سیفالدین بن محمد بن یعقوب هروی، مورخ دربار آل کرت، کتاب «تاریخنامۀ هرات» را در سالهای ۷۱۸ تا ۷۲۱ هجری قمری در دربار ملک غیاثالدین کرت نوشت. این کتاب از منابع دستاول تاریخ هرات و خراسان در دوران مغول و ایلخانان است و هروی آن را با نثری آراسته و آمیخته با شعر نوشته است. آل کرت، که از نوادگان دختری سلاطین غور بودند، زیر حمایت ایلخانان از هرات تا افغانستان و سند و جیحون حکومت میکردند و سرانجام امیر تیمور گورکان این سلسله را برانداخت.
داکتر مهدی در یادداشتی به کاربرد واژۀ «تاژیک» در این کتاب پرداخته و نشان داده است که هروی این واژه را به پنج معنی گوناگون به کار برده است؛ پنج معنایی که لایههای تاریخی این نام را در سدههای میانه روشن میکند.
نخست، تاژیک به معنی ایرانی. چنگیزخان هنگام گسیلکردن تولیخان به خراسان به او سفارش میکند: «بر تاژیکان اعتماد نکنی؛ خاصه بر خراسانیان که در اقالیم جهان به دلیری و کینخواستن و شبروی و کمینساختن بر سر آمدهاند» (صص ۵۰–۵۱).
دوم، تاژیک به معنی مسلمان. در گفتوگوی اوکتای قاآن و شاهزاده جغتای بر سر دوستی اوکتای با مسلمانان، جغتای از برادرش میخواهد «ترک محبت تاژیکان گیرد» و «تاژیکان را سرکوفته دارد» (صص ۹۵ و ۹۷).
سوم، تاژیک به معنی غیر مغول. در گزارش لشکر ملک غیاثالدین آمده است که او «با لشکر بیحساب از مغول و تاژیک» در نزدیکی شهر اسفزار اردو زده است (ص ۷۲۹)؛ در اینجا تاژیک در برابر مغول نشسته و مردمان بومیِ غیر مغول را میرساند.
چهارم، تاژیک به معنی هراتی. امرای مغول هنگام بازسازی هرات به اوکتای هشدار میدهند که هراتیان را آزمودهاند و از پایداریشان در جنگ آگاهاند، و از جمله میگویند: «تاژیک را چه زهره و یارا و توانایی آن بود که در عهد دولت و عصر عظمت چون تو پادشاهی دم تخلف زند» (صص ۱۰۴–۱۰۵).
پنجم، تاژیک به معنی غوری. در داستان اباجی، فرستادۀ مغول، که در میان لشکر ملک شمسالدین کرت بانگ میزند «ای تاژیکان» و پس از چوبخوردن نزد پدرش مینالد که «مرا در میان چندین هزار تاژیک برهنه چوب زد» (صص ۱۹۲–۱۹۴)، تاژیکان سپاهیان و مردمان قلمرو کرتیان، وارثان غوریان، اند.
این پنج کاربرد نشان میدهد که «تاژیک» در منابع سدۀ هشتم هجری نامی یگانه و ثابت نبوده و بر حسب بافت سخن، از ایرانی و مسلمان تا غیر مغول و هراتی و غوری را در بر میگرفته است.
نمونهای از متن کتاب
«[اباجی] به آواز بلند بانگ بر علمداران و نویینان ملک شمسالدین کرت زد و گفت: ای تاژیکان! بگویید کان بارگاه بلند/ به بیش اندرون بسته اسب و سمند/ از آن کدامین جهانداور است/ که لشکرگهش مینوی دیگرست»
منبع: سیفالدین بن محمد بن یعقوب هروی، «تاریخنامۀ هرات»، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد؛ یادداشت برگرفته از صفحۀ داکتر مهدی در فیسبوک.




