یکشنبه 17 عقرب 1405
بازارهای جهانیGlobal Markets
طلا … USD/oz Gold … USD/oz نقره … USD/oz Silver … USD/oz مس … USD/lb* Copper … USD/lb* پلاتین … USD/oz Platinum … USD/oz پالادیوم … USD/oz Palladium … USD/oz

عزیز آریانفر: خاستگاه تباری تاجیک‌ها و اتنونیم «تاجیک» — بخش چهارم و پایانی

شرح تصویر: برگی از نسخۀ خطی مانوی به زبان پارتی از مجموعۀ تورفان؛ در یکی از برگ‌های همین مجموعه عبارتی به معنای «به زبان تاجیکی» آمده است که آریانفر آن را از کهن‌ترین شواهد مکتوب این واژه می‌شمارد.

در بخش‌های پیشین این نوشته، عزیز آریانفر خاستگاه تباری تاجیک‌ها، مراحل شکل‌گیری این قوم و سیر دگرگونی معنایی واژۀ «تاجیک» را بررسی کرد. در این بخش پایانی، او نخست به چند شاهد پراکندۀ دیگر از حضور کهن ایرانیان در آسیای میانه و پیرامون آن اشاره می‌کند و سپس شواهد فرهنگ‌نویسان، دانشنامه‌ها و اسناد باستانی را دربارۀ واژۀ «تاجیک» یکجا می‌آورد.

شواهدی از حضور کهن ایرانیان

به نوشتۀ آریانفر، باشندگان گستره‌های شرقی ایران در سده‌های نخست تاریخ با سرزمین‌های دوردست نیز پیوند داشتند. او از مهاجرت گسترده‌یی از ایرانیان از شمال خاوری ایران، از سغد، به مرزهای شمالی تبت در سدۀ پنجم پیش از میلاد یاد می‌کند که یکی از دلایل اصلی آن احتمالاً اصلاحات مذهبی خشایار/خشارشاه بوده است. به گفتۀ او، بخش شایان توجهی از این ایرانیان، که حاملان سنت‌های باستانی بودند، در سده‌های نخست ترسایی با تبتی‌ها درآمیختند و این‌گونه دین ایرانی (به تبتی: بُن)، دبیرۀ آرامی، کتاب‌هایی که تا امروز مانده‌اند و سایر میراث فرهنگی کشورهای خاورمیانه و خاور نزدیک به آن سرزمین رسید.

او می‌افزاید سرزمین اسرارآمیز اولمو لونگ‌رینگ بخشی از گستره‌یی جغرافیایی حتا بزرگ‌تر در شمال غربی تبت به نام تاگزیگ بوده است که پژوهشگران آن را با ایران یا در واقع آسیای میانه یکی می‌دانند؛ جایی که به زبان‌های ایرانی مانند اوستایی و پسان‌ها سغدی در دوران باستان سخن گفته می‌شد. آریانفر همچنین گزارش‌های تاریخی چین را یاد می‌کند که در آن‌ها بارها خاطرنشان شده است در سراسر گسترۀ یوئه‌چی بزرگ ـ از فرغانه (داوان) تا پارت (آنشی) ـ همۀ باشندگان به یک زبان سخن می‌گویند: «از داوان در غرب تا آنشی، اگرچه تفاوت‌های شایان توجهی در گویش‌ها وجود دارد، مگر زبان بسیار همانند است و آن‌ها در گفت‌وگوها یکدیگر را می‌دانند.»

بوروفکوف و ردّ ریشۀ عربی

به نوشتۀ آریانفر، آ. ک. بوروفکوف به‌طور مستدل و قانع‌کننده‌یی فرضیه‌های مربوط به ریشۀ عربی اصطلاح «تاجیک» را رد می‌کند. این پژوهشگر بر آن است که این فرض که اشکال بعدی «تازی» و «تازیک» از «تاجیک» نخستین در دوران مسلمانان پدید آمده‌اند، نادرست است. او همچنین می‌پندارد که هیچ دلیلی نداریم فرض کنیم تورک‌ها عرب‌ها را از باشندگان آسیای میانه، که مدت‌ها با آن‌ها تماس مستقیم داشتند، فرق نمی‌کردند. برای مثال، او سخنان سخنور تورک اوایل سدۀ یازدهم، یوسف بالاساغونی، را می‌آورد: «آری! عرب‌ها و تاجیک‌ها کتاب کم ندارند»؛ به سخن دیگر، او آشکارا تاجیک‌ها را از عرب‌ها متمایز می‌کند.

