نبی ساقی در یادداشتی در فیسبوک نوشته است که تاریخ خراسان و ایران، تاریخ تاجیکان است و در آن به معنای تاریخی نامهای «ایران» و «تاجیک» پرداخته است.
به نوشتۀ ساقی، ایران نام سرزمینی بود که از مرز اعراب در غرب تا مرز هند و چین در شرق و جنوب و تا مرز ترکستان در شمال گسترده بود؛ روزگاری افغانستان امروزی و بخشهایی از آسیای میانه و ایران امروزی، به نام سرزمین ایران و گاهی هم خراسان یاد میشد. دنیا تغییر کرد و امپراتوریها و سرزمینهای بزرگ به چندین کشور با نامهای جداگانه تقسیم شدند؛ ایران نیز به چندین کشور تقسیم شد، اما نام ایران به ایران امروزی باقی ماند و ایران امروزی میراثدار تاریخ و تمدن و فرهنگ و زبان ایرانی شد. امروز جهان، مولانا و ابنسینا و خیام و زکریای رازی و البیرونی و سنایی و امام بخاری و امام ابوحنیفه و غزالی و بیهقی و نظامالملک را به نام ایرانی میشناسد.
ساقی مینویسد تاجیک نیز سرگذشتی همانند دارد: روزگاری پس از اسلام، تاجیک به تمام فارسیزبانان و ایرانیان و خراسانیان اطلاق میشد؛ هرکس فارسیزبان بود و در خراسان و ایران زندگی میکرد و سبک زندگی غیرکوچی داشت و به شکل شهری یا روستایی و دهگان/دهقان/کشاورز زندگی میکرد، تاجیک نامیده میشد. تاجیک معنای خاصی هم داشت که به کارکنان اداری و اهل قلم در دستگاه دولت اشاره میکرد و آنان را از نظامیان و اهل شمشیر جدا میکرد. به باور او، تاجیک نام یک قوم نبود، بلکه نام عمومی فارسیزبانان و خراسانیان بود.
به نوشتۀ او، با گذر تاریخ، تاجیکان یعنی ایرانیان به چندین قوم تقسیم شدند؛ یکی از این اقوام نام تاجیک را حفظ کرد و بقیه نامهای تازهتری برای خود برگزیدند. از نظر تاریخی، مردمان شهرهای هرات و نیشاپور و مرو و بلخ و بُست و غزنه، بیشتر از مردمان پنجشیر و بدخشان، تاجیک خوانده میشدند و تاجیک بیشتر به جامعۀ شهری و کشاورز و دهگان اطلاق میشد.
ساقی در پایان مینویسد: «ما وقتی میگوییم تاجیک هستیم، خود را به اشخاص معاصر نسبت نمیدهیم؛ منظور ما این است که از همان مردمانی هستیم که روزگاری سرزمین هرات و بست و قندهار و بلخ و غزنه و فیروزکوه و نیشاپور و مرو و توس و ری و اصفهان و شیراز، سرزمین آنان و جغرافیای فرهنگی آنان شناخته میشد. همانگونه که خود را ایرانی و خراسانی میدانیم، تاجیک و دهگان نیز میدانیم.»
منبع: یادداشت نبی ساقی در فیسبوک. تصویر: نگارهای از یک نسخۀ شاهنامۀ فردوسی (شیراز، دورۀ صفوی).




