جمعه 15 عقرب 1405
بازارهای جهانیGlobal Markets
طلا … USD/oz Gold … USD/oz نقره … USD/oz Silver … USD/oz مس … USD/lb* Copper … USD/lb* پلاتین … USD/oz Platinum … USD/oz پالادیوم … USD/oz Palladium … USD/oz

نتاشا سینگ؛ خبرنگاری که در بهار ۱۹۹۳ در افغانستان کشته شد

صبور سیاسنگ در این یادداشت خاطره‌ای، از نتاشا سینگ، خبرنگار آزاد هندی‌تبار، یاد می‌کند که در ۱۶ اپریل ۱۹۹۳ همراه با چهارده تن دیگر در سقوط یک چرخ‌بال در نزدیکی پلخمری جان باخت. اسناد خبری آن رویداد — از جمله گزارش‌های مربوط به شارون هربا، رییس دفتر آسوشیتدپرس در اسلام‌آباد که او نیز در همان چرخ‌بال بود — تأیید می‌کند که چرخ‌بال متعلق به سید جعفر نادری، والی بغلان، بود و علت سقوط آن نقص فنی موتور شناخته شد. روایت سیاسنگ از سردرگمی خبرهای نخستین و از فضای آن روزهای کابل را در ادامه می‌خوانید:

دو باری که نتاشا سِنگھ به افغانستان آمده بود، برخلاف بسیاری از مهمانان خارجی، هوتل انترکانتی‌ننیتل را بر هوتل کابل بر‌گزید. (خواهید پرسید، دانستن این نکته به خواننده چه فایده دارد. درست حدس زده اید. ندارد. البته، یکی از سه تفاوت کوچکش این‌که هر دو مهمان‌سرا ترجمان‌های راجستر-شدۀ خود را داشتند و به یک‌دیگر امانت نمی‌دادند.)

روزی نصرت مهر که زبان انگلیسی را بهتر از همۀ ما می‌دانست و ترجمان رسمی انترکانتی‌ننتل بود، گفت: “والله یگان دفه آدم به خیر خود نمی‌فامه. خدا سرم فضل کد”. پرسیدیم: “چطو”؟ گفت: “وختی آوال دادن که بیا بری نتاشا سنگھ ترجمانی کو، گفتم مه روسی یاد ندارم. اول فکر می‌کدم که روس اس و با کدام هندی ازدواج کده، اما پسان فامیدم که اصالتن هندوستانی بود و ترجمان انگلیسی کار داشت. اگه همو روز خبر می‌شدم، قبول می‌کدم، حتمن کتیش می‌رفتم و شاید امروز زنده نمی‌بودم”. همه غم‌گینانه خاموش شدیم.

سی‌وسه سال می‌گذرد. بر لوح یادبودش نوشته است: “نتاشا سنگھ متولد دهم جولای ۱۹۶۴، شام شانزدهم اپریل ۱۹۹۳ در افغانستان کشته شد.”

در آغاز، به مادر و پدرش تلفونی خبر دادند که جیپ حامل دختر شان در مسیر پیچاپیچ و ناهموار نزدیک پلخمری در اثر انحراف از راه باریک خامه و سقوط به نشیب دره، به سنگ بزرگی اصابت نموده و همه سرنشینان جان سپرده اند.

پس از دو هفته، روزی که گروهی از کارشناسان و کارمندان بریتانیایی موسسۀ ماین‌روبی HALO Trust بقایای اجساد چندین زن و مرد در میان تخته پاره‌های فلزی هواپیمای سوخته را در دامان کوه یافتند و برای تثبیت هویت به کابل فرستادند، دانسته شد که یکی از پانزده قربانی، نتاشا سنگھ است.

او که در ۱۹۹۱، به صفت خبرنگار آزاد امریکایی – پس از بیست سال دوری – به زادگاهش در هند رفته بود، برای رسانه‌های جاپان، انگلستان، امریکا و هندوستان کار می‌کرد. نتاشا در آستانۀ سقوط حاکمیت داکتر نجیب (اپریل ۱۹۹۲)، نخستین بار به کابل آمد و خیلی زود، برای پیش‌برد قرارداد یک سالۀ کاری به هند برگشت.

انگار “یمراج” نشسته بر فراز آسه‌مایی او را واپس فراخوانده بود: نتاشا در ۱۹۹۳ بار دوم به کابل آمد. روز هفتم اقامت هوتل انترکانتی‌ننتل با سیزده گزارش‌گر اروپایی و امریکایی به پاسخ دعوت سید منصور نادری آهنگ بغلان کرد.

دم غروب شانزدهم اپریل ۱۹۹۳، هلیکوپتر در نیمه‌راه – سرنگون شد و جان پانزده سرنشین – از جمله نتاشا سنگھ – را گرفت.

زنگ زدن دوباره به خانوادۀ داغ‌دار او در کلیفورنیا و نمک افشاندن بر ناسور تازه بی‌هوده بود. سوگواران یک بار آگاهی یافته بودند که برنامۀ سی سالگی آن جوان نامراد در هیچ گوشۀ جهان برگزار نخواهد شد.

سرزمین من همواره – در همه جا – میزبان فرشتۀ مرگ فرزندان خودش نیز بوده است: از درون چهاردیواری خانه و همواری دشت تا تۀ دره و دامان کوه.

سی‌وسه سال می‌گذرد. ناتاشا سوخت، ولی به آتش سپرده نشد. تنها هفته نامۀ کابل نوشت: “هلیکوپتر حامل ژورنالیستان خارجی در اثر عارضۀ تخنیکی در ساحۀ شمال کابل سقوط کرد و کسی از مسافرین جان به سلامت نبرد”.

آمده بود که گزارش‌ بنویسد و ندید که نامش در پاراگراف کوتاه یک گزارش ساده هم نمی‌آید.

نتاشا دیروز نمی‌دانست و من امروز نمی‌دانم که آن چرخ‌بال نظامی چگونه پارچه پارچه به هر سو افتاد. آیا به کوه زده بود یا از کوه زده شده بود؟

دست خودم نیست، ورنه می‌گفتم همان بهتر که ناگاه آگاه بمیرم.

(با سپاس از نصرت مهر گرامی که اجازه داد در این یادداشت یاد شود.)

منبع: صفحۀ فیسبوک صبور سیاسنگ

این خبر را شریک کنید