واژۀ «تاجیک» در فرهنگ‌ها

آریانفر می‌نویسد: «واژۀ تاجیک در بسیاری از فرهنگ‌ها آمده است. در این حال، بسیاری از واژه‌نامه‌نویسان با تقلید از دبیران پیشین، بدون کدام تحقیق و صرف بر سبیل تقلید، نوشته‌اند که تازیک/تاجیک یعنی عرب و یا هم فرزند عرب که در عجم به دنیا آمده باشد. روشن است این گروه میان تازیک به چمِ عرب و تاژیگ/تاگیک/تاجیک به چمِ ایرانی‌تبارِ پارسی‌زبان تفکیک نتوانسته‌اند. مگر بودند واژه‌نویسانی که معنای راستین این واژه را درست بازتاب داده‌اند.» او از آن میان نمونه‌هایی می‌آورد:

ـ «تاجیک: غیر عرب و تورک را تاجیک نامند» (شرفنامۀ منیری).
ـ «تازیک و تاژیک، بر وزن و معنای تاجیک است که غیر عرب و ترک باشد» (برهان قاطع)؛ «طایفۀ غیرعربی باشد، آن که ترک و مغول نباشد».
ـ «در لغات ترکی به معنی اهل فرس نوشته‌اند» (غیاث اللغات، آنندراج).
ـ فرهنگ نظام: «نسل ایرانی و پارسی‌زبان؛ مثال: در افغانستان و توران مردمی هستند که خود را تاجیک می‌گویند. مبدل این لفظ تازیک است و از آن برخی از اهل لغت چنین قیاس کرده‌اند که معنای لفظ مذکور نسل تازی (عرب) است که در عجم بزرگ شده باشد؛ لیکن صحیح همان است که نوشتم. این لفظ در ایران کاربرد ندارد؛ تنها در افغانستان و ترکستان به پارسی‌زبانان آنجا گفته می‌شود و بیشتر در مقابل ترک استعمال می‌شود و اصل این کلمه، پهلویِ تاجیک، منسوب به قبیلۀ تاج است که از قبایل ایران بوده.»
ـ در دایرۀالمعارف اسلام، ذیل افغانستان، در عنوان «قبایلی که از منشأی ایرانی هستند» از تاجیک به تفصیل سخن رانده شده است؛ و در کتاب النقض آمده است: «مسلمانان و مشرکان و جهودان و مؤمنان و… ترکان و تاجیکان.»
ـ فرهنگ نفیسی: «غیرعرب و غیرتورک، یعنی مردم پارسی».
ـ دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی: «تازیک، تاژیک و تاجیک نام قومی است در آغاز به معنای عرب‌ها. بعدها تنها کلمۀ تازی این مفهوم را حفظ کرد و بعدها به ایرانی در مقابل تورک اطلاق شد و ریشۀ آن از نام قبیلۀ عربی طی گرفته شده است.»
ـ لغت‌نامۀ دهخدا: «کلمه‌یی پهلوی است که از اسم قبیله‌یی از قبایل ایرانی با نام تاج برآمده است.»
ـ فرهنگ معین: «تازیک و تات رعیت و “جیک” پسوند تصغیر بوده و عموماً غیرتورک را گویند.»
ـ سبک‌شناسی بهار: «ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی تاجیک یا تاژیک می‌گفته‌اند، چنان‌که یونانیان بربر و اعراب اعجمی یا عجم گویند. این لفظ تاژیک در زبان دری تازه “تازی” تلفظ شده و خاص اعراب گردیده است؛ ولی در توران و ماوراءالنهر به اجانب گفته می‌شد. تاجیک به همان معنی داخل زبان تورک شد و فارسی‌زبانان را تاجیک می‌خواندند.»
ـ دانشنامۀ ایرانیکا: «تمایز میان یک تورک و یک تاجیک برای بیان همزیستی و رقابت (در حالت ایده‌آل) میان نخبگان نظامی کوچی و بوروکراسی مدنی شهری کلیشه‌یی شده است. نمایندگان روشنفکران ملی تاجیک به گونۀ سنتی نسخۀ آکادمیک “عربی” منشأ اتنونیم تاجیک را رد می‌کنند و ریشه‌شناسی عامیانه‌یی را می‌پذیرند که از سدۀ نوزدهم بدین‌سو رایج بوده است و آن را با کلمۀ تاج (معربِ تاگِ پهلوی) به معنای “تاج” پیوند می‌دهند.»
ـ فرهنگ دایره‌المعارفی بروکهاوس و افرون، که در اواخر سدۀ نوزدهم و اوایل سدۀ بیستم منتشر می‌شد، تاجیک‌ها را قبیله‌یی دارای خاستگاه آریایی می‌نامید که هستۀ اصلی باشندگان بخارا، افغانستان، بلخ، سیستان و خیوه را تشکیل می‌دهند. این دانشنامه دربارۀ اتنونیم تاجیک می‌نویسد کلمۀ تاجیک به معنای «تاجدار» است و این نشان می‌دهد که تاجیک‌ها در زمان‌های گذشته در آن مکان‌ها قدرت را در دست داشتند؛ و می‌افزاید که در بسیاری از کشورهای واقع در کرانه‌های دریاهای ارال ـ کسپین، تاجیک‌ها خود را «پارسیوان»، یعنی پارسیان، می‌نامند و در واقع از بازماندگان باشندگان نخستین پارسی آسیای میانه‌اند.
ـ در لغت‌نامۀ دهخدا آمده است که شاه اورمزد (هرمز) به نعمان عرب تاجی را هدیه داد؛ عرب‌ها که پیش از این چیزی دربارۀ «تاج» نمی‌دانستند و آن را ندیده بودند، به همین خاطر نعمان را «ذوالتاج»، یعنی دارندۀ تاج، نامیدند. آریانفر می‌گوید تردیدی نیست که کلمۀ «تاج» را عرب‌ها از نمایندگان جوامع تباری بومی ـ سغدیان، باختریان و خوارزمی‌ها ـ گرفته بودند و به نظر می‌رسد آن‌ها نخستین بار تاج پادشاهی را در زمان هرمز چهارم (۵۷۸ـ۵۹۰) دیده بودند؛ هرمز چهارم از دودمان ساسانیان به نعمان سوم، پادشاه حیره که دست‌نشاندۀ ساسانیان بود، تاجی به ارزش شش هزار درهم هدیه داده بود و از همین رو بود که برخی از نویسندگان عرب او را «ذوالتّاج» نامیدند.

