«هونها» پژوهش بلند لودمیلا بوروفکووا دربارۀ هونها، اونها، خونها، سیونوها (کسیونگنوها) و خیونهاست که عزیز آریانفر آن را به فارسی برگردانده و منتشر کرده است. بند پنجم این پژوهش به پروکوپیوس قیصریهیی اختصاص دارد: گزارش او دربارۀ هونهای قفقاز، هونهای هپتالی و جنگهای قباد با هونهای ماساگیت. در این بخش یکم، نخست خود پروکوپیوس و جایگاهش بهعنوان منبع معرفی میشود، سپس گزارش نامور او دربارۀ هپتالیان — «هونهای سفید» — میآید و در پایان، بوروفکووا تناقض درونی همین گزارش را میشکافد: اینکه چرا پروکوپیوس کشاورزان یکجانشین هپتالی را «هون» نامیده است. نشر این بند، به پیروی از حکم پیشین دربارۀ نوشتههای بلند آریانفر، شمارهوار و در چند بخش انجام میشود.
پروکوپیوس که بود؟
به نوشتۀ بوروفکووا، پروکوپیوس قیصریهیی، تاریخنویس نامدار بیزانسی سدۀ ششم، در گام نخست یک دولتمرد بزرگ بود و دربارۀ شیوۀ زندگی هونهای هپتالی و حتا ظاهر بیرونی آنها تنها در تاریخ خود، «جنگ با ایرانیان»، گزارش داده است. این پژوهش از ترجمۀ آثار پروکوپیوس به روسی از سوی چکالووا (چاپ ۱۹۹۳) بهره میگیرد.
تاریخ دقیق تولد و مرگ پروکوپیوس روشن نیست: او در حدود سدههای پنجم و ششم میلادی در قیصریۀ فلسطین به جهان آمد و در حدود دهههای ۵۶۰ و ۵۷۰ میلادی درگذشت. پروکوپیوس که از خانوادهیی سرشناس بود، آموزشهای درخشانی دید و به سال ۵۲۷ از سوی امپراتور ژوستینین در کرسی مشاور بلیساریوس، سپهدار ارشد، گماشته شد. حدود بیست سال محرم راز این سپهدار نامدار بود و از همین رو به بسیاری از اسناد مهم و حتا سری سیاسی و دیپلماتیک دسترسی داشت، انواع اطلاعات مربوط به رویدادها را دریافت میکرد و خود شاهد بسیاری از لشکرکشیها بود: دو بار، از ۵۲۷ تا ۵۳۱ و به سالهای ۵۴۱–۵۴۲، به همراه بلیساریوس در مرزهای خاوری امپراتوری بود و در جنگهای ایران و بیزانس شرکت کرد؛ به سالهای ۵۳۳–۵۳۶ وندالها را در شمال افریقا شکست داد و به سالهای ۵۳۶–۵۴۰ در ایتالیا با گوتها جنگید.
بوروفکووا نتیجه میگیرد که از همین رو آثار تاریخی پروکوپیوس — «جنگ با پارسیان»، «جنگ واندالها» و «تاریخ سری» — بسیار درخور باورند، اگرچه این امر احتمال لغزشهای فردی را منتفی نمیکند. برای شکافتن موضوع هونها، بندهای آغازین کتاب نخست او، «جنگ با پارسیان»، اهمیت ویژهیی دارند، زیرا او در آن در آغاز بهگونۀ چکیده تاریخ روابط میان بیزانس و ایران را در نیمۀ نخست سدۀ پنجم و سپس، با جزئیات بیشتر، در نیمۀ دوم آن سده شرح میدهد و دیگر همسایگان ایران را نیز پرداز میکند که جنگ با آنها در آن دوره تأثیر بزرگی بر روابط ایران و بیزانس داشت.
گزارش پروکوپیوس از هپتالیان
پروکوپیوس، با سخن گفتن از برپایی صلح میان بیزانس و ایران در سالهای پادشاهی امپراتور تئودوسیوس دوم (۴۰۸–۴۵۰)، گزارش میدهد: «سپس، پیروز، پادشاه پارس، جنگی را بر سر سرزمینهای مرزی با قبیلۀ هونی هپتالیان، که سفید نامیده میشوند، آغاز کرد. او پس از گردآوری سپاه نیرومند، به سوی آنها لشکرکشی کرد. هپتالیان قبیلۀ هونی هستند و هون نامیده میشوند، مگر با هونهایی که ما میشناسیم آمیزش ندارند و با آنان تعامل ندارند، زیرا با آنها هممرز نیستند یا در نزدیکی آنها زندگی نمیکنند. در عوض، آنها در مرزهای شمالی پارسیان با آنها همسایه هستند، در جایی در حومۀ پارس — شهری به نام گورگو. در اینجا، آنها بیشتر بر سر زمینهای مرزی با یکدیگر میجنگیدند. آنها مانند دیگر قبایل هون کوچی نیستند، بلکه مدتها زندگی یکجانشینی در خاک پربار داشتهاند. آنها هیچگاهی به سرزمینهای رومیان یورش نیاوردهاند، مگر شاید با سپاهیان مادها (یعنی پارسیان). در میان هونها، آنها تنها کسانی هستند که پوست روشنی دارند و چهره زشت ندارند. و شیوۀ زندگی آنها مانند دیگر هونها چون جانوران نیست. آنها از سوی یک پادشاه واحد اداره میشوند و یک سامانۀ دولتی قانونی دارند که با یکدیگر و با همسایگان خود بیآلایشانه و دادگرانه زندگی میکنند، نه بدتر از رومیها یا پارسیان» (پروکوپیوس، «جنگ با پارسیان»، کتاب نخست، بند سوم).
