دسته: افغانستان

  • مستندی دربارهٔ زرقا یفتلی جایزهٔ «دلفین نقره‌ای» جشنوارهٔ رسانه و تلویزیون کن را گرفت

    مستندی دربارهٔ زرقا یفتلی جایزهٔ «دلفین نقره‌ای» جشنوارهٔ رسانه و تلویزیون کن را گرفت

    مستند کوتاه «آموزش امید در افغانستان؛ داستان زرقا» که تلاش‌های زرقا یفتلی برای دفاع از حقوق زنان و گسترش آموزش دختران در افغانستان را روایت می‌کند، جایزهٔ «دلفین نقره‌ای» جشنوارهٔ بین‌المللی رسانه و تلویزیون کن ۲۰۲۶ در فرانسه را دریافت کرد.

    بر اساس فهرست رسمی برندگان، این مستند در بخش «آموزش و کار نو» از شاخهٔ مستندها و گزارش‌ها برندهٔ جایزهٔ نقره‌ای شده است. مراسم اهدای جوایز این جشنواره که مستقل از جشنوارهٔ سینمایی کن برگزار می‌شود، در ۲۴ سپتمبر برگزار شد.

    این مستند با همکاری شرکت تولیدی People و حمایت «جایزهٔ زاید برای برادری انسانی» ساخته شده و فعالیت‌های یفتلی در دفاع از حق آموزش دختران و مقابله با تبعیض علیه زنان افغانستان را به تصویر کشیده است.

    زرقا یفتلی، رییس اجرایی بنیاد پژوهش‌های حقوقی زنان و کودکان، از چهره‌های شناخته‌شدهٔ مدافع حقوق زنان در افغانستان است. او در سال ۲۰۱۹ جایزهٔ صلح‌سازی N-Peace سازمان ملل متحد و در سال ۲۰۲۶ «جایزهٔ زاید برای برادری انسانی» را دریافت کرده است.

    این دستاورد در حالی رقم خورده که فعالیت‌های نهاد تحت رهبری یفتلی با بازداشت کارمندان آن از سوی طالبان همراه بوده است. به گزارش رسانهٔ آمو، پنج تن از شش کارمند بازداشت‌شدهٔ این بنیاد پس از ۶۸ روز آزاد شدند، اما عبدالمتین حکیمی همچنان در بازداشت ماند. سازمان جهانی مبارزه با شکنجه نیز در ۵ اکتوبر تأیید کرد که حکیمی هنوز در بند طالبان است.

    یفتلی این جایزه را به کسانی پیشکش کرده که برای آزادی، عدالت، برابری و حق آموزش دختران در افغانستان تلاش می‌کنند. او تأکید کرده است که صدای زنان افغانستان خاموش نخواهد شد.

    این مستند در حالی مورد تقدیر قرار گرفته که دختران در افغانستان همچنان از آموزش بالاتر از صنف ششم و زنان از تحصیل در دانشگاه‌ها محروم‌اند؛ محدودیت‌هایی که طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱ اعمال کرده‌اند.

  • حضور محیی‌الدین مهدی در دوشنبه؛ وقتی بحث تاجیکان از «سهم در قدرت» به «حق تعیین سرنوشت» می‌رسد

    حضور محیی‌الدین مهدی در دوشنبه؛ وقتی بحث تاجیکان از «سهم در قدرت» به «حق تعیین سرنوشت» می‌رسد

    حضور داکتر محیی‌الدین مهدی در مراسم سی‌وپنجمین سال‌روز استقلال تاجیکستان، در ظاهر سفر یک سیاست‌مدار و پژوهشگر به کشور همسایه بود؛ اما جایگاه مهمان، سطح میزبانی و سخنانی که در دوشنبه مطرح شد، به این سفر معنایی فراتر از یک رویداد تشریفاتی داده است.

    مهدی به دعوت ویژه‌ی امام‌علی رحمان، رییس‌جمهوری تاجیکستان، به دوشنبه رفت و روز هفتم سپتامبر در همایش علمی «انجمن تاجیکان و فارسی‌زبانان جهان، پیوند» در کاخ وحدت سخنرانی کرد. نشستی که با حضور رییس‌جمهوری تاجیکستان و بیش از ۲۳۰ مهمان از ۲۷ کشور برگزار شد. در گزارش رسمی ریاست‌جمهوری تاجیکستان نیز از او به عنوان نماینده‌ی پیشین مجلس و پژوهشگر تاریخ، زبان‌شناسی، ادبیات و تاریخ سیاسی یاد شده است.

    برای محیی‌الدین مهدی، دوشنبه شهر ناآشنایی نیست. نزدیک به سه دهه پیش، در دوره‌ی نخست حاکمیت طالبان، او در تاجیکستان در ساختار دیپلوماتیک دولت وقت فعالیت داشت و از چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای مقاومت به رهبری احمدشاه مسعود بود. اکنون، پس از بازگشت طالبان به قدرت، مهدی بار دیگر به دوشنبه رفته است؛ اما این‌بار نه تنها با پیشینه‌ی مقاومت، بلکه با مجموعه‌ای از آثار و دیدگاه‌هایی که طی سال‌ها درباره‌ی تاریخ، هویت و آینده‌ی نظام سیاسی شکل داده است.

    همین تفاوت، سفر تازه‌ی او را مهم می‌کند.

    مهدی در میان بخش بزرگی از جامعه‌ی سیاسی و روشنفکری فارسی‌زبان، چهره‌ای مورد اعتماد و احترام است. سابقه‌ی سیاسی او، در مقایسه با بسیاری از سیاست‌مداران هم‌نسلش، کمتر با اتهام فساد، معامله‌گری یا تغییر پیوسته‌ی موضع گره خورده است. اصول‌گرایی سیاسی و فاصله گرفتن از مناسبات مرسوم قدرت، در کنار چند دهه پژوهش و نویسندگی، بخشی از اعتبار کنونی او را ساخته است.

    اما مهدی فقط یک سیاست‌مدار باسابقه نیست.

