یکشنبه 17 عقرب 1405
بازارهای جهانیGlobal Markets
طلا … USD/oz Gold … USD/oz نقره … USD/oz Silver … USD/oz مس … USD/lb* Copper … USD/lb* پلاتین … USD/oz Platinum … USD/oz پالادیوم … USD/oz Palladium … USD/oz

عزیز آریانفر: پیوست به گذشته — بخش سوم و پایانی

شرح تصویر: نقشۀ امپراتوری هپتالیان پیرامون سال ۵۰۰ میلادی؛ هپتالیان در تخارستان و باختر مستقر بودند و شاهنشاه پیروز ساسانی در جنگ سوم با آنان به سال ۴۸۴ کشته شد و ایران باجگزار هپتالیان گشت.

«پیوست به گذشته» نوشتۀ بلند عزیز آریانفر دربارۀ اسکیت‌ها و آلن‌هاست. در بخش دوم دیدیم که او سرگذشت آلن‌ها و گوت‌ها را در گواهی نویسندگان روم و بیزانس تا سدۀ ششم دنبال کرد. در این بخش سوم و پایانی، آریانفر به جنوب آسیای میانه می‌پردازد: پادشاهی کوشان پسین و جنگ‌های شاهنشاه پیروز با کیداری‌ها و هپتالیان، و سپس از دگرگونی ریشه‌یی نیمۀ دوم سدۀ ششم سخن می‌گوید که با ناپدید شدن هپتالیان و پدیدار شدن آوارها و ترک‌ها همراه بود.

پادشاهی کوشان پسین و جنگ‌های پیروز

به نوشتۀ آریانفر، در بخش جنوبی آسیای میانه، جنوب رود سیر و خاور پارس، تا سال ۴۵۴ میلادی — همان‌گونه که اطلاعات یقیشه نشان می‌دهد — پادشاهی کوشان پسین وجود داشت که ظاهراً از سوی همان اشکانیان، نوادگان شاخه‌یی فرعی از خاندان پادشاهی اشکانی، رهبری می‌شد. آنان از آغاز امپراتوری ساسانی داوطلبانه فرمانبردار ساسانیان شدند و تا سال ۳۷۰ میلادی چنین ماندند، هنگامی که امپراتوری کوشان به ایران یورش برد و با شکست دادن ارتش پارس، استقلال خود را از ایران تثبیت کرد. سپس این دولت کوشانی در سدۀ پنجم میلادی بارها و بارها یورش‌های پیروزمندانۀ پارسیان را که در پی تسخیر دوبارۀ آن بودند، پس زد و یقیشه از آخرین شکست شاهنشاه یزدگرد دوم به سال ۴۵۴ به دست کوشانیان گزارش داد.

آریانفر می‌نویسد از سال ۴۵۶، اما تنها تا سال ۴۶۸، پریسکوس پانیومی، دیپلمات و تاریخ‌نویس بیزانسی، از جنگ پارسیان با هون‌های کیداری در نزدیکی شهر گورگو، یعنی در سرزمین‌های کوشان، نوشت. اما هون‌ها، همان‌گونه که می‌دانیم، کوچی بودند و در منابع غربی حتا هیچ اشاره‌یی به حملۀ کوچی‌ها به سرزمین‌های امپراتوری کوشان پسین در نیمۀ دوم سدۀ پنجم نشده است. هجده تا بیست سال بعد، لازار اهل پاربوس، تاریخ‌نویس ارمنی، بر پایۀ اطلاعات سفیر پارس که به سال ۴۸۴ از سرزمین ارمنیان بازدید کرده بود، از سه جنگ شاهنشاه پیروز (۴۵۹–۴۸۴) در خاور نوشت، اما نه با کیداری‌ها، بل با هپتالیان، که او آنان را هون نمی‌دانست؛ از شکست‌ها و جان باختن پیروز در پایان جنگ سوم به سال ۴۸۴ و از این واقعیت که ایران در نتیجه باجگزار هپتالیان شد.

به نوشتۀ آریانفر، یشو استایلیت، روحانی بیزانسی، نیز در آغاز سده‌های پنجم و ششم در رویدادنگاری خود سه جنگ پیروز را شرح داده است، اما نه با کیداری‌ها یا هپتالی‌ها، بل با هون‌ها. پروکوپیوس، تاریخ‌نویس نامور بیزانسی، نیز در میانه‌های سدۀ ششم از سه جنگ میان پیروز و هون‌های هپتالی — که پسان‌ها آنان را تنها هپتالیان می‌نامید — در نزدیکی شهر گورگو، از کشته شدن پیروز و تبدیل شدن پارسیان به باجگزاران هپتالیان نوشت.

