علامت: دانش

  • بنیاد ملاله ۳ میلیون دالر را برای دسترسی دختران افغانستان به آموزش اختصاص می‌دهد

    بنیاد ملاله ۳ میلیون دالر را برای دسترسی دختران افغانستان به آموزش اختصاص می‌دهد

    ملاله یوسف‌زی، برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل و رییس بنیاد ملاله، اعلام کرد که 3 میلیون دالر را برای حمایت از برنامه‌هایی اختصاص می‌دهد که دسترسی دختران به آموزش را تضمین می‌کنند.

    ملاله گفت که این پول برای حمایت از ابتکاراتی چون مکاتب خانگی، برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی، پلاتفارم‌های آنلاین و نرم‌افزارهای آفلاینی هزینه می‌شود که به آموزش دختران اختصاص دارند.

    او افزود: «از طریق ابتکار افغانستان، ما همچنین در کنار رهبران زن و مدافعان حقوق بشر می‌ایستیم تا جنبش بین‌المللی‌ای را رهبری کنیم تا با فشار بر رهبران جهان، آپارتاید جنسیتی پایان یابد و آینده‌ی آموزش دختران تضمین شود.»

    ملاله یوسف‌زی همواره مدافع حق آموزش دختران افغانستان بوده است.

    او پیشتر با اشاره به سلب حقوق اساسی و ابتدایی زنان افغانستان گفته بود که هرگز فکر نمی‌کرد حقوق زنان به این سادگی از دست برود.

    به گفته‌ی ملاله، دختران بسیاری در «نومیدی و افسردگی» به‌سر می‌برند و فکر می‌کنند راهی برای خروج از این وضع وجود ندارد. ملاله می‌گوید «آینده برای آنان تاریک به‌نظر می‌رسد.»

    یوسفزی با انتقاد تند از سیاست‌های طالبان در قبال زنان گفته بود که «محدودیت‌ها آن‌قدر افراطی هستند که برای هیچ‌کس قابل درک نیستند.»

  • خبرگزاری مهر: ایران دستور اخراج تمامی مهاجران غیرقانونی افغانستان را صادر کرد

    خبرگزاری مهر: ایران دستور اخراج تمامی مهاجران غیرقانونی افغانستان را صادر کرد

    خبرگزاری مهر، امروز (جمعه، 6 سرطان) گزارش داد که مقام‌های ایرانی به فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا) دستور داده تا تمامی مهاجران غیرقانونی را از کشور اخراج کند.

    احمدعلی گودرزی، فرمانده مرزبانی فراجا، اعلام کرد که سامان‌دهی وضعیت مهاجران غیرقانونی از «مطالبات عمومی» مردم ایران است. او گفت بر اساس دستورهای صادرشده، سندهای اجاره‌‌ی خانه یا ملکی که در اختیار مهاجران افغانستان قرار گرفته باشد، باطل است و این املاک مهر و موم، و مصادره می‌شوند.

    این در حالی‌ست که به گزارش خبرگزاری باختر، در یک هفته‌ی گذشته بیش از صدهزار مهاجر افغانستان از ایران وارد کشور شده‌اند. تشدید روند اخراج این افراد همزمان با جنگ ایران و اسرائیل آغاز شد؛ زمانی‌که شماری از مهاجران افغانستان به اتهام‌های نظیر «همدستی با اسرائیل» بازداشت شدند.

  • تاثیر شگفت‌انگیز استارت‌آپ چینی بر هوش مصنوعی؛ با «دیپ‌سیک» آشنا شوید

    تاثیر شگفت‌انگیز استارت‌آپ چینی بر هوش مصنوعی؛ با «دیپ‌سیک» آشنا شوید

    در روزهای اخیر، بازار سهام فن‌آوری به شدت تحت تاثیر یک استارت‌آپ «ناشناخته» چینی به نام دیپ‌سیک قرار گرفت. این شرکت که کمتر کسی در مورد آن شنیده بود، توانست با معرفی یک مدل هوش مصنوعی جدید، نگرانی‌هایی جدی در میان غول‌های فن‌آوری ایالات متحده ایجاد کند. دیپ‌سیک نه‌تنها توانسته مدل‌های پیشرفته‌ای در زمینه هوش مصنوعی بسازد، بلکه این کار را با هزینه‌ای به مراتب کمتر از آنچه که پیش‌بینی می‌شد، انجام داده‌است.