    آثار او در تاریخ، زبان‌شناسی، مردم‌شناسی و سیاست، در سال‌های گذشته بر بخشی از نسل تازه‌ی روشنفکران و جوانان فارسی‌زبان اثر گذاشته است. «جعل تاریخ و تاریخ جعل» و «ذکر افغان» از شناخته‌شده‌ترین آثار او در حوزه‌ی بازخوانی تاریخ و هویت‌اند. تازه‌ترین پروژه‌ی او، «خراسان‌نامه»، اثری هفت‌جلدی است که زیر چاپ قرار دارد.

    این نوشته‌ها را نمی‌توان از مواضع سیاسی مهدی جدا کرد.

    او سال‌هاست روایت رسمی تاریخ افغانستان را زیر پرسش می‌برد و معتقد است بخشی از این تاریخ با منافع قدرت سیاسی و پروژه‌های هویتی درهم آمیخته است. در همین چارچوب، «افغان» را یک نام قومی می‌داند و با اطلاق آن بر تمامی باشندگان کشور مخالف است. مهدی در برابر، از «خراسان» به عنوان نام تاریخی این جغرافیا و از «خراسانی» به عنوان هویتی فراگیر سخن گفته است.

    این دیدگاه از مناقشه‌برانگیزترین مواضع اوست و مخالفان خود را دارد؛ اما برای مهدی، بحث تنها بر سر تعویض یک نام نیست. موضوع اصلی این است که هویت عمومی کشور چگونه تعریف شده، چه روایتی از گذشته به روایت رسمی تبدیل شده و چه کسی حق داشته است نام و هویت دیگران را تعیین کند.

    به همین دلیل، بحث «خراسان» در اندیشه‌ی او با مسئله‌ی قدرت پیوند می‌خورد.

    در سوی دیگر این بحث، فدرالیسم قرار دارد.

    مهدی از مدافعان قدیمی عبور از نظام متمرکز و ایجاد یک نظام پارلمانی، فدرال است. این موضع پس از سقوط جمهوریت شکل نگرفته و به سال‌های پیش بازمی‌گردد. او تمرکز شدید قدرت در کابل را یکی از ریشه‌های بحران تاریخی کشور می‌داند؛ ساختاری که به باور او نه تنها قدرت سیاسی، بلکه امکان تعریف هویت، زبان و روایت رسمی را نیز در اختیار مرکز قرار داده است.

    در طرح مهدی، قدرت باید هم در سطح دولت تقسیم شود و هم میان مرکز و واحدهای فدرال. در چنین ساختاری، جوامع مختلف برای اداره‌ی امور محلی، زبان، فرهنگ و بخشی از تصمیم‌گیری‌های سیاسی خود اختیار بیشتری خواهند داشت.

    مهدی تجزیه را گزینه‌ی مطلوب نمی‌داند؛ اما بارها نسبت به پیامدهای ادامه‌ی نظم متمرکز هشدار داده است. در منطق سیاسی او، اگر راهی برای توزیع عادلانه‌ی قدرت پیدا نشود، نیروهای گریز از مرکز نیز تقویت خواهند شد. فدرالیسم، از همین منظر، نه مقدمه‌ی تجزیه، بلکه تلاشی برای جلوگیری از آن است.

    این بحث برای تاجیکان افغانستان اهمیت ویژه‌ای دارد.

    تجربه‌ی بیست سال جمهوریت نشان داد که حضور چند چهره‌ی تاجیک در مقام‌های بلند دولتی، الزاماً به معنای داشتن تضمین سیاسی برای این جامعه نیست. وزیران، والیان، فرماندهان و معاونان رییس‌جمهوری آمدند و رفتند؛ اما ساختار قدرت همچنان متمرکز باقی ماند. با سقوط جمهوریت نیز تقریباً تمام آن سهم سیاسی در فاصله‌ی کوتاهی از میان رفت.

    در نتیجه، پرسشی که اکنون در برابر تاجیکان قرار دارد، با گذشته متفاوت است: آیا هدف باید دوباره گرفتن چند کرسی در مرکز باشد، یا باید درباره‌ی خود ساختار قدرت تصمیم گرفت؟

    مواضع مهدی پاسخ روشنی به این پرسش دارند.

    او مسئله را از «سهم در قدرت» به «چگونگی توزیع قدرت» منتقل می‌کند. تفاوتی که در ظاهر لفظی است، اما در عمل می‌تواند دو مسیر کاملاً متفاوت سیاسی ایجاد کند.

    این موضوع در شرایطی مطرح می‌شود که تاجیکان پس از کشته شدن احمدشاه مسعود، دیگر زیر یک مرجعیت واحد سیاسی قرار نگرفتند. در دوره‌ی جمهوریت، حضور رهبران مختلف در دولت تا اندازه‌ای این پراکندگی را پوشاند؛ اما سقوط نظام نشان داد که اختلاف تنها بر سر اشخاص نیست. درباره‌ی هدف نهایی سیاست نیز اتفاق نظر وجود ندارد.

    بخشی خواهان بازگشت به ساختار جمهوریت‌اند، بخشی بر مقاومت نظامی تأکید دارند و گروهی دیگر معتقدند بازگشت به همان نظام متمرکز، حتی بدون طالبان، مسئله‌ی تاریخی توزیع قدرت را حل نخواهد کرد.

    در چنین وضعیتی، جایگاه مهدی قابل توجه است. اعتبار او از فرماندهی یک نیروی بزرگ نظامی یا ریاست یک حزب گسترده نمی‌آید. بخش مهمی از نفوذ او از سابقه‌ی سیاسی، ثبات موضع و تولید فکری سرچشمه گرفته است.

    این ویژگی به‌ویژه برای نسل جوان‌تر اهمیت دارد.

    نسلی از فارسی‌زبانان که پس از جنگ‌های دهه‌ی هفتاد بزرگ شده، پرسش‌های متفاوتی دارد. این نسل درباره‌ی زبان، هویت، تاریخ، تمرکز قدرت و سرنوشت سیاسی خود بحث می‌کند. برای بخشی از این جوانان، سیاست دیگر تنها به حضور یک چهره در ارگ یا گرفتن چند وزارت خلاصه نمی‌شود.

    آثار و سخنرانی‌های مهدی نیز دقیقاً وارد همین حوزه شده‌اند.

