیری کلی تمدن در میان مردمان هندواروپایی، از جمله تاجیکها، به شکوفایی بیشتر رسید. پارسی دری (تاجیکی) به زبان دولتی و ادبی تبدیل شد. دقیقی، شهید بلخی، رودکی، فردوسی، ابن سینا، سعدی، حافظ و بسیاری دیگر از اندیشمندان سدههای میانه به این زبان مینوشتند.» و میافزاید: «در دوران سامانیان بود که اتنوس تاجیک همچون مردمی با ذهنیت متمایز و از نگر معنوی یکپارچه (زبان، فرهنگ نوشتاری، دین و سنتها) ظهور کرد. نام تباری «تاجیک» نیز در همین هنگام تثبیت شد.»
آریانفر یادآور میشود که اقوام جوانتر ازبیک و هزاره در اثر آمیزش مغولان با تاجیکها و تا اندازهیی تورکان به میان آمدهاند و پشتونها پس از لشکرکشیهای تیمور از گسترههای پاکستان کنونی به سرزمین خراسان آمدند و در درازای سدهها این اقوام با تاجیکها آمیزش یافته و در کنار هم برادروار زیستهاند. او برجستهترین نکته را این میداند که «در شکلگیری نهایی اتنوس تاجیک عامل اسلام سنی، زبان پارسی و فرهنگ خراسانی ایرانی نقش بسیار کلیدی را داشته بود» و همین سه عامل تا امروز در بازشناسی هویت تاجیکی نقش کلیدی بازی میکنند. به نوشتۀ او، تاجیکها در این اواخر بیشتر ترجیح میدهند هویت خود را فرهنگی، تمدنی، خراسانی و ایرانی تعریف کنند و خود را پارسیوان بخوانند: «پارسیوان و تاجیک دو روی یک سکه است و کدامین تفاوت بنیادی ندارد.»
این نوشته در بخش سوم با بررسی زبان پارسی تاجیکی و ریشهشناسی واژۀ «تاجیک» ادامه مییابد.
منبع: عزیز آریانفر، یادداشت فیسبوکی، ۵ نوامبر ۲۰۲۶.