    دیپ‌سیک: استارت‌آپی با جاه‌طلبی‌های جهانی

    دیپ‌سیک که تحت مالکیت شرکت چینی های-فلایر قرار دارد، هدف اصلی خود را ساخت تکنولوژی‌های هوش مصنوعی در سطحی مشابه با مدل‌هایی همچون چت جی‌پی‌تی از اوپن‌ای‌آی یا جمینی از گوگل قرار داده است. این استارت‌آپ به سرعت توانسته با جذب استعدادهای جوان از دانشگاه‌های معتبر چین، پیشرفت‌های چشمگیری در این زمینه داشته باشد. درحالی‌که بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا برای دسترسی به چیپ‌های پیشرفته ان‌ویدیا هزینه‌های کلان می‌پردازند، دیپ‌سیک توانسته با استفاده از منابع کمتر به موفقیت‌های بزرگی دست یابد.

    چه چیزی باعث نگرانی غول‌های فناوری شد؟

    بربنیاد اطلاعات نشرشده از سوی نیویارک تایمز، در تاریخ ۱۰ ژانویه، دیپ‌سیک از مدل جدید خود به نام دیپ‌سیک-V3 رونمایی کرد. این مدل قادر است همانند بهترین چت‌بات‌ها، سوالات را پاسخ دهد، مسائل منطقی را حل کند و حتا برنامه‌نویسی کند. اما نکته شگفت‌انگیز این است که دیپ‌سیک در ساخت این مدل تنها به ۲ هزار چیپ ان‌ویدیا نیاز داشت، در حالی که سایر شرکت‌های بزرگ برای تولید مشابه این فن‌آوری، به هزاران چیپ و سرمایه‌های کلان نیاز دارند.

    چرا این خبر مهم است؟

    تا پیش از این، باور بر این بود که برای ساخت سیستم‌های هوش مصنوعی پیشرفته، به سرمایه‌گذاری‌های هنگفت و استفاده از هزاران چیپ نیاز است. اما دیپ‌سیک با استفاده از روش‌های هوشمندانه و بهینه‌سازی‌های خاص خود، توانسته است به این دستاورد برسد. این فناوری جدید به گونه‌ای طراحی شده که بتواند داده‌ها را به طور کارآمدتری پردازش کند، بدون اینکه نیاز به منابع محاسباتی فراوان باشد.

    این موفقیت موجب شده است تا بسیاری از کارشناسان به این فکر کنند که آیا غول‌های فن‌آوری ایالات متحده هنوز در زمینه هوش مصنوعی پیشرو هستند یا خیر. آیا فن‌آوری‌هایی که دیپ‌سیک ارائه داده‌اند، می‌توانند به چالشی جدی برای امریکا تبدیل شوند؟

  • ایلان ماسک ممنوعیت تیک‌تاک در امریکا را «خلاف آزادی بیان» خواند

    ایلان ماسک ممنوعیت تیک‌تاک در امریکا را «خلاف آزادی بیان» خواند

    ایلان ماسک، ثروتمندترین مرد جهان و از چهره‌های نزدیک به دانلد ترمپ، رئیس‌جمهوری منتخب امریکا ممنوعیت تیک‌تاک در امریکا را «خلاف آزادی بیان» می‌خواند.

    ماسک افزوده‌است که او برای مدتی طولانی با ممنوعیت این شبکه‌ی اجتماعی چینی در امریکا مخالف بوده‌است.