    در این میان، سخنرانی او در دوشنبه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

    مهدی در نشست «پیوند» پیشنهاد ایجاد مراکز پژوهشی برای مطالعه‌ی تاریخ، فرهنگ و گویش‌های تاجیکان دو سوی خط دیورند را مطرح کرد. او همچنین پیشنهاد ایجاد یک تلویزیون با نام «تاجیکان» یا «پارسیان» و تشکیل نهادی برای تقویت همگرایی میان افغانستان و کشورهای فرارودان را ارائه کرد.

    این پیشنهادها در نگاه نخست فرهنگی به نظر می‌رسند؛ اما در متن اندیشه‌ی مهدی، هر سه به مسئله‌ی بزرگ‌تری مربوط‌اند: تولید دانش درباره‌ی گذشته، داشتن ابزار مستقل برای روایت حال و ایجاد پیوندهای پایدار برای آینده.

    هم‌زمان، امام‌علی رحمان نیز در همان نشست گفت که جهان وارد دوره‌ای از «رقابت هویت‌ها، زبان‌ها، ارزش‌ها و منافع» شده و در چنین وضعیتی، همبستگی فرهنگی و معنوی فارسی‌زبانان اهمیت بیشتری دارد. او همچنین از امکان تبدیل «پیوند» به مرکزی برای هماهنگی ظرفیت‌های فکری، اقتصادی و فرهنگی تاجیکان در سراسر جهان سخن گفت.

    از کنار هم قرار گرفتن این دو سخنرانی نمی‌توان نتیجه گرفت که دوشنبه برای رهبری تاجیکان افغانستان برنامه‌ای مشخص در نظر گرفته است. برای چنین ادعایی مدرکی وجود ندارد. اما سطح دعوت، جایگاه نشست و فرصت سخنرانی مهدی در حضور رییس‌جمهوری تاجیکستان، خود رویدادی قابل توجه است.

    تاجیکستان از زمان بازگشت طالبان، برخلاف شماری از کشورهای منطقه، در برابر این گروه فاصله‌ی سیاسی بیشتری حفظ کرده است. دوشنبه همچنین طی سال‌های گذشته بر هویت، تاریخ و فرهنگ تاجیکی تأکید گسترده‌ای داشته است. از این رو، حضور یکی از معتبرترین چهره‌های فکری و سیاسی تاجیکان افغانستان در چنین مراسمی، به‌سادگی در قالب یک سفر فرهنگی خلاصه نمی‌شود.

    این سفر در زمانی صورت گرفته که مسئله‌ی آینده‌ی سیاسی تاجیکان نیز بار دیگر باز شده است.

    اگر تجربه‌ی پس از احمدشاه مسعود عمدتاً به رقابت میان شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی انجامید، شرایط امروز شاید مسئله‌ی دیگری را در برابر این جامعه قرار داده باشد: پیش از تعیین رهبر، باید معلوم شود مقصد سیاسی چیست.

    در این‌جا مهدی یک تفاوت مهم با بسیاری از چهره‌های سیاسی دارد. درباره‌ی مقصد سیاسی خود ابهام چندانی باقی نگذاشته است.

    او طرفدار نظام متمرکز نیست. فدرالیسم را راه‌حل می‌داند. درباره‌ی هویت رسمی کشور دیدگاه مشخص دارد. از فارسی به عنوان بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی این جغرافیا دفاع می‌کند و روایت رسمی از تاریخ افغانستان را نیز نیازمند بازنگری می‌داند.

    می‌توان با تمام یا بخشی از این دیدگاه‌ها مخالف بود؛ اما نمی‌توان گفت که مهدی فاقد یک طرح فکری برای آینده است.

    همین موضوع است که بحث رهبری را نیز تغییر می‌دهد.

    تاجیکان افغانستان شاید بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن باشند که میان «چهره‌ی سیاسی» و «مرجع سیاسی» تفاوت بگذارند. چهره‌ی سیاسی می‌تواند در ائتلافی بالا بیاید و با تغییر شرایط کنار برود؛ اما مرجعیت سیاسی زمانی شکل می‌گیرد که اعتماد، سابقه و اندیشه در کنار هم قرار گیرند.

    بخش قابل توجهی از جایگاه کنونی مهدی از همین ترکیب آمده است.

    سفر او به دوشنبه این اعتبار را ایجاد نکرده است. این اعتبار پیش از آن وجود داشت. آنچه این سفر انجام داد، برجسته کردن دوباره‌ی آن در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ پسین تاجیکان افغانستان بود.

    طالبان بار دیگر در کابل‌اند. نظام انتخاباتی وجود ندارد. احزاب از فعالیت واقعی محروم‌اند و ساختار قدرت بیش از هر زمان دیگری در دست یک گروه متمرکز شده است. در سوی مخالف نیز هنوز توافق روشنی درباره‌ی شکل نظام آینده دیده نمی‌شود.

    در چنین شرایطی، بحث تعیین سرنوشت سیاسی تاجیکان دیگر نمی‌تواند تنها به این پرسش محدود بماند که چه کسی آنان را نمایندگی خواهد کرد.

    پرسش مهم‌تر این است که این نمایندگی برای رسیدن به چه چیزی خواهد بود.

    بازگشت به نظم پیشین، سهم بیشتر در کابل، نظام فدرال، یا بازتعریف بنیادی‌تر قرارداد سیاسی؟

    محیی‌الدین مهدی سال‌هاست پاسخ خود را ارائه کرده است: بازخوانی تاریخ، بازتعریف هویت، پاسداری از فارسی و توزیع قدرت در یک نظام پارلمانی، فدرال.

    از این منظر، حضور او در دوشنبه فقط بازگشت یک سیاست‌مدار قدیمی به شهری آشنا نبود. نزدیک به سه دهه پیش، مهدی از همین جغرافیا در مقاومت علیه طالبان نقش داشت. این‌بار، در شرایطی مشابه اما با تجربه‌ای متفاوت، بحث او دیگر تنها درباره‌ی مقاومت در برابر طالبان نیست؛ درباره‌ی نظمی است که باید پس از آن ساخته شود.