بریتانیکا و ایرانیکا: تغییر زبانی، نه نژادی

آریانفر سپس از دانشنامۀ بریتانیکا نقل می‌کند: «تاجیک‌ها نوادگان مستقیم مردمان ایرانی‌تبار هستند که حضور مستمر آن‌ها در آسیای مرکزی و شمال افغانستان از میانه‌های هزارۀ یکم پیش از میلاد (بیش از ۲۵۰۰ سال پیش) تأیید و مستند شده است» و نیاکان تاجیک‌ها هستۀ اصلی جمعیت تمدن‌های باستانی باختر، خوارزم و سغد را در فرارود تشکیل می‌دادند. بریتانیکا توضیح می‌دهد که نیاکان تاجیک‌ها در آغاز به زبان‌های ایرانی خاوری ـ مانند سغدی و باختری ـ سخن می‌گفتند که با گذشت زمان پس از اسلام، زبان خود را به پارسی دری، که شاخه‌یی از زبان‌های ایرانی غربی است، تغییر دادند؛ بنابراین خون و نژاد آن‌ها دست‌نخورده و ایرانی ماند، اما زبانشان پارسی شد: تغییر زبانی رخ داد، نه تغییر نژادی.

به نوشتۀ او، بر پایۀ پژوهش زبان‌شناختی دانشنامۀ ایرانیکا، رایج‌ترین و پذیرفته‌شده‌ترین دیدگاه علمی این است که «تاجیک» از صورت‌های ایرانی میانه مانند tāzīk / tāzīg آمده که در اصل به معنای «عرب» بوده است. اما ماجرا از این قرار بود: در دورۀ ساسانی و پیش از آن، واژه‌یی نزدیک به تازیک برای اشاره به عرب‌ها وجود داشت؛ پس از فتوحات مسلمانان در سدۀ هشتم میلادی، سپاهیان مسلمان وارد فرارود و آسیای میانه شدند و این سپاه تنها عرب نبود، ایرانیانی که مسلمان شده بودند نیز در آن حضور داشتند؛ اقوام ترک آسیای مرکزی واژه‌یی مانند «تژیک/تازیک» را برای مسلمانان مقابل خود به کار بردند؛ با گذشت زمان، چون بخش بزرگی از مسلمانان ایرانی‌زبان خراسان و ماوراءالنهر در برابر اقوام ترک قرار داشتند، معنای واژه تغییر کرد و «تاجیک» به‌تدریج برای ایرانیان و پارسی‌زبانان آن منطقه، در مقابل ترک‌ها، به کار رفت؛ و از حدود سدۀ یازدهم، کاربرد «تاجیک» برای مسلمانان پارسی‌زبان خراسان و گسترۀ آمو بیخی آشکار است.