    به‌گفته‌ی ماسک با این‌حال وضعیت کنونی که در آن تیک‌تاک در امریکا اجازه‌ی فعالیت داشته اما ایکس (شبکه‌ی اجتماعی ماسک) در چین اجازه‌ی فعالیت ندارد «نامتوازن» است.

    او هم‌چنین افزوده‌است که باید «تغییری» در این وضعیت رو بدهد.

    به‌گفته‌ی ماسک ممنوعیت تیک‌تاک در امریکا اگرچه به نفع شبکه‌ی اجتماعی ایکس است، ولی به‌باور او این ممنوعیت با «روح امریکا» در تضاد است.

    تیک‌تاک پس از ماه‌ها رای‌زنی در کنگره‌ی امریکا سرانجام امروز از فعالیت در این کشور به دلیل «تهدیدهای امنیت ملی» که این شبکه متوجه شهروندان امریکایی می‌کرد، ممنوع شد.

  • پژوهش‌های علمی و نتایج متضاد؛ به کدام پژوهش‌های علمی باور کنیم؟

    پژوهش‌های علمی و نتایج متضاد؛ به کدام پژوهش‌های علمی باور کنیم؟

    یک محصول ساده و ابتدایی را در نظر آورید: شیر. کم‌تر نوشیدنی‌ای در میان آدمیان به‌قدر شیر «ستایش» شده و حتا نماد «سلامتی» و زندگی‌ای «سالم» بوده‌است. اکنون به دو پژوهش‌ علمی در مورد شیر نگاهی می‌اندازیم؛ اولی پژوهشی تازه از دانشگاه آکسفورد که می‌گوید نوشیدن شیر باعث کاهش خطر ابتلا به سرطان می‌شود. دومی اما پژوهش جمعی از پژوهش‌گران امریکایی که مجله‌ی «هلت‌لاین» نشر کرده و می‌گوید که شیر خطر ابتلا به سرطان را «افزایش» می‌دهد. حالا کدام‌یک درست است؟

    شیر یگانه موردی نیست که پژوهش‌های علمی نتایجی متضاد در مورد تاثیر آن بر سلامتی و زندگی انسان‌ها ارائه کرده‌اند. تقریباً در مورد همه‌چیز پژوهش‌های علمی «متفاوت» با نتایجی گاه متعارض وجود دارد. به کدام پژوهش‌های علمی می‌توان اعتماد کرد؟‌ دلیل تضادهای این «پژوهش‌های علمی» چیست؟ این پژوهش‌ها و نتایج آن‌ها روی «اعتبار» علم چه تاثیری خواهند گذاشت؟

    علم و بازار

    دنیای ما دنیای «توجه» و «جذابیت» است. در این دنیا هرچه – صرف‌نظر از ماهیت، محتوا و موضوع آن – چه دانش باشد چه سیاست و چه حتا مسائلی مهم و حیاتی، اگر به‌قدر کافی «جذاب» نباشد، نبرد توجه را به چیزهای «جذاب‌تر»ی خواهد باخت.

    نظم سیاسی – اقتصادی حاکم بر جهان تمایلی به تبدیل همه‌ی آنچه هستی انسانی را تشکیل می‌دهد به «کالاها» دارد؛ به آنچه خریده و فروخته می‌شود و اگر یک پژوهش علمی و دانشگاهی نیز «کالای خوبی» برای فروختن و جلب نظر خریدار نباشد؛ فارغ از میزان اهمیت محتوای آن به‌ موفقیت چندانی دست نخواهد یافت.

    به‌عبارتی دگر؛ پژوهش علمی برای «موفق» بودن باید «جالب» باشد و یک چیز «تکان‌دهنده» یا «جذاب» در مورد «شیر» و ارتباطش با «سرطان» بگوید تا رسانه‌های بزرگ آن را پوشش بدهند و مردم در موردش حرف بزنند.