    و شاید اهمیت اصلی سفر نیز همین‌جا باشد: مسئله‌ی آینده‌ی تاجیکان، آرام‌آرام از رقابت بر سر اشخاص به بحث بر سر سرنوشت سیاسی نزدیک می‌شود.

  • درگیری نیروهای مرزی افغانستان و پاکستان؛ سازمان ملل از آوارگی بیش از ۱۰۰ هزار نفر خبر داد

    درگیری نیروهای مرزی افغانستان و پاکستان؛ سازمان ملل از آوارگی بیش از ۱۰۰ هزار نفر خبر داد

    درگیری میان نیروهای مرزی افغانستان و پاکستان روز جمعه در ده‌ها نقطه در امتداد مرز دو کشور ادامه یافت؛ در حالی‌که سازمان ملل متحد اعلام کرده است این جنگ که حدود یک هفته از آغاز آن می‌گذرد، بیش از ۱۰۰ هزار نفر را آواره کرده است.

    این درگیری‌ها شدیدترین تنش نظامی میان دو کشور در سال‌های اخیر به‌شمار می‌رود و در حالی ادامه دارد که منطقه همزمان با جنگ میان ایران از یک‌سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر با بی‌ثباتی گسترده روبه‌رو است.

    به گفتۀ وزارت دفاع حکومت طالبان، نیروهای افغانستان بیش از دو دوجین پایگاه نظامی پاکستان را در امتداد مرز حدود ۲۶۰۰ کیلومتری هدف قرار داده و ۱۴ پاسگاه را منهدم کرده‌اند. این وزارتخانه همچنین اعلام کرد یک پهپاد نیز سرنگون شده است.

    در همین حال منابع امنیتی پاکستان گفته‌اند که نیروهای این کشور عملیات زمینی و هوایی علیه اهداف نظامی در افغانستان انجام داده‌اند، از جمله در قندهار که از مراکز اصلی حضور طالبان به‌شمار می‌رود.

    ساکنان مناطق مرزی گفته‌اند تبادل آتش سنگین معمولاً پس از غروب آغاز می‌شود؛ زمانی که خانواده‌ها در ماه رمضان برای افطار گردهم می‌آیند و همین موضوع خانه‌های مسکونی را در معرض گلوله‌باران قرار داده است.

    سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در نتیجه این درگیری‌ها حدود ۱۱۵ هزار نفر در افغانستان و حدود ۳ هزار نفر در پاکستان خانه‌های خود را ترک کرده‌اند.

    با وجود پیشنهاد برخی کشورها برای میانجی‌گری، مقام‌های پاکستان اعلام کرده‌اند هیچ مذاکره‌ای برای پایان دادن به درگیری‌ها در جریان نیست.

    اسلام‌آباد می‌گوید گروه‌های مسلح از خاک افغانستان علیه پاکستان حمله می‌کنند، اما حکومت طالبان این اتهام را رد کرده و گفته است مشکلات امنیتی پاکستان یک مسئلۀ داخلی این کشور است.

  • سازمان ملل: ۲۰۰ هزار کودک دیگر در افغانستان در سال ۲۰۲۶ با سوءتغذیۀ حاد روبه‌رو می‌شوند

    سازمان ملل: ۲۰۰ هزار کودک دیگر در افغانستان در سال ۲۰۲۶ با سوءتغذیۀ حاد روبه‌رو می‌شوند

    سازمان ملل متحد هشدار داده است که در سال جاری میلادی حدود ۲۰۰ هزار کودک دیگر در افغانستان با سوءتغذیۀ حاد روبه‌رو خواهند شد؛ بحرانی که در پی کاهش کمک‌های خارجی و ادامه ناامنی‌ها در مرز با پاکستان تشدید شده است.

    جان آیلیف، رئیس دفتر برنامه جهانی غذا در افغانستان، در نشست خبری در ژنیو گفت میزان سوءتغذیۀ حاد در میان کودکان به‌شدت افزایش یافته و امسال حدود ۳.۷ میلیون کودک به درمان نیاز خواهند داشت؛ رقمی که بالاترین سطح ثبت‌شده در این کشور به‌شمار می‌رود.

    او افزود کاهش بودجه سبب شده این نهاد تنها بتواند از هر چهار کودک نیازمند، یک نفر را تحت درمان قرار دهد. به‌گفتۀ او، بسیاری از خانواده‌ها حتی توان یا امکان دسترسی به مراکز درمانی را ندارند و بارش برف در مناطق کوهستانی راه‌های دسترسی را مسدود کرده است.

    آیلیف هشدار داد بیشتر کودکانی که در افغانستان جان می‌بازند، در فصل زمستان و در خانه‌ها بدون دسترسی به خدمات صحی جان خود را از دست می‌دهند. او گفت با آب‌شدن برف‌ها در پایان مارچ یا اوایل اپریل، احتمال دارد شمار بالایی از مرگ‌ومیر کودکان در روستاها آشکار شود.

    به‌گفتۀ این مقام سازمان ملل، سیاست‌های اخراج مهاجران از سوی پاکستان و ایران از اواخر سال ۲۰۲۳ تاکنون به بازگشت بیش از پنج میلیون نفر به افغانستان انجامیده و فشار بر منابع محدود را افزایش داده است.

    درگیری‌های اخیر میان نیروهای افغانستان و پاکستان نیز باعث شده برنامه جهانی غذا برخی خدمات خود را در مناطق نزدیک به مرز به حالت تعلیق درآورد. این نهاد هشدار داده است ادامه درگیری‌ها می‌تواند دسترسی مردم به خدمات صحی را محدود کرده و ده‌ها هزار کودک دیگر را در معرض خطر قرار دهد.

  • افغانستان و پاکستان در پنجمین روز درگیری؛ نشانه‌ای از عقب‌نشینی دیده نمی‌شود

    افغانستان و پاکستان در پنجمین روز درگیری؛ نشانه‌ای از عقب‌نشینی دیده نمی‌شود

    درگیری‌های مرزی میان افغانستان و پاکستان روز دوشنبه وارد پنجمین روز شد؛ در حالی‌که دو طرف اعلام کردند مواضع نظامی یکدیگر را در امتداد مرز هدف قرار داده‌اند. این تنش‌ها در شرایطی ادامه دارد که منطقه هم‌زمان تحت تأثیر حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و واکنش تهران قرار گرفته است.

