به بهانۀ بحث این روزها دربارۀ قومیت غوریان، در «جغرافیای حافظ ابرو» نقلی خواندنی از رویارویی امیر قزغن مغول با ملک حسین کرت آمده است؛ نقلی که در آن، پادشاه آل کرت با تحقیر «تازیک» خوانده میشود.
شهابالدین عبدالله حافظ ابرو، تاریخنگار و جغرافینویس سدۀ نهم هجری، در روزگار پادشاهی همین ملک حسین در خواف زاده شد و نوجوانیاش را در قلمرو او گذراند. «جغرافیای» او از آثار گرانقدر جغرافیای تاریخی جهان اسلام است و بخش خراسان آن — که جلد دوم کتاب است — با مقدمه و تصحیح سیدعلی آلداود منتشر شده است. ملک حسین، پسر ملک غیاثالدین، از پادشاهان آل کرت بود؛ خاندانی که پدرانشان با پادشاهان غوری نسبت خواهرزادگی داشتند.
حافظ ابرو در شرح قدرتگرفتن ملک حسین مینویسد که چون او ادعای سلطنت کرد، گروهی با تحقیر پرسیدند: «این تازیک از نژاد کیست که دعوی سلطنت میکند؟» و در شعرهایی که در همانجا آورده، نژاد او را به آهنگران نسبت دادند. سپس امیر قزغن مغول زبان به تهدید گشود که «چه یارای تازیک باشد که دعوی پادشاهی کند و از فرمان ما سر کشد؟» و سوگند خورد که باد نخوت را از دماغ او با تیغ بیرون کند و شهر و حصارش را با خاک یکسان سازد.
این نقل کوتاه، هم از کاربرد نام «تازیک» در منابع سدۀ نهم هجری نشان دارد و هم از نگاه تحقیرآمیز فرمانروایان مغول به شاهان بومی خراسان؛ و در بحثهای امروز دربارۀ هویت غوریان و خاندانهای پیوسته به آنان، سندی دستاول به شمار میرود.
نمونهای از متن کتاب
«چون ملک حسین کرت به قوت شد و ادعای سلطنت کرد، جمعی گفتند: این تازیک از نژاد کیست که دعوی سلطنت میکند؟ مگر نسل چنگیز خان برفتاد/ که کس گوهر شاه نارد به یاد… امیر قزاغن فرمود: چه یارای تازیک باشد که دعوی پادشاهی کند و از فرمان ما سر کشد؟ باد نخوت از دماغ پُرپندار او به تیغ آبدار بیرون بریم و به آتش سُم اسبان نامدار، شهر و حصار او را با خاک یکسان سازیم.»
منبع: «جغرافیای حافظ ابرو»، بخش خراسان، جلد دوم، صفحههای ۶۳۸–۶۳۹؛ شهابالدین عبدالله حافظ ابرو، مقدمه و تصحیح سیدعلی آلداود؛ برگرفته از یادداشت ناصر ساحدی.




