یکشنبه 17 عقرب 1405
بازارهای جهانیGlobal Markets
طلا … USD/oz Gold … USD/oz نقره … USD/oz Silver … USD/oz مس … USD/lb* Copper … USD/lb* پلاتین … USD/oz Platinum … USD/oz پالادیوم … USD/oz Palladium … USD/oz

عزیز آریانفر: پیوست به گذشته — بخش یکم

شرح تصویر: شانۀ زرین اسکیتی با نگارۀ نبرد، از گورخانۀ سولوخا (سده‌های پنجم و چهارم پیش از میلاد)؛ اسکیت‌ها مردمان کوچی موبوری بودند که آریانفر در این نوشته خاستگاه و پیوندشان با آلن‌ها را بررسی می‌کند.

«پیوست به گذشته» نوشتۀ بلند دیگری از عزیز آریانفر است که در آن، این بار به سراغ اسکیت‌ها و آلن‌ها می‌رود؛ مردمان کوچی موبوری که در شمال دانوب، پیرامون دریای سیاه و آزوف و در خاور دریای کسپین می‌زیستند. او در این بخش نخست، از گواهی سخنوران و تاریخ‌نویسان یونان و روم باستان آغاز می‌کند و نشان می‌دهد که نویسندگان باستان بر چه اساسی این مردمان را «اسکیت» می‌نامیدند و آلن‌ها از کجا به اروپا آمدند. نشر این نوشته، به پیروی از حکم پیشین دربارۀ نوشته‌های بلند آریانفر، شماره‌وار و در چند بخش انجام می‌شود.

سخنوران روم و مردمان موبور شمال

آریانفر نوشته‌اش را با دو سخنور نامور روم آغاز می‌کند. پوبلیوس اووید، سخنور نامور آگوستایی، به سال ۸ میلادی محکوم و به کرانه‌های غربی دریای سیاه تبعید شد و در آنجا با اندوه پرسید: «آثار خود را این جا برای چه کسی بخوانم، جز کورائیلی‌های زردمو و دیگر قبایل باشندۀ ایسترای وحشی؟» و لوکان (۳۹–۶۵ میلادی)، برادرزادۀ فیلسوف سنکا و از شرکت‌کنندگان در توطئه در برابر نرون، فریاد زد: «بگذارید سوئوی‌های موبور ـ یک قبیلۀ گوتیک ـ را از شمال دور آزاد کنند، ما را دشمن همۀ مردم کنید.»

به نوشتۀ آریانفر، این دو سخنور بزرگ، مردانی تأثیرپذیر، آشکارا زیر تأثیر مردمان موبوری رفته بودند که در شمال ایستر سفلی (دانوب) می‌زیستند؛ مردمی که تاریخ‌نویسان آن برهه روی‌هم‌رفته آن‌ها را اسکیت‌ها می‌نامیدند.

لوسیان و همانندی اسکیت‌ها و آلن‌ها

او سپس به اطلاعات لوسیان (۱۲۰–۱۸۰ میلادی)، سخنور و طنزپرداز نامور سدۀ دوم میلادی، می‌رسد که در سوریه در کنار فرات زاده شد و سفرهای بسیاری کرد. لوسیان در نوشتۀ خود دوستی سه اسکیتی را که در نزدیکی تنگۀ بسفر می‌زیستند به تصویر کشید و گزارش داد که یکی از آن‌ها، به نام ماکنت، با هدف ربودن دختر برادر همسرش ـ که برای همسری فرمانروایشان برده شده بود ـ نزد آلن‌ها رفت.

به نوشتۀ لوسیان، مکنت اسکیتی از نگاه جامه و زبان همانند آلن‌ها بود، «زیرا آلن‌ها و اسکیت‌ها هر دو یکسان هستند، با این تفاوت که آلن‌ها موهای خود را مانند اسکیت‌ها دراز نگه نمی‌دارند. اما مکنت در این مورد نیز به آن‌ها همانندی داشت و موهای خود را به اندازه‌یی کوتاه می‌کرد که آلن‌ها معمولاً کوتاه می‌کردند.»

آریانفر نتیجه می‌گیرد که اسکیت‌ها، که در کنار آلن‌های موبور زندگی می‌کردند، زبان آلن‌ها را می‌دانستند و جامه و درازی موهایشان نیز به‌آسانی تغییرپذیر بود؛ تنها چیزی که اسکیت‌ها و آلن‌ها نمی‌توانستند به‌سرعت تغییر دهند، رنگ مویشان بود، اگر متفاوت می‌بود. بنابراین، اطلاعات لوسیان و گواهی‌های پیش‌گفته این امکان را می‌دهد که نتیجه بگیریم ویژگی اصلی‌یی که یونانیان باستان بر پایۀ آن قوم یا قبیله‌یی خاص را اسکیتی می‌دانستند، بور بودن آن‌ها بود.

