محمدایوب عظیمی در یادداشتی در فیسبوک، به مناسبت هفتم ثور ۱۳۵۷، شیوههای مطرحشده برای شناسایی بازماندۀ پیکر محمدداوودخان را بررسی کرده و آنها را از نگاه علمی ناکافی دانسته است.
به نوشتۀ عظیمی، ادعا شده است که شناسایی پیکر محمدداوود از روی تطابق اندازۀ قطر سر ـ که از کلاهدوز به دست آوردند ـ با جمجمهای که از گور جمعی از زیر خاک کشیده شده بود، تثبیت شده است؛ اما او تأکید میکند که «چنین شیوه از نگاه علم کالبدشگافی/طب عدلی قابل اعتماد نیست».
او ادعای دیگر را نیز نقل میکند: اینکه با به دست آمدن بوتهای محمدداوود از زیر خاک گور جمعی، استخوانها تثبیت هویت گردید. در این روایت، کفشها ساخت یک شرکت سوئیسی معرفی شدهاند که فقط خانوادههای ثروتمند و بانفوذ جهان میپوشیدند و مواد آن از نقاط مختلف جهان گردآوری میشد: کف از چرم گاوهای کمیاب نیوزیلندی، قسمت پیشرو از پوست نوع ویژۀ تمساح برازیلی، قسمت بالایی از چرم گوش فیلهای سیاه آفریقایی و آستر داخلی از چرم نرم گوزن؛ و نخ آن همان نخی دانسته شده که در ساخت واسکتهای ضدگلوله به کار میرود، با ضمانتی تا پنجاه سال که در رطوبت و زیر خاک کیفیت خود را از دست نمیدهد.
داوری عظیمی روشن است: «این ادعا هم امکان دارد اما برای تثبیت هویت اجساد در یک گور جمعی کافی نیست.»
منبع: محمدایوب عظیمی، یادداشت فیسبوکی «هفت ثور ۱۳۵۷»، ۲۷ اپریل ۲۰۲۶.