    با وجود آن‌که شدت درگیری‌ها نسبت به روزهای نخست کاهش یافته، نشانه‌ای از تمایل دو طرف برای عقب‌نشینی یا حرکت به‌سوی صلح دیده نمی‌شود. این رویارویی مستقیم میان دو همسایۀ جنوب آسیا، که ۲,۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند، شدیدترین در سال‌های اخیر توصیف شده است.

    درگیری‌ها پس از آن آغاز شد که طالبان حملاتی را که «تلافی‌جویانه» خوانده‌اند علیه تأسیسات پاکستان انجام دادند. اسلام‌آباد پیش‌تر مواضع گروه‌های مسلح را در داخل خاک افغانستان هدف قرار داده بود.

    در روزهای گذشته ده‌ها نفر در هر دو طرف کشته شده‌اند. پاکستان با استفاده از جنگنده‌ها موشک‌های هوا به زمین علیه مواضع نظامی طالبان شلیک کرده و برای نخستین‌بار مستقیماً نهادهای حکومتی افغانستان را نیز هدف قرار داده است؛ اقدامی که با اتهام پناه‌دادن به شورشیان مخالف دولت اسلام‌آباد همراه بوده است.

    وزارت دفاع طالبان اعلام کرد نیروهای افغان در ولایت پکتیکا یک تانک زرهی ارتش پاکستان را که به‌گفتۀ آنان به‌گونه «بی‌هدف» گلوله‌باران می‌کرد، منهدم کرده‌اند. عنایت‌الله خوارزمی، سخنگوی این وزارت، مدعی شد بیش از ۱۰۰ نیروی «دشمن» کشته و بیش از ۲۵ پاسگاه نظامی پاکستان تصرف شده است.

    پولیس افغانستان نیز گفته است جنگنده‌های پاکستانی تلاش کردند پایگاه هوایی بگرام در شمال کابل را هدف قرار دهند، اما با آتش پدافند هوایی دفع شدند و تلفات یا خسارت مالی گزارش نشده است. بگرام پیش‌تر بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا در افغانستان بود.

    در مقابل، منابع امنیتی پاکستان اعلام کردند حملات هوایی و زمینی این کشور ادامه دارد و انبارهای مهمات در خوست و جلال‌آباد و همچنین محل نگهداری پهپادها را هدف قرار داده‌اند. عطاالله تارر، وزیر اطلاعات پاکستان، مدعی شد ۴۳۵ نیروی افغان کشته، ۱۸۸ پاسگاه تخریب و ۳۱ پاسگاه دیگر تصرف شده است. این آمارها به‌طور مستقل تأیید نشده است.

    کشورهایی مانند قطر پیشنهاد میانجی‌گری داده‌اند و طالبان نیز از آمادگی برای مذاکره سخن گفته‌اند، اما تاکنون پیشرفتی در مسیر کاهش تنش دیده نشده است.

    محور اصلی اختلاف، اتهام اسلام‌آباد مبنی بر پناه‌دادن افغانستان به اعضای تحریک طالبان پاکستان است؛ گروهی که به‌گفتۀ پاکستان در داخل این کشور شورش مسلحانه انجام می‌دهد. افغانستان این اتهام را رد کرده و تأکید کرده است اجازه نمی‌دهد از خاکش علیه کشور دیگری استفاده شود و مشکلات امنیتی پاکستان را موضوعی داخلی می‌داند.

    اسحاق دار، وزیر خارجۀ پاکستان، گفت تنها خواست کشورش این است که از خاک افغانستان علیه پاکستان استفاده نشود و در صورت حل این موضوع، اختلاف دیگری با کابل وجود ندارد.

  • نیروهای طالبان از شلیک به جنگنده‌های پاکستانی بر فراز کابل خبر دادند؛ نگرانی از گسترش درگیری‌ها افزایش یافت

    نیروهای طالبان از شلیک به جنگنده‌های پاکستانی بر فراز کابل خبر دادند؛ نگرانی از گسترش درگیری‌ها افزایش یافت

    حکومت تحت کنترل طالبان اعلام کرد نیروهایش روز یک‌شنبه به جنگنده‌های پاکستانی بر فراز کابل شلیک کرده‌اند؛ رخدادی که پس از شنیده‌شدن صدای انفجار و تیراندازی در پایتخت گزارش شد و نگرانی‌ها از تشدید درگیری میان دو همسایه را افزایش داده است.

    به‌گفتۀ یک شاهد رویترز، پیش از سپیده‌دم صدای چندین انفجار در بخش‌هایی از کابل شنیده شد و سپس تیراندازی ادامه یافت. هنوز مشخص نیست چه اهدافی مورد حمله قرار گرفته یا تلفات احتمالی چه میزان بوده است.

    ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفت صداهای شنیده‌شده ناشی از حملات پدافند هوایی علیه هواپیماهای پاکستانی بوده است. او افزود: «حملات پدافندی در کابل علیه هواپیماهای پاکستانی انجام شد. باشندگان کابل نگران نباشند.»

    دفتر نخست‌وزیر پاکستان، وزارت اطلاعات و ارتش این کشور تاکنون به درخواست‌ها برای اظهار نظر پاسخ نداده‌اند.

    تنش‌ها در حالی شدت گرفته که طی هفته گذشته پاکستان چندین بار اهدافی را در داخل افغانستان هدف حملات هوایی قرار داده و مدعی شده است این حملات زیرساخت‌های گروه‌های مسلح را هدف قرار داده‌اند. طالبان این حملات را نقض حاکمیت افغانستان خوانده و اعلام کرده‌اند عملیات تلافی‌جویانه در امتداد مرز مشترک انجام داده‌اند.

    درگیری‌های اخیر که سنگین‌ترین در سال‌های گذشته میان دو کشور توصیف شده، خطر یک منازعۀ طولانی در امتداد مرز ۲۶۰۰ کیلومتری را افزایش داده است. کشورهایی از جمله قطر و عربستان سعودی خواستار خویشتنداری شده و برای میانجی‌گری در آتش‌بس اعلام آمادگی کرده‌اند.