    پژوهش‌گر عصر ما برخلاف گذشتگانی که کار علمی را در همان محدوده‌ی کار علمی خلاصه می‌کردند، «تحت فشار» قرار می‌گیرد تا «نتایجی» جالب به‌دست بیاورد. نتایجی که یک «دست‌آورد» علمی به‌حساب بیاید، حالانکه دست‌آوردهای بزرگ علمی هرگز از پژوهش‌های کوچک و محدود و معدود به‌دست آمدنی نیست و صدها سال سنت علمی در دقیقه‌ای درخشان – هم‌چون چاپ نظریه‌ی نسبیت آنشتین – به تغییر پارادیم غالب علمی خواهد انجامید.


    روش علمی و نقض ذاتی آن

    علم بنابر ذات خود «ناکامل» است؛ آنچه اتفاق می‌افتد «فراگیرتر» شدن نظریه‌های علمی و توان آن‌ها در توضیح پدیده‌های بیشتر «نسبت به نظریه‌های قبلی» است؛ ولی هیچ نظریه‌ی علمی‌ای «کامل» و «بی‌نقض» و «نهایی» نخواهد بود. این محدودیت علم نه‌تنها ضعف آن نیست؛ بلکه نقطه‌ی قوت آن در برابر همه‌ی جزمیت‌هایی‌ست که سعی می‌کنند خود را هماورد علم در میدان شناخت بشر از هستی معرفی کنند؛ علم به‌عبارتی دگر «کامل‌ترینِ ناقص‌ها» و یگانه وسیله‌ی قابل اتکای بشر برای شناخت هستی‌ست.

    با این‌حال روش علمی به‌دلیل محدودیت‌های ذاتی خود، راه را برای «مهندسی» یک پژوهش علمی باز می‌گذارد؛ به این معنا که پژوهش‌گر می‌تواند پژوهش‌اش را چنان «مهندسی» کند که نتایج دلخواه و «جذاب» خود را به‌دست آورد.

    به‌گونه‌ی مثال پژوهش‌گر می‌تواند با کاهش یا افزایش تعداد اشتراک‌کنندگان در پژوهش، انتخاب منطقه، زبان، فرهنگ یا مذهب اشتراک‌کنندگان در پژوهش و یا حتا استفاده متغیرهایی که خصوصیات مورد نظر پژوهش‌گر را دارند به نتایجی که خودش می‌خواهد دست یابد و همین نتایج را به‌عنوان نتایج یک «پژوهش علمی» به نشر برساند.

    مثلاً نتایج یک پژوهشی در مورد گرما که افراد اشتراک‌کننده در آن از باشندگان مناطق سردسیر باشند بی‌شک تا نتایج پژوهشی که اشترا‌ک‌کنندگان آن ساکنان مناطق صحرایی و گرم باشند متفاوت خواهد بود؛ ولی پژوهش‌گر می‌تواند به‌سادگی نژاد سوژه‌هایش را در نتیجه‌ی پژوهش کتمان کند و احیاناً یک پژوهش «جالب» را به‌نشر برساند.


    به کدام پژوهش‌های عملی می‌توان اعتماد کرد؟

    مسئله این است که پژوهش‌های علمی هرگز در «خلا» اتفاق نمی‌افتند؛ از اعتبار مرکزی که یک پژوهش را منتشر می‌کند تا فراگیری و گستردگی شرایطی که این پژوهش در آن انجام شده همگان را می‌توان شاخصه‌های حیاتی یک پژوهش دانست.

    مثلاً اعتبار پژوهشی که روی ده نفر انجام شده‌‌است با پژوهشی که چند صد سوژه داشته یکی نیست؛ همین‌طور پژوهشی که روی «موش‌ها» بخاطر فزیولوژی مشابه‌شان با انسان‌ها صورت گرفته مسلماً با پژوهشی صد درصد انسانی همسان نیست.

    به این اعتبار برای دریافت این‌که کدام پژوهش «اعتبار» بیشتری دارد؛‌ باید نگاهی به شرایط، پیش‌زمینه‌ها و حتا نهادهای دخیل در فرایند انجام پژوهش انداخت. در مواردی حتا ممکن است یک پژوهش علمی از سوی یک دولت یا نهاد ایدئولوژیک خاصی بخاطر تبلیغ یک باور سیاسی زیر نام «علم» صورت بگیرد و با تولید نتایج «دلخواه»‌ در خدمت یک آرمان ایدئولوژیک عمل کند.