آریانفر نتیجه می‌گیرد که از آنجا که همۀ این نویسندگان از جنگ‌های پیروز با کیداریان، هپتالیان و هون‌ها در نزدیکی شهر گورگو نوشته‌اند، جایی که پارسیان در گذشته در برابر کوشان‌ها جنگیده بودند، و از آنجا که منابع حتا به تهاجم کوچی‌ها به سرزمین‌های پادشاهی کوشان پسین اشاره‌یی نمی‌کنند، و به گفتۀ پروکوپیوس هپتالیان، مانند کوشان‌ها، از دوران باستان کشاورزان یکجانشین بودند، هویداست که پارسیان تنها نام‌های نوی به همان کوشان‌ها می‌دادند. پارسیان با دیدن شکست‌های پی‌درپی از بیزانسی‌ها، در گفتگوها با بیزانسی‌ها آغاز به هون خواندن آنان (کوشان‌ها) کردند، یعنی کوچی‌ها؛ با این کار برای بیزانسی‌ها روشن کردند که آنان (پارسیان) با همان دشمن نیرومند بیزانسی‌ها می‌جنگند که بیزانسی‌ها از میانه‌های سدۀ پنجم به ایشان باج می‌دادند، و برای جلوگیری از یورش دوبارۀ این هون‌ها به امپراتوری بیزانس — همان‌گونه که به سال ۳۹۵ رخ داد — پارسیان از بیزانس خواستند که برای دفاع در برابر دشمن مشترکشان بودجه‌یی در دسترسشان بگذارد. این که چرا هون‌ها از سال ۴۵۶ تا ۴۶۸ کیداری و سپس هپتالی نامیده می‌شدند، در ادامۀ نوشته بررسی می‌گردد.

قباد و صلح با هپتالیان

به نوشتۀ آریانفر، درگیری‌های درونی در ایران پس از مرگ شاهنشاه پیروز به سال ۴۸۴ میلادی مدت‌ها ادامه یافت. حدود سال ۴۹۶ میلادی، پسر کوچک او، قباد، که از پادشاهی برکنار شده بود، نزد هپتالیان گریخت، جایی که پدرش پیروز در سال‌های دهۀ هفتاد میلادی شکست خورده و او را گروگان گذاشته بود. او در آنجا پایید، با دختر پادشاه هپتالیان عروسی کرد و با کمک سپاهیان آنان به ایران بازگشت و به سال ۴۹۸ میلادی دوباره شاهنشاه شد. بنابراین، پس از شکست پیروز به سال ۴۸۴، ایران باجگزار هپتالیان شد و پسر پیروز، قباد، بعدها داماد پادشاه هپتالیان شد.

آریانفر می‌نویسد شگفت نیست که هر دو پادشاهی به حفظ صلح میان خود دل‌بستگی داشتند: هپتالیان به باج ایران و امنیت سرزمین‌های غربی آن نیاز داشتند، در حالی که قباد به پشتیبانی سپاهیان نیرومند هپتالیان نیاز داشت که ثبات داخلی دولت و امنیت مرزهای خاوری او را تضمین می‌کرد و دست‌های او را برای جنگ در برابر بیزانس در غرب آزاد می‌گذاشت. و چنین برمی‌آید که درست به همین دلیل است که آثار به‌جامانده از نویسندگان بیزانسی تا میانۀ سدۀ ششم هیچ اطلاعاتی دربارۀ رویدادهای خاور ایران یا پادشاهی هپتالیان ندارد؛ در آنجا صلح بود.

مناندر و پدیدار شدن آوارها

آریانفر می‌نویسد ارزشمندترین و مفصل‌ترین اطلاعات دربارۀ تاریخ بیزانس و روابط بین‌المللی ایران با مردمان شمال و خاور، گسترۀ دریای سیاه و آسیای میانه از میانۀ سدۀ ششم به بعد، در برخ‌های به‌جامانده از کتاب «ادامۀ تاریخ آگاثیاس» نوشتۀ مناندر بیزانسی (مناندر پروتکتور) یافت می‌شود. تاریخ آگاثیاس هفت سال پادشاهی امپراتور ژوستینین، از ۵۵۲ تا ۵۵۸ را پوشش می‌دهد، در حالی که اثر مناندر تاریخ بیزانس از ۵۵۸ تا ۵۸۲ است، یعنی از پایان پادشاهی ژوستینین (۵۲۷–۵۶۵) تا پادشاهی جانشینان او، ژوستین دوم (۵۶۵–۵۷۸) و تیبریوس (۵۷۸–۵۸۲). مناندر، همچون یک پروتکتور، یعنی افسر گارد امپراتوری، با داوری بر پایۀ برخ‌های به‌جامانده از «تاریخ» خود، این فرصت را داشت که از کسانی که مستقیماً در تماس‌های سیاست خارجی دخیل بودند، اطلاعات و حتا برخی اسناد دریافت کند.