    پاکستان طالبان را به پناه‌دادن به جنگجویان تحریک طالبان پاکستان متهم می‌کند؛ اتهامی که طالبان آن را رد کرده و گفته‌اند اجازه نمی‌دهند از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده شود.

    منابع امنیتی پاکستان اعلام کرده‌اند عملیاتی با نام «غضب للحق» در جریان است و نیروهای این کشور چندین موضع و اردوگاه در سوی افغانستان را منهدم کرده‌اند. هر دو طرف از تلفات سنگین خبر داده‌اند، اما آمارهای ارائه‌شده به‌طور مستقل تأیید نشده است.

    در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، عربستان سعودی، روسیه، چین، اتحادیۀ اروپا و سازمان ملل متحد خواستار کاهش تنش و بازگشت به گفت‌وگو شده‌اند. ایالات متحده نیز اعلام کرده از حق پاکستان برای دفاع از خود حمایت می‌کند.

    خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، این درگیری‌ها را «جنگ آشکار» توصیف کرده است. سراج‌الدین حقانی، سرپرست وزارت داخلۀ طالبان، نیز هشدار داده این منازعه «بسیار پرهزینه» خواهد بود.

  • ادامه درگیری‌ها میان پاکستان و طالبان؛ تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار تنش‌ها شدت گرفت

    ادامه درگیری‌ها میان پاکستان و طالبان؛ تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار تنش‌ها شدت گرفت

    درگیری‌های نظامی میان پاکستان و طالبان افغانستان روز شنبه وارد سومین روز شد. این در حالی است که جامعه جهانی با ابراز نگرانی، خواستار گفت‌وگوهای فوری برای کاهش تنش‌ها شده است.

    مقام‌های پاکستانی اعلام کردند حملات روز جمعه این کشور تأسیسات و مواضع نظامی طالبان را در کابل و قندهار هدف قرار داده است؛ اقدامی که یکی از عمیق‌ترین نفوذهای نظامی پاکستان در سال‌های اخیر به خاک همسایۀ غربی‌اش توصیف شده است.

    اسلام‌آباد طالبان را به پناه‌دادن به جنگجویان تحریک طالبان پاکستان متهم می‌کند؛ گروهی که به‌گفتۀ مقام‌های پاکستانی در داخل این کشور حملات شورشیانه انجام می‌دهد. طالبان این اتهام را رد کرده‌اند.

    پاکستان اقدامات خود را پاسخی به حملات فرامرزی خوانده، در حالی‌که کابل این حملات را نقض حاکمیت خود دانسته و تأکید کرده است که از گفت‌وگو استقبال می‌کند، اما هشدار داده هرگونه گسترش درگیری پیامدهای جدی خواهد داشت.

    درگیری‌ها خطر یک منازعۀ طولانی در امتداد مرز ۲۶۰۰ کیلومتری دو کشور را افزایش داده است.

    تلاش‌های دیپلماتیک اواخر روز جمعه شدت گرفت. وزارت خارجۀ طالبان اعلام کرد امیرخان متقی، سرپرست این وزارت، در تماس تلفنی با فیصل بن فرحان، وزیر خارجۀ عربستان سعودی، درباره کاهش تنش‌ها و باز نگه‌داشتن کانال‌های دیپلماتیک گفت‌وگو کرده است.

    اتحادیۀ اروپا از دو طرف خواست تنش‌ها را کاهش داده و وارد گفت‌وگو شوند. سازمان ملل متحد نیز خواستار توقف فوری درگیری‌ها شد. روسیه از طرفین خواست به گفت‌وگو بازگردند و چین اعلام کرد عمیقاً نگران وضعیت است و آمادۀ کمک برای کاهش تنش‌ها است.

    یک سخنگوی وزارت خارجۀ آمریکا گفت ایالات متحده از حق پاکستان برای دفاع از خود در برابر حملات طالبان حمایت می‌کند. یک مقام آمریکایی نیز که نخواست نامش فاش شود، گفت واشنگتن پاکستان را در این دور تازه تنش‌ها آغازگر درگیری نمی‌داند و امیدوار است اوضاع بیشتر از این تشدید نشود.

    درگیری‌های مرزی طی شب گذشته ادامه یافت. منابع امنیتی پاکستان گفتند عملیاتی با نام «غضب للحق» جریان دارد و نیروهای این کشور چندین موضع و اردوگاه طالبان را در بخش‌های مختلف منهدم کرده‌اند. این ادعاها به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند.

    دو طرف آمارهای متفاوتی از تلفات ارائه کرده‌اند. پاکستان اعلام کرد ۱۲ سرباز این کشور و ۲۷۴ جنگجوی طالبان کشته شده‌اند. طالبان گفتند ۱۳ جنگجوی آنان و ۵۵ سرباز پاکستانی جان باخته‌اند.

    حمدالله فطرت، معاون سخنگوی طالبان، مدعی شد ۱۹ غیرنظامی در خوست و پکتیکا کشته و ۲۶ تن دیگر زخمی شده‌اند. این ادعا نیز به‌طور مستقل تأیید نشده است.

    خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، گفت «کاسۀ صبر ما لبریز شده» و این درگیری‌ها را «جنگ آشکار» توصیف کرد. سراج‌الدین حقانی، سرپرست وزارت داخلۀ طالبان، نیز در سخنرانی‌ای در خوست هشدار داد این جنگ «بسیار پرهزینه» خواهد بود.

    در حالی‌که پاکستان از یک ارتش گسترده و نیروی هوایی مدرن برخوردار است، طالبان فاقد نیروی هوایی متعارف هستند و عمدتاً به تسلیحات سبک و نیروهای زمینی متکی‌اند. با این حال، این گروه پس از دو دهه جنگ علیه نیروهای تحت رهبری آمریکا تا بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، تجربه نظامی قابل توجهی کسب کرده است.