    پس صرفِ این‌که یک «پژوهش» نتایجی را ارائه کند؛ برای باورمندی به آن نتایج کافی نیست؛ چه بسا دانش هرگز «قطعیت محض» را نمی‌پذیرد، حتا در مورد نظریه‌هایی که صدها سال است اعتبارشان پابرجاست.

    مضاف بر نگاهی به پس‌زمینه و پیش‌فرض‌های پژوهش انداختن؛ نکته‌ی دگری که می‌تواند در تایید صحت نتایج یک پژوهش مفید باشد تکرار آن نتایج در پژوهش‌های دگری با مقصد مشابه است؛ یعنی این‌که بیشتر از یک نهاد یا یک دانشمند و بیشتر از یک پژوهش به مقاصدی مشترک برسند، در واقع نشان‌گر مشابهت الگوها و اعتبار بیشتر پژوهش است.

    به‌گونه‌ی مثال ده‌ها پژوهش از سوی دانشمندان حیطه‌های متفاوت از بیالوژی شروع تا شیمی‌دان‌ها و پزشکان ارتباط میان مصرف تنباکو و افزایش خطر ابتلا به سرطان کشف کرده‌اند و در مواردی حتا با نتایجی قابل اتکا نشان داده‌اند که مصرف این ماده می‌تواند باعث بروز سرطان در فرد شود و همین چندمنبعی و تایید یک نتیجه توسط آزمایش مکرر باعث می‌شود که ضرر تنباکو و ارتباطش با سرطان – برخلاف ارتباط شیر با سرطان – «ثابت‌شده‌تر» باشد.

    اعتبار علم و پژوهش‌های «بازاری»


    با این‌حال آیا این هیاهوی بازاری پژوهش‌هایی که می‌خواهند «لایک‌های» بیشتری بگیرند و به مخاطبان بیشتری برسند، اعتبار علم را ضربه نخواهد زد؟ به باور نگارنده نه؛ زیرا اگر مسئله آسیب‌پذیری علم باشد، چنانچه پوزیتویست‌ها بارها به‌درستی تاکید کرده‌اند، آسیب‌پذیری و جایز الخطا بودن علم، هرگز به‌معنای این نیست که خرافات «درست‌تر» است.

    به‌عبارتی دگر، علم با همه‌ی محدودیت‌هایی که داشته و دارد، به‌لحاظ قابل اعتماد و اتکا بودن در قیاس با دگر «سرچشمه‌های» دانش بشری قابل مقایسه نیست! علم هماره بی‌جاگزین خواهد بود و این‌که ما در مورد یک پدیده «قطعیت» نداشته باشیم، به‌معنای درستی «افسانه‌های پریان»‌ نیست.

    ضعف علم، در واقع آینه‌ای از ضعف «خرد» انسانی و آسیب‌پذیری همیشگی آن است و گفتن این‌که علم این و آن محدودیت را دارد نه هنر را و نه مذهب و نه هیچ‌چیز دگر را «قوی‌تر» نمی‌کند.



    چه می‌توان کرد؟

    در گام نخست باید میزان مصرف این کالای «پژوهش» را به‌صورت قابل ملاحظه‌ای کاهش داد؛ هر روز در علم اتفاق «بزرگی» نمی‌افتد؛ در واقع ما خیلی خوشبخت خواهیم بود که هر دهه یک اتفاق یا پژوهش جدی علمی داشته باشیم؛ پس تعقیب کردن پژوهش‌هایی که وظیفه‌ی خود را «جذب شما» و نه «آشکار کردن حقیقت» می‌دانند، دوری بهتر.