به نوشتۀ آریانفر، از آنهاست که ما از یک دگرگونی ریشه‌یی در وضعیت تباری ـ سیاسی آسیای میانه در نیمۀ دوم سدۀ ششم آگاه می‌شویم، جایی که هپتالیان ناپدید شدند و برخی از تورک‌ها ظاهر شدند که از سوی ترجمان‌ها و پژوهشگران مدرن به عنوان ترک شناخته می‌شوند. در سدۀ ششم، بیزانس ناگزیر شد مبارزۀ سختی را در برابر قبایل اسلاو، که به اسکلاونی‌ها و آنتس‌ها تقسیم می‌شدند و در گسترۀ دریای سیاه و شمال ایستر می‌زیستند، آغاز کند. و چهارمین برخ به‌جامانده از اثر مناندر از ظهور مردمی ناشناخته به نام آوارها در نزدیکی بیزانس به سال ۵۵۸ سخن می‌گوید: «پس از سرگردانی دراز، آوارها به آلن‌ها رسیدند و از رهبر آن‌ها، ساروسیوس، خواستند که آن‌ها را به رومی‌ها آشنا کند. ساروسیوس درخواست آن‌ها را از طریق فرمانده بیزانسی، ژوستین، ابلاغ کرد و امپراتور ژوستینین دستور داد سفیران آوارها پذیرفته شوند. نخستین سفیر آن‌ها، به نام کاندیخ، در برابر امپراتور در دربار گفت: «بزرگ‌ترین و نیرومندترین مردم به سوی شما می‌آیند؛ آوارها مردمی شکست‌ناپذیر هستند که توانایی دفع و نابودی دشمنان خود را دارند». و پس از سخنان ستایش‌آمیز بیشتر، او درخواست کرد که آوارها به عنوان همپیمان پذیرفته شوند و افزود: «اما آن‌ها تنها در صورتی با امپراتوری روم دوستانه خواهند بود که سالانه از شما هدایای گرانبها و پول دریافت کنند و شما آن‌ها را در زمین‌های پربار اسکان دهید»» (مناندر، ۱۸۶۰، بخش ۴).

آریانفر در گام نخست به این جمله توجه می‌کند که آوارها «پس از سرگردانی دیرپا» رسیدند، یعنی آشکارا از راه دور. اما آن‌ها چه کسانی بودند و از کجا آمده بودند؟ یکی دیگر از معاصران، یوحنای سوری اهل افسس، روحانی‌یی که به مقام اسقفی رسید، نیز دربارۀ این نخستین بازدید آوارها از قسطنطنیه به سال ۵۵۸ نوشته است. جان گزارش داد: «این مردم که به دلیل موهایشان آوار نامیده می‌شوند، در زمان امپراتور ژوستینین به سرزمین‌های روم آمدند و ظاهر شدند.» او سفیران آن‌ها را پذیرفت، به آن‌ها سیم و زر، جامه، کمربندها و زین‌های زرین و هدایای دیگر بخشید و از طریق آن‌ها برای اشرافشان فرستاد. آن‌ها شگفت‌زده شدند و دیگران را فرستادند، و او به آن‌ها فراوان بخشید (پیگولفسکایا، ۱۹۴۱). افزون بر این، ان. و. پیگولفسکایا، با استناد به اثر تئوفان بیزانسی «گاه‌نگاری»، با جزئیات بیشتری گزارش داد: «نخستین حضور آوارها در قسطنطنیه به زمان ژوستینین، به سال ۵۵۰ میلادی [به گفتۀ تئوفان] برمی‌گردد… جایی که آن‌ها شور و هنگامه آفریدند، زیرا همه شهر برای دیدن آن‌ها جمع شدند.»

با این بخش، نشر شمارۀ‌وار «پیوست به گذشته» به پایان می‌رسد؛ سریال بعدی عزیز آریانفر در این رشته، «هون‌ها ـ بند پنجم» است.

منبع: عزیز آریانفر، یادداشت فیسبوکی «پیوست به گذشته»، ۵ نوامبر ۲۰۲۶.

شرح تصویر: نقشۀ امپراتوری هپتالیان پیرامون سال ۵۰۰ میلادی؛ هپتالیان در تخارستان و باختر مستقر بودند و شاهنشاه پیروز ساسانی در جنگ سوم با آنان به سال ۴۸۴ کشته شد و ایران باجگزار آنان گشت.

این خبر را شریک کنید