  • حملات هوایی و زمینی پاکستان بر شهرهای افغانستان؛ وزیر دفاع آن کشور از «جنگ آشکار» سخن گفت

    حملات هوایی و زمینی پاکستان بر شهرهای افغانستان؛ وزیر دفاع آن کشور از «جنگ آشکار» سخن گفت

    ۸ حوت ۱۴۰۴، مقام‌های پاکستان و حکومت سرپرست افغانستان اعلام کردند که نیروهای پاکستانی شب گذشته اهدافی را در چند شهر بزرگ افغانستان هدف قرار داده‌اند. وزیر دفاع پاکستان این درگیری‌ها را «جنگ آشکار» میان دو کشور توصیف کرده است.

    خبرگزاری رویترز گزارش داده است که این حملات شامل عملیات هوایی و زمینی علیه پایگاه‌ها، مراکز فرماندهی و انبارهای مهمات در بخش‌های مختلف امتداد خط مرزی بوده است. منابع امنیتی پاکستان گفته‌اند این عملیات در پاسخ به حملات تلافی‌جویانه نیروهای افغان در پنج‌شنبه‌شب انجام شده است.

    خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، روز جمعه گفت «کاسه صبر ما لبریز شده است و اکنون میان ما و شما جنگ آشکار جریان دارد». او تأکید کرد که این اقدام در واکنش به آنچه «حملات تحریک‌نشده» از سوی افغانستان خواند، صورت گرفته است.

    ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی حکومت سرپرست، اعلام کرد که نیروهای پاکستانی بخش‌هایی از کابل، کندهار و پکتیا را هدف حملات هوایی قرار داده‌اند. به گفته شاهدان در کابل، پس از شنیده‌شدن صدای انفجارها و پرواز جت‌ها، آژیر آمبولانس‌ها در بخش‌های مختلف شهر به گوش می‌رسید.

    هر دو طرف از تلفات سنگین خبر داده‌اند، اما آمار ارائه‌شده متفاوت است. یک سخنگوی دولت پاکستان در شبکه اجتماعی اکس مدعی شد که ۱۳۳ جنگجوی افغان کشته و بیش از ۲۰۰ تن زخمی شده‌اند و ۲۷ پایگاه تخریب و ۹ پایگاه تصرف شده است. در مقابل، ذبیح‌الله مجاهد گفت ۵۵ سرباز پاکستانی کشته شده‌اند و ۱۹ پایگاه آنان به تصرف درآمده است. او افزود که در این رویداد هشت نیروی افغان کشته، ۱۱ تن زخمی و ۱۳ غیرنظامی در ننگرهار مجروح شده‌اند.

    تنش‌های اخیر پس از آن شدت گرفت که پاکستان در اوایل هفته جاری اعلام کرد اردوگاه‌های تحریک طالبان پاکستان و گروه داعش را در شرق افغانستان هدف قرار داده است. کابل این ادعا را رد کرده و گفته است که اجازه فعالیت به گروه‌های مسلح در قلمرو افغانستان داده نمی‌شود.

    ادامه این درگیری‌ها می‌تواند منازعه‌ای طولانی در امتداد مرز حدود ۲۶۰۰ کیلومتری دو کشور را در پی داشته باشد. این تحولات نگرانی‌هایی را درباره گسترش ناامنی در منطقه افزایش داده است.

  • زرقا یفتلی برندۀ جایزۀ بین‌المللی «زاید برای همبستگی انسانی ۲۰۲۶» شد

    زرقا یفتلی برندۀ جایزۀ بین‌المللی «زاید برای همبستگی انسانی ۲۰۲۶» شد

    زرقا یفتلی، فعال حقوق زنان، با انتشار پیامی از دریافت جایزۀ بین‌المللی «زاید برای همبستگی انسانی ۲۰۲۶» خبر داد و این جایزه را افتخاری همراه با مسئولیت و تعهد انسانی توصیف کرد.

    او در پیام خود با قدردانی از جایزۀ زاید برای همبستگی انسانی، هیئت مستقل داوران و دبیرخانۀ این جایزه، تأکید کرد که این انتخاب را نه تقدیر از یک فرد، بلکه ارج‌گذاری به یک مسیر جمعی و تاریخی می‌داند؛ مسیری که به گفتۀ او، زنان افغانستان سال‌هاست با شجاعت، ایستادگی و پرداخت هزینه‌های سنگین در آن گام برداشته‌اند.

    یفتلی با اشاره به محدودیت‌های گسترده، حذف زنان و دختران از آموزش و مشارکت اجتماعی و نقض سیستماتیک حقوق اساسی، گفت زنان افغانستان با وجود فشارها همچنان صدای عدالت، کرامت انسانی و امید به آینده را زنده نگه داشته‌اند. او افزود که این جایزه با ارزش‌هایی چون صلح، همزیستی مسالمت‌آمیز، احترام متقابل و گفت‌وگو، نقش مهمی در تقویت مشروعیت اخلاقی و انسانی دادخواهی زنان افغانستان ایفا می‌کند.

    به گفتۀ او، این جایزه برای زنان و دختران افغانستان صرفاً یک نماد نیست، بلکه عاملی برای تقویت امید، انگیزه و دلگرمی در مسیر تداوم مبارزه برای دستیابی به حقوق اساسی، به‌ویژه حق آموزش، مشارکت اجتماعی و سیاسی و زندگی با کرامت انسانی است. یفتلی تأکید کرد که حمایت نهادهای معتبر بین‌المللی مانع به‌حاشیه رانده‌شدن صدای زنان در سطح منطقه و جهان می‌شود.

    این فعال حقوق زنان همچنین وضعیت کنونی افغانستان را «نقض آشکار و سازمان‌یافتۀ حقوق بشر» توصیف کرد و آن را مصداق «آپارتاید جنسیتی» دانست. او گفت محروم‌سازی زنان و دختران از آموزش، کار و حضور اجتماعی هیچ توجیهی ندارد و نباید به نام فرهنگ یا سیاست عادی‌سازی شود. به باور او، ثبات و آیندۀ افغانستان بدون تأمین حقوق زنان ممکن نیست و سکوت جامعه جهانی به معنای مشروعیت‌بخشی به ظلم خواهد بود.

    زرقا یفتلی در پایان بار دیگر از نهاد جایزۀ زاید برای همبستگی انسانی و هیئت داوران برای اعتماد و همراهی‌شان قدردانی کرد و ابراز امیدواری نمود که این جایزه به تقویت همبستگی جهانی با زنان افغانستان و ایجاد فرصت‌های عملی و پایدار برای حمایت از حقوق آنان منجر شود.