تناقض در گزارش پروکوپیوس
به نوشتۀ بوروفکووا، اطلاعات پروکوپیوس دربارۀ دشمنان شاهنشاه پیروز متناقض است: او در آغاز از قبیلۀ هونی هپتالیان که «سفید» نامیده میشوند سخن میگوید و سپس هپتالیان را از نگر موقعیت مکانی، شیوۀ زندگی و سیمای بیرونیشان با «هونهایی که ما میشناسیم» مقایسه میکند. او مینویسد که هپتالیان با این هونها آمیزش و تعامل ندارند، زیرا با آنها هممرز نیستند یا در نزدیکی آنها زندگی نمیکنند، اما با پارسیان در مرزهای شمالیشان همسایهاند، در جایی در حومۀ شهر گورگو، جایی که بیشتر بر سر زمینهای مرزی با یکدیگر میجنگیدند.
به راستی هم، همانگونه که از اطلاعات پیشین برمیآید، در نزدیکی شهر گورگو، در خاور دریای کسپین، پارسیان با کوشانها — باشندگان پادشاهی کوشان پسین — جنگیده بودند که مدتها در آنجا میزیستند. اما باورمندی پروکوپیوس به این نکته که هپتالیان، متفاوت از دیگر قبایل هون، «کوچی نیستند»، بلکه «مدتها در زمینهای پربار زندگی یکجانشینی داشتهاند» و شیوۀ زندگی آنها «مانند آن هونها، همچون جانوران نیست»، از اهمیت ویژهیی برخوردار است. افزون بر این، او اشاره میکند که هپتالیان یک پادشاه دارند و ساختار دولتی آنها مانند پارسیان و رومیها بر شالودۀ قانون استوار است و در میان هونها هپتالیان «تنها پوست روشنی دارند و سیماهای زشت ندارند».
پس چرا «هون»؟
بوروفکووا میپرسد: پس چرا با این همه پروکوپیوس کشاورزان آشکارا یکجانشین هپتالی را هون مینامد؟
به نوشتۀ او، نخستین کسی که دشمنان خاوری پیروز را «هونهای کیداری» نامید، پریسکوس پانیومی، از بزرگان بیزانسی، در آغاز نیمۀ دوم سدۀ پنجم بود و یشو استایلیتس، روحانی سوری ادسایی، دربارۀ جنگهای پیروز با هونها در مرز سدههای پنجم و ششم نوشت. هر دو نویسنده اطلاعات خود را از بیزانسیها دریافت کرده بودند: پریسکوس از سفیران و یشو از کارکنان عادی سفارتها؛ و سفیران بیزانسی هم از کارگزاران بلندپایۀ پارسی که آنها را پذیرفته بودند یا از بیزانس بازدید میکردند. بنابراین، به احتمال بالا، خود پارسیان در گفتوگوها با رومیها آغاز به خواندن دشمنان خود در شمال خاوری با نام «هونهای کیداری» کردند، با این هدف که رومیان را متقاعد کنند که آنها از همان دشمنان نیرومندی شکست خوردهاند که رومیان از ایشان شکست خورده بودند.
پروکوپیوس، که به دلیل جایگاه بالای خود در دربار بیزانس به اسناد بایگانی گردآوریشده در آنجا دسترسی داشت، بدون تردید با اثر پریسکوس پانیومی آشنا شد که در زمان خود در دربار نیک شناخته شده بود. پریسکوس، که خود زمانی نزد هونهای آتیلایی رفته بود، از توانمندی آنها آگاه بود، زیرا بیزانس و روم عملاً به آنها باج زر میدادند؛ و بنابراین ترفند پارسیان برای هون نامیدن کوشانها را همچون یک واقعیت پذیرفت. و از جایی که پریسکوسِ آشنا با هونهای آتیلایی همسایگان خاوری پیروز را هم بهعنوان هون شناسایی کرد، چنین اینهمانییی برای پروکوپیوس یک واقعیت انکارناپذیر و بیچونوچرا پنداشته شد. او این واقعیت را نادیده گرفت که پریسکوس خودش کیداریها را ندیده بود، و اینکه او تنها دوازده سال هونهای خاوری را کیداری هم نامیده بود، و اینکه در اسناد بعدی بیزانسی دشمنان پارسها در این منطقه در گذشته دیگر هپتالیها نامیده میشدند.
بوروفکووا میافزاید شاید دلیل اینکه همسایگان خاوری پارسها گاهی کیداری و گاهی هپتالی نامیده میشدند، برای معاصرانشان چنان هویدا بود که ارزش یاد کردن نداشت؛ تنها مدتها پسانتر، نویسندگان سدۀ ششم خاطرنشان میکنند که مردمان و پادشاهیهای کوچیها به نام پادشاهان ـ پیشوایان مشهورشان نامگذاری میشدند. چنین برمیآید که به همین دلیل پروکوپیوس اطلاعات مربوط به نخستین جنگهای پیروز با هونهای کمترشناختهشدۀ کیداری را نادیده گرفت و با شرح آخرین نبردهای وی با هونهای هپتالی آغاز کرد.
در بخش دوم این بند، بوروفکووا گزارش پروکوپیوس از جنگهای پیروز و قباد با هپتالیان و هونهای قفقاز را پی میگیرد.
منبع: عزیز آریانفر