آریانفر می‌پرسد: پس چرا ایرانیان پارسی‌زبان را «تاجیک» نامیدند؟ و پاسخ می‌دهد در واقع «تاجیک» در آغاز نامی نبود که خود این مردم بر خود گذاشته باشند؛ یک نام بیرونی بود که دیگران، به‌ویژه در محیط ترکی‌زبان، به آنان اطلاق کردند؛ سپس این نام در میان خود پارسی‌زبانان نیز پذیرفته شد و به یک نام قومی تبدیل گردید. به‌تدریج در ادبیات پارسی تقابل معروفی شکل گرفت: ترک بیشتر نماد طبقۀ نظامی و کوچی، و تاجیک ایرانی پارسی‌زبان، شهرنشین و دیوانی. برای نمونه، در دورۀ سامانیان که قدرت سیاسی بیشتر در دست ایرانیان پارسی‌زبان بود، این تمایز میان ترک و تاجیک اهمیت بیشتری پیدا کرد و ایرانیکا نیز می‌گوید این دو واژه پسان‌ها برای بیان نوعی همزیستی و رقابت میان ساختار نظامی ترک و دستگاه دیوانی ایرانی به کار می‌رفتند.

او دربارۀ دیدگاه عامیانۀ «تاجیک یعنی تاجدار» می‌نویسد: «یک دیدگاه عامیانه و متأخر می‌گوید: تاج + یک = تاجیک، یعنی صاحب تاج و تاجدار. این تعبیر پسان‌ها در میان برخی نویسندگان تاجیک رواج پیدا کرد و حتا با نماد تاج در پرچم تاجیکستان پیوند داده شد؛ اما از نگر زبان‌شناسی تاریخی، دانشنامۀ ایرانیکا این ریشه‌شناسی را معتبر نمی‌داند و آن را از نظر ساخت واژه و معنا مشکل‌دار می‌شمارد.» از این رو، اگر بخواهیم دقیق و تاریخی سخن بگوییم، بهتر است نگوییم «تاجیک از تاج به معنای تاجدار آمده است». او تأکید می‌کند نکتۀ بسیار مهم این است که ریشۀ تاریخی واژۀ «تاجیک» ـ هرچند احتمالاً به واژه‌یی کهن به معنای «عرب» برمی‌گردد ـ به این معنا نیست که تاجیکان عرب‌اند؛ معنای واژه در درازای تاریخ تغییر کرده است و همان‌گونه که ایرانیکا توضیح می‌دهد، در سده‌های بعدی «تاجیک» نام ایرانیان و پارسی‌زبانان آسیای میانه و خراسان شد و امروز نیز نام قومی تاجیکان است.

او از اسفندیار آدینه نیز نقل می‌کند: «هم‌آوایی واژۀ تازی/تازیک با واژۀ تاجیک یک هم‌آوایی تصادفی است که واژۀ بومی را با خود هم‌نوا کرده است.»

واژۀ «تاجیک» در اسناد باستانی

آریانفر در پایان، دیدگاه شادروان رستگار داوری را دربارۀ واژۀ «تاجیک» در اسناد باستانی می‌آورد: «این عرب‌ها بودند که “تاگ” را تاج ساختند؛ چون حرف “گ” ندارند، با بهره‌گیری از “ج” آن را به شکل تاج در آوردند. به سخن دیگر، تاج معرب “تاگ” است. اگر چنین باشد، پس شکل تاریخی کلمۀ تاجیک باید “تاگیک” باشد. شکل نخستین این کلمه، یعنی “تاگیک”، در ادبیات مکتوب یافت نمی‌شود، زیرا نسخه‌های دست‌نویس باستانی، که به آن‌ها نوشته‌های زرتشتی ـ مجوسی می‌گفتند، نابود و ناپدید شده‌اند.»