  • گزارش دفتر مقابله با مواد مخدر سازمان ملل: مصرف مواد در افغانستان به‌سوی مواد مصنوعی و سوءمصرف داروها در حال تغییر است

    گزارش دفتر مقابله با مواد مخدر سازمان ملل: مصرف مواد در افغانستان به‌سوی مواد مصنوعی و سوءمصرف داروها در حال تغییر است

    دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد اعلام کرد الگوی مصرف مواد در افغانستان، در کنار تداوم استفاده از مواد سنتی، به‌طور فزاینده‌ای به‌سمت مواد مصنوعی و سوءمصرف داروهای دارویی در حال تغییر است. این یافته‌ها در ارزیابی مصرف مواد سال ۲۰۲۵ منتشر شده و سومین و آخرین جلد از «پیمایش ملی مصرف مواد در افغانستان» به‌شمار می‌رود.

    بر اساس این گزارش، مردان شرکت‌کننده بیشترین مصرف را برای چرس با ۴۶ درصد و تریاک با ۱۹ درصد ذکر کرده‌اند. در کنار آن، «قرص کِی» با ۱۱ درصد و مت‌آمفتامین با ۷ درصد نیز گزارش شده است. آخرین سنجش ملی مصرف مواد در افغانستان در سال ۲۰۱۵ انجام شده بود. این پیمایش با پشتیبانی برنامه توسعه سازمان ملل متحد انجام شده و بر دو جلد پیشین با تمرکز بر سلامت، شامل نقشه‌برداری مراکز درمان اختلالات مصرف مواد و ارزیابی مصرف پرخطر، بنا شده است.

    یافته‌ها نشان می‌دهد وابستگی به مواد فشار اقتصادی سنگینی بر خانواده‌ها وارد می‌کند. هزینه مصرف موادی مانند مت‌آمفتامین و تریاک می‌تواند از درآمد یک روز کار نیز بیشتر باشد. برای نمونه، مصرف یک روز مت‌آمفتامین تا ۱۳۸ درصد درآمد روزانۀ یک کارگر روزمزد یا ۶۷ درصد دستمزد یک کارگر ماهر هزینه دارد. پاسخ‌دهندگان دلایل اصلی تداوم مصرف را فقر، بیکاری و دشواری‌های مالی عنوان کرده‌اند. درد جسمی و بیماری، فشارهای روانی، مشکلات خانوادگی و وابستگی نیز از عوامل مهم ذکر شده است. در مجموع، پیوند قوی میان مصرف مواد و فشارهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌تر دیده می‌شود.

    الیور اشتولپه، نمایندۀ منطقه‌ای دفتر مقابله با مواد مخدر سازمان ملل، گفت مصرف مواد به‌طور نزدیک با فقر، بیکاری و نیازهای درمان‌نشده سلامت مرتبط است و پاسخ‌های مؤثر باید درمان و کاهش آسیب را با مراقبت‌های اولیه صحی، حمایت‌های روانی و حفاظت اجتماعی یک‌جا کند تا از خوددرمانی زیان‌بار کاسته و به بهبود کمک شود.

    استیون رودریگز، نمایندۀ مقیم برنامه توسعه سازمان ملل در افغانستان، نیز گفت این پیمایش تصویر روشنی از واقعیت‌های مصرف مواد و چالش‌های پیش‌روی مردم ارائه می‌کند و می‌تواند به شکل‌دهی سیاست‌ها و برنامه‌های قوی‌تر برای رسیدگی به ابعاد صحی مصرف مواد و ریشه‌های آن، از جمله کمبود شغل و فرصت‌های اقتصادی، کمک کند.

    یافته‌های پیشین پیمایش مصرف پرخطر نشان می‌دهد ۸ درصد از پاسخ‌دهندگان در طول زندگی خود تزریق مواد را تجربه کرده‌اند و از میان آنان بیش از ۷۵ درصد از سوزن مشترک استفاده کرده‌اند و حدود نیمی دسترسی منظم به تجهیزات استریل نداشته‌اند. شکاف جنسیتی نیز چشمگیر است، به‌گونه‌ای که تنها ۲۹ درصد زنان در مقایسه با ۵۳ درصد مردان درمان دریافت کرده‌اند. این موضوع نیاز به گسترش خدمات ویژه زنان را برجسته می‌کند.

    با وجود گزارش مقام‌های حاکم مبنی بر درمان شمار زیادی از مصرف‌کنندگان، نقشه‌برداری مراکز درمانی نشان می‌دهد کمبودهای جدی در توزیع، دسترسی، کیفیت و پوشش جنسیتی خدمات همچنان پابرجاست. نزدیک به دو سوم مراکز تنها به مردان خدمات می‌دهند، ۱۷.۱ درصد فقط ویژه زنان است و در ۳۲ ولایت بررسی‌شده، اندکی بیش از یک سوم خدمات در دسترس زنان قرار دارد. کمبود نیروی صحی متخصص و زیرساخت ناکافی از دیگر چالش‌هاست.

    ژرژت گانیون، سرپرست دفتر نمایندگی سازمان ملل در افغانستان، تأکید کرد این مطالعات برای هدایت پاسخ‌ها ضروری است و رویکرد مردم‌محور، شامل پایان‌دادن به انگ و تبعیض پیرامون مصرف مواد، باید در اولویت قرار گیرد. او افزود پیشگیری مؤثرترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین راهبرد برای حفاظت از جامعه و کاهش تقاضاست.

    بر پایه این سه جلد و استانداردهای بین‌المللی، توصیه شده است خدمات داوطلبانه و مبتنی بر حقوق بشر برای درمان و کاهش آسیب برای زنان و مردان گسترش یابد، آموزش کارکنان صحی تقویت شود و حداقل استانداردهای مراکز درمانی بهبود پیدا کند. همچنین پیوند این خدمات با مراقبت‌های اولیه صحی، حمایت‌های روانی اجتماعی، حفاظت اجتماعی و کمک‌های معیشتی برای کاهش فقر، درد و رنج و کاستن از بار خانوارها ضروری دانسته شده است.