شنبه 16 عقرب 1405
بازارهای جهانیGlobal Markets
طلا … USD/oz Gold … USD/oz نقره … USD/oz Silver … USD/oz مس … USD/lb* Copper … USD/lb* پلاتین … USD/oz Platinum … USD/oz پالادیوم … USD/oz Palladium … USD/oz

تاجیکان دو سوی خط دیورند

محیی‌الدین مهدی در یادداشتی در فیسبوک، از کتاب در دست تألیف خود با نام «تاجیکان دو سوی خط دیورند» سخن گفته و خلاصه‌ای از فصل مربوط به سواتی‌های آن کتاب را منتشر کرده است؛ فصلی که آن را به مناسبت جشن سی‌وپنج‌سالگی جمهوری تاجیکستان به امام‌علی رحمان، رئیس‌جمهور آن کشور، پیشکش کرده است.

به نوشتۀ مهدی، تاجیکان و فارسی‌وانان دو سوی خط دیورند با نام‌های گوناگونی شناخته می‌شوند: کیانی، دهگان، سواتی (گبری)، شلمانی، دهوار، فرملی، سردیهی و جز این‌ها.

کیانی‌ها: زیستگاه اصلی کیانیان سیستان است و جد اعلای آنان قباد نام داشت، اما بسیاری از آنان رستم داستان را جد اعلای خود می‌دانند. شیروانی شاخه‌ای از کیانیان است؛ اینان نسب خود را به خسرو اول انوشیروان می‌رسانند و جمعیت‌هایی از آنان در قندهار و کوهات سکونت دارند و غلام حیدرخان کیانی کوهاتی از مشاهیر شیروانی‌ها در قرن نوزدهم است.

دهگان یا دیگان از شاخه‌های عمدۀ تاجیکان دو سوی خط دیورند است؛ اینان، چنان‌که از نام‌شان پیداست، دیرین‌ترین ده‌نشینان و شهرنشینان این منطقه‌اند. دهگانان در کنر، لغمان، ننگرهار، باجور علیا، سوات، دیر، ناری، اشنغر و تیرا بودوباش دارند و در گذشته به زبان‌های لغمانی و گبری سخن می‌گفتند، اما اکنون اکثر آنان گویشور زبان‌های پشتو، اردو و فارسی‌اند.

مَدَک‌لاشتی و وخی‌های چترال از نظر تباری و زبانی با تاجیکان از یک خانواده‌اند. شلمانی‌ها اصلاً از شلمانِ وادی کُرُم‌اند و در سدۀ پانزدهم میلادی توسط قبیلۀ یوسف‌زیی از اشنغر رانده شدند. دهوار به تاجیکان بلوچستان و مکران گفته می‌شود. فرملی‌ها خاستگاه‌شان اورگون در پکتیکاست و سردیهی شاخۀ کوچکی از تاجیک‌ها در جنوب‌غربی غزنی‌اند.

سواتی‌ها نفوس اصلی منطقه از رود جیهلم تا جلال‌آباد را تشکیل می‌دادند و از محدود تاجیک‌های شرق خراسان‌اند که موفق به تأسیس دولت شدند؛ اینان از ۱۱۹۰ تا ۱۵۱۹ میلادی در سوات سلطنت داشتند. مهدی می‌نویسد در نگارش این فصل، از تألیف پروفیسر محمد اختر با نام «تاجکِ سواتی و مملکت گبر» و بیش از بیست عنوان کتاب دیگر بهره برده است.

او در این تحقیق به دو نکتۀ تازه دست یافته است. نخست این‌که سواتی‌ها قرن‌ها پیش از تأسیس سلطنت گبری در سوات در همین منطقه ساکن بوده‌اند، تبار پارسی داشتند و به زبان پارسی سخن می‌گفتند. مهدی برای این مدعا به هرودت استناد می‌کند که سگارتی‌ها را طایفه‌ای چادرنشین با «نژاد و زبان پارسی» خوانده و آنان را در همسایگی پکتی‌ها در کرانه‌های رود سند نشان داده است؛ به باور او، با این شواهد در این‌که سگارتی‌ها همان سواتی‌های عصر میانه‌اند شکی باقی نمی‌ماند.

نکتۀ دوم این‌که در شکست قطعی سلطنت سوات، ازدواج سیاسی شهنشاه بابر با بی‌بی مبارکه، دختر شاه‌منصور از رؤسای قبیلۀ یوسف‌زیی، نقش اساسی داشته است. به روایت مهدی بر پایۀ «بابرنامه» و «تواریخ حافظ رحمت‌خانی»، بابر در آغاز سال ۹۲۵ قمری بر تاجیکان باجور حمله کرد و پس از آن‌که با بی‌بی مبارکه ازدواج کرد، از ادامۀ عملیات علیه یوسف‌زییان چشم پوشید. نخستین قربانی این پیوند، به نوشتۀ او، سلطنت سوات بود: سلطان اویس ناگزیر از سراسر سوات بیرون رفت. دومین قربانی قبیلۀ دلازاک‌ها بودند و سومین قربانی، سلطنت افغانان لودی در دهلی.

منبع: محیی‌الدین مهدی، یادداشت فیسبوکی «تاجیکان دو سوی خط دیورند»، ۶ نوامبر ۲۰۲۶.

این خبر را شریک کنید