اما یونانیان باستان می‌دانستند که اسکیتی ـ آلنی‌ها در شمال ایستر (دانوب) و دریاچۀ مئوتیان (دریای آزوف) می‌زیستند، در حالی که در خاور دریای کسپین و شمال رود سیر، اسکیت‌های خاوری دیگری زندگی می‌کردند که برخی از آن‌ها را پارسیان ماساگت می‌نامیدند. یونانیان در میانۀ سدۀ یکم میلادی نمی‌دانستند ـ یا دلچسبی نشان نمی‌دادند ـ که آلن‌ها از کجا به اروپا آمده‌اند.

دیو کاسیوس: آلن‌ها خاستگاه ماساگیتی داشتند

به نوشتۀ آریانفر، در ثلث نخست سدۀ سوم میلادی، کاسیوس دیو (۱۵۵–۲۳۵) «تاریخ روم» خود را نوشت و در آن، جنگ آلن‌ها را ـ که از سوی پادشاه ایبری (گرجی)، فاراسمانس، در برابر پارت در قفقاز برانگیخته شده بود ـ به تصویر کشید و گزارش داد که آلن‌ها خاستگاه ماساگیتی داشتند: «این جنگ از سرزمین آلبان‌ها، که در اصل ماساگیت‌ها بودند، از سوی فاراسمانس آغاز شد. این جنگ ماد را به‌شدت لرزاند و همچنین سرزمین ارمن‌ها و کاپادوکیه را نیز تکان داد، اما سپس پایان یافت، زیرا آلبان‌ها با هدیه‌هایی از سوی ولوگوس (بلاش)، پادشاه پارسی، تطمیع شدند و از سوی دیگر از فرمانفرمای کاپادوکیه، فلاویوس آریانوس، می‌ترسیدند.»

آریانفر می‌افزاید تنها یادآوری دیو از رویارویی فلاویوس آریانوس (۹۵–۱۷۵)، فرمانفرمای کاپادوکیه، و آلن‌ها به ما اجازه می‌دهد زمان این جنگ را تا جایی دقیق روشن کنیم. پیش از زمان دیو، دو پادشاه ایبری به نام فاراسمان و سه پادشاه اشکانی به نام ولوگیز شناخته شده بودند، اما تنها یک فرمانفرمای استان رومی کاپادوکیه (۱۳۱–۱۳۷) ـ فلاویوس آریانوس ـ به دلیل آن‌که پسان‌ها تاریخ‌نویس شد، نامور گردید. او در آغاز، «سفر به پونتوس اکسین» را ـ گزارشی به امپراتور هادریان دربارۀ سفر به پونتوس (دریای سیاه) ـ و «رویارویی با آلن‌ها» را دربارۀ جنگ با آن‌ها به سال ۱۳۶ میلادی نوشت و پسان‌ها به مدت ۲۲ سال، تا هنگام مرگش، تاریخ روم را به رشتۀ نگارش در آورد.

با محاسبۀ زمان، به‌آسانی می‌توان نتیجه گرفت که او همچنین در برابر تهاجم آلن‌هایی ایستادگی کرده بود که از سوی فاراسمان به سال ۱۳۶ میلادی، در دورۀ امپراتور هادریان (۱۱۷–۱۳۸ میلادی)، استخدام شده بودند. فاراسمان که در پی صلح با پارسیان بود، ارمنستان را ـ که بار دیگر به یک پادشاهی تبدیل شده بود ـ و میان‌رودان را رها کرد، اما کاپادوکیه را، که از سوی فلاویوس آریان دفاع می‌شد، حفظ کرد. آریانفر یادآور می‌شود که ت. ا. گابویف، با تجزیه و تحلیل منابع ارمنی و گرجی گردآوری‌شده بیش از سه سده پس از این رویداد، تاریخ آن را ۱۳۵ میلادی تعیین کرد.

پرسش اصلی: دیو از کجا دانست؟

اما چگونه دیو کاسیوس پسان‌تر ـ در آغاز سدۀ سوم ـ برای نخستین بار در تاریخ‌نگاری یونان باستان دریافت که آلن‌ها دارای خاستگاه ماساگیتی بودند، یعنی از خاور آمده بودند؟

آریانفر برای پاسخ به این پرسش توجه می‌دهد که یورش آلن‌ها به سرزمین ارمن‌ها و ماد حدود سال‌های ۱۳۵ یا ۱۳۶ میلادی رخ داد، در حالی که دیو کاسیوس آن را تقریباً یک سده پسان‌تر، در یک‌سوم نخست سدۀ سوم میلادی، توصیف کرد. در این مدت، دگرگونی‌های بزرگی در سرزمین آلن‌ها در نزدیکی دریای آرال رخ داده بود که به احتمال بالا بر وضعیت هم‌قبیله‌یی‌های آن‌ها در نزدیکی دریاچۀ میوتیا (دریای آزوف) تأثیر گذاشت؛ همان‌گونه که در تاریخ‌های چینی بررسی‌شده هویدا است.