    از سویی دگر باید میزان کم را هم از مجله‌ها و منابع معتبر به‌دست آورد؛ یعنی مجله‌های علمی‌ای هم‌چون «نیچر» که افتخار چاپ مهم‌ترین پژوهش‌های علمی یکی دو سده‌ی گذشته را داشته‌است؛ آن‌گونه می‌توان مطمئن بود که آدمی با «علم زرد» سروکار ندارد.

    هرگز نباید علم را در نسبی‌گرایی فروکاست؛ یافتن یک پژوهش نصفه نیمه که رفتار مورد پسند ما را «تایید» می‌کند نباید به‌معنای هم‌سویی علم با امیال ما مصادره شود؛ باید مثل خود علم در یافتن پژوهش قابل اتکا «سخت‌گیر» و «عینی‌گرا» بود.

  • تیک‌تاک شایعه‌ی فروش شاخه‌ی امریکایی این شبکه به ایلان ماسک را رد کرد

    تیک‌تاک شایعه‌ی فروش شاخه‌ی امریکایی این شبکه به ایلان ماسک را رد کرد

    در پی گسترش شایعه‌ی خرید شاخه‌ی امریکایی شبکه‌ی اجتماعی تیک‌تاک از سوی ایلان ماسک، مالک ایکس، تسلا و اسپیس‌ایکس این شرکت می‌گوید که این شایعات «افسانه‌ی محض» است.

    پس از آن‌که بلومبرگ با نشر گزارشی مدعی شد که مقام‌های چین برای جلوگیری از مسدود شدن این برنامه در ایالات متحده، ممکن است بخش امریکایی تیک‌تاک را به ایلان ماسک بفروشد، این شبکه‌ی اجتماعی در واکنشی این شایعات را تکذیب کرد.

    تیک‌تاک که از سوی غول فن‌آوری چینی، «بایت‌دانس» مدیریت می‌شود، جنجال‌های فراوانی را میان قانون‌گذاران امریکایی و تهدیدهای «احتمالی» این شبکه به «امنیت ملی» امریکا پدید آورده‌است.

    دولت امریکا ضرب‌الاجلی را تا نزدهم ماه جاری میلادی برای این شرکت چینی تعیین کرده‌است تا بخش امریکایی تیک‌تاک را واگذار کند و یا با ممنوعیتی در سرتاسر ایالات متحده روبه‌رو شود.

    گفتنی‌ست که قانون‌گذاران امریکایی میزان اطلاعات جمع‌آوری‌شده از سوی تیک‌تاک را برای امنیت ملی امریکا «خطرآفرین» خوانده‌اند.

    تیک‌تاک یکی از شبکه‌های اجتماعی پُرکاربرد در ایالات متحده – و سرتاسر جهان – است که برخلاف دگر غول‌های فن‌آوری جهان از ایالات متحده مدیریت نمی‌شود.

  • یونان می‌خواهد «استفاده‌ی جوانان» از اینترنت را محدود کند

    یونان می‌خواهد «استفاده‌ی جوانان» از اینترنت را محدود کند

    دولت یونان استراتژی‌ای را به‌منظور «جلوگیری از اعتیاد جوانان» به اینترنت روی دست گرفته‌است که از ماه مارچ سال روان میلادی اعمال خواهد شد.

     این برنامه که قرار است از طریق یک اپلکیشن به‌نام «کیف کودکان» اجرا شود، نظارت خانواده بر میزان و چگونگی استفاده‌ی اینترنت از سوی نوجوانان را افزایش می‌دهد.

    دیمیتری پاپاستریگو، وزیر اطلاعات دیجیتال دولت یونان می‌گوید که این اپلکیشن به قصد جلوگیری از روبه‌رو شدن افراد «زیر ۱۵ سال» با محتوای «افراطی» و «نامناسب» در اینترنت و استفاده‌ی بیش از حد آن‌ها از شبکه‌های اجتماعی یا دگر خدمات اینترنتی ساخته شده‌است.

    این مقام یونانی این اقدام دولت این کشور را «تغییری بزرگ» خوانده و گفته‌است که اپلکیشن از «آلگوریتم‌های پیشرفته و پیچیده» استفاده خواهد کرد.