به گفتۀ داوری، اکنون پرسش‌هایی دربارۀ این تفسیر از کلمۀ «تاجیک» مطرح می‌گردد که پاسخ‌های آن‌ها زبان‌شناسان و واژه‌شناسان را گیج کرده است؛ پرسش نخست این است که اگر شکل تاریخی این نام «تاگیک» بوده است، پس چرا این کلمه هرگز در هیچ جایی در نسخه‌های خطی باستانی، به‌عنوان اشاره‌یی به یک تودۀ انسانی، به معنای «تاجدار/تاجور» یا «تاجگذاری‌شده/تاج‌پوشیده» دیده نمی‌شود؟ او سه منبع مهم را برمی‌شمارد:

نخست، سنگ‌نبشتۀ باختری یکه‌اولنگ در بامیان که در سال ۳۹۲ تقویم باختری (برابر با ۶۲۴ میلادی) به فرمان «ألخیس پسر خراس، خدیوِ گزان» به مناسبت پیروزی و یا انتخابش به‌عنوان پادشاه تورک و تازیگ نگارش یافته است؛ این اثر تاریخی اکنون در موزۀ کابل نگهداری می‌شود.
دوم، سکۀ یک شاه خراسانی با لقب افتخارآمیز «قیصر روم، خدای بزرگ، شاه تازیکان».
سوم، برگی از یک نسخۀ خطی به زبان مانوی پارتی که در مجموعۀ تورفان، در بخش پژوهش‌های تورفانی کتابخانۀ پژوهشگاه علوم براندنبورگ آلمان با شمارۀ M 339 نگهداری می‌شود و به دلیل گذشت زمان به شدت آسیب دیده است؛ این برگ با عنوانی به معنای «به زبان تاجیکی» آغاز می‌شود. با توجه به این که این متون به سده‌های هفتم تا دهم برمی‌گردند، به گمان غالب در این دوره باشندگان ماوراءالنهر و خراسان به زبان تاجیکی سخن می‌گفتند.

به نوشتۀ داوری، این منابع تاریخی نشان می‌دهند که اصطلاح «تاجیک» از نام یک پوشش سر ویژه، یعنی تاج، گرفته شده است و در نتیجه آن، تاجیک‌ها پسان‌ها به‌عنوان «تاجداران» ـ تاجوران ـ شناخته شدند. او می‌گوید: «از دید من باید از نگاه زبانی میان نام دو قوم، یعنی میان تازی (به معنای عرب) و تازیگ (به معنای تاجیک)، فرق اساسی قایل شد.» داوری در جدول خود صورت‌های این واژه را چنین مرتب می‌کند: صورت اصلی «تاجیک/تاجیکان» است؛ در باختری (سنگ‌نبشته) «تازیگ/تازیگان» و صفت آن «تازیگی»؛ در سغدی «تازیک/تازیکان»؛ در پارتی ـ مانوی «تاژیگ/تاژیگان»؛ در باختری (سکه‌ها) «تازیک/تازیکان»؛ در منابع اسلامی صورت‌های هم‌زمان «تازیک/تاژیک» و صفت «تازیکی/تاژیکی»؛ و صورت معرب آن «تاجیک/تاجیکان» با صفت‌های «تاجیکی» و «تاجیکانه». او در پایان یادآور می‌شود که در سنگ‌نوشتۀ ساسانیانی که به سوی گانسوی چین گریخته بودند و در دیواری در آنجا یافت شده است نیز واژۀ «تاجیک» دیده می‌شود.

با این بخش، نوشتۀ بلند عزیز آریانفر دربارۀ خاستگاه تباری تاجیک‌ها و اتنونیم «تاجیک» به پایان می‌رسد؛ نوشته‌یی که در آن، تاجیک‌ها دیرین‌ترین باشندگان بومی خاورِ پشتۀ ایران خوانده شده‌اند و نام «تاجیک» در درازای تاریخ، از نامی برای بیگانگان تا نام قومی پارسی‌زبانان خراسان و فرارود، راهی دراز پیموده است.

منبع: عزیز آریانفر، یادداشت فیسبوکی، ۵ نوامبر ۲۰۲۶.

شرح تصویر: برگی از نسخۀ خطی مانوی به زبان پارتی از مجموعۀ تورفان؛ در یکی از برگ‌های همین مجموعه عبارتی به معنای «به زبان تاجیکی» آمده است که آریانفر آن را از کهن‌ترین شواهد مکتوب این واژه می‌شمارد.

این خبر را شریک کنید