از تاریخ‌های باستانی چین می‌دانیم که به سال ۲۳۰ میلادی، سفیری از امپراتوری کوشان به دربار پادشاهی شمالی چین، ویی، رسید. تنها او می‌توانست اطلاعاتی دربارۀ آلن‌ها و دینلین‌ها بازگو کند که پسان‌تر در «ویی‌لو» و «سان‌گوئو ژی» ثبت شده است. سازگار با این تاریخ‌ها، روشن شده است که در نیمۀ دوم سدۀ دوم میلادی، دینلین‌ها ـ کوچی‌های موبور جنوب سیبری ـ زیر فشار سیان‌بای مغولوی‌سیما، که پیش از این سیونوها (هون‌ها) را شکست داده بود، از گسترۀ خاور دریاچۀ بلخاش به سوی غرب، به سرزمین‌های میان دریاچۀ بلخاش و دریای آرال، سرازیر شدند. در نتیجه، تراکم جمعیت در این مناطق نیمه‌بیابانی به‌گونۀ شایان توجهی افزایش یافت. دینلین‌ها با تأسیس سه پادشاهی خود در این‌جا، پادشاهی کنگجو را از پادشاهی آلن‌های موبور (یانکای/آلن) جدا کردند و آلن‌ها را از حکومت کنگجو ـ که مردم آن، به گفتۀ «جین شو»، اروپایی‌سیماهای موی‌سیاه، مانند مردم داوان (فرغانه) بودند ـ آزاد ساختند.

با این حال، آلن‌ها، که دیگر در سدۀ دوم پیش از میلاد پادشاهی متمرکزی داشتند، تا سدۀ سوم از نگاه تراز توسعۀ اجتماعی به‌گونۀ شایان توجهی از دینلین‌ها پیشی گرفته بودند. روند جذب و همگون‌سازی دو مردم موبور، آلن‌ها و دینلین‌ها، آغاز شد که ره‌آورد آن را آمیانوس مارسلینوس تا پایان سدۀ چهارم چنین به تصویر کشیده است: «آلن‌ها، که میان دو بخش جهان تقسیم شده بودند، به قبایل بسیاری فروپاشیدند… اگرچه آن‌ها به‌عنوان کوچی‌ها در گستره‌یی پهناور و با فاصله‌های دور از یکدیگر کوچ‌روی می‌کردند، با گذشت زمان زیر یک نام متحد شدند و به خاطر یکنواختی سنت‌ها، شیوۀ زندگی وحشی و همانندی جنگ‌افزارهایشان، همگی آلن نامیده می‌شوند.»

به نوشتۀ آریانفر، این امر آوندی بر این پنداشت است که با آغاز سدۀ سوم ـ هنگامی که دیو کاسیوس می‌زیست ـ در نتیجۀ کوچیدن دینلین‌ها و افزایش تراکم جمعیت در سرزمین‌های نیمه‌بیابانی گسترۀ آرال، هم شمار دسته‌های آلن که از آن‌جا آمده و در پیرامون میوتیدا (دریای آزوف) و شمال پونتوس (دریای سیاه) ماندگار شدند و هم توان عددی آن‌ها ـ به دلیل پیوستن دینلین‌ها به آن‌ها که نام آلن‌ها را نیز به خود گرفتند ـ به‌گونۀ شایان توجهی افزایش یافت. بنابراین، چنین برمی‌آید که اطلاعات تاریخ‌های غربی و چینی با هم سازگار هستند و سیمای آلن ـ دینلین‌های فزون‌شماری که تازه به میوتیدا رسیده بودند، به‌گونۀ چشمگیری درست همانند آلن‌هایی بود که مدت‌ها در اروپا می‌زیستند و در آن‌جا به نام اسکیت‌ها شناسایی می‌شدند.

در بخش دوم این نوشته، آریانفر به دورۀ امپراتوران سرباز و گواهی‌های پسین دربارۀ آلن‌ها و گوت‌ها می‌پردازد.

منبع: عزیز آریانفر، یادداشت فیسبوکی «پیوست به گذشته»، ۵ نوامبر ۲۰۲۶.

شرح تصویر: شانۀ زرین اسکیتی با نگارۀ نبرد، از گورخانۀ سولوخا (سده‌های پنجم و چهارم پیش از میلاد)؛ اسکیت‌ها مردمان کوچی موبوری بودند که آریانفر در این نوشته خاستگاه و پیوندشان با آلن‌ها را بررسی می‌کند.

این خبر را شریک کنید