    او افزوده‌است که دولت برنامه دارد که این اپلکیشن تا پایان سال ۲۰۲۵ در همه‌ی گوشی‌هایی که به یونان وارد می‌شوند و به بازار می‌رسند «از پیش نصب‌شده» باشد.

    گفتنی‌ست که استفاده‌ی افراطی از اینترنت و خدمات اینترنتی در میان جوانان برخی از کشورها که دست‌رسی گسترده و آزادی به اینترنت وجود دارد نگرانی‌برانگیز بوده‌است.


  • دانستنی‌هایی در مورد خواب

    دانستنی‌هایی در مورد خواب

    ما اغلب گمان نمی‌کنیم که دانستنی‌های زیادی در مورد خواب وجود داشته باشد؛ تصوراتی ساده در مورد خفتن و آرام شدن و رفع خستگی‌هایی که هم‌چون زنگاری در روان و تن آدمی از روز «باز می‌مانند» داریم؛ ولی هیچ‌یک به‌اندیشیدن در مورد این پدیده‌ی عجیب و حیرت‌ناک نمی‌پردازیم. ولی از آن‌جا که یک‌سوم – بله یک‌سوم! – زندگی‌مان در خواب می‌گذرد، خواب بد به‌معنای زندگی بد خواهد بود. در این مطلب نگاهی به دانستنی‌های جالب، مهم و کاربردی در مورد خواب می‌افکنیم.


    ۱. فن‌آوری و شکنجه‌ی خودخواسته

    برآمدن فن‌آوری – از نخستین آن‌ها که شاید تلویزیون و حتا پیش‌تر از آن باشد تا گوشی‌ها و کمپیوترهای هوشمند – در کنار انقلابی که در بیداری انسان‌ها رقم زده‌است؛ خواب را نیز با آنچه پیش از آمدن این فن‌آوری‌ها بود «بیگانه» کرده‌است. متوسط خوابِ انسان‌ها که نُه ساعت در شب بود، بر اثر زندگی «اینترنت‌محور» مدرن، به هفت‌ونیم ساعت کاهش یافته‌است.

    بدین‌معنا که اینترنت، گوشی همراه یا هرگونه‌ی دگری از فن‌آوری – چه پلی‌استیشن، آی‌پاد و… –  اصلی‌ترین و مهم‌ترین مخرب خواب آدمیان شده‌است و دست‌یابی به هرگونه برنامه‌ی خواب منظم و سالمی از تنگنای مدیریت استفاده از این پدیده‌ها می‌گذرد.

    ۲. آدمیان و اشتیاق بیداری

    آدمی‌زاد یگانه گونه‌ی پستاندار است که «آگاهانه» و «عامدانه» و ارچندی که بداند که خواب بر او غالب شده‌است و بدن و ذهنش سخت عطش‌زده‌ی چند جرعه – هر جرعه معادل یک ساعت – خواب هستند؛ هم‌چنان بیدار می‌ماند. به‌عبارتی فصیح‌تر؛‌ آدمیان تنها پستاندارانی هستند که به‌اراده‌ی خود هدیه‌ی خواب را پس زده و ترجیح می‌دهند بیدار بمانند.

    شاید این را بتوان به خصیصه‌ی ناطق بودنِ آدمی نسبت داد؛ نسبت آدمی با آنچه یونانیان آن‌را «لوگوس» می‌خواندند و ما مسلمانان به «نطق» ترجمه‌اش کردیم. یعنی منظومه‌ی آگاهی‌ست که آدمی‌زاد را مجابِ به ترجیح نهادن بیداری و هشیاری بر خواب و خسبیدن می‌کند.

    ۳. خواب؛ مایه‌ی حیات

    به آب، که برای زنده‌ماندن بشر ضروری‌ست می‌گویند مایه‌ی حیات؛ ولی این را باید مدنظر داشت که آدمی‌زاد از بی‌خوابی، زودتر از تشنگی می‌میرد و با این حساب، کدام‌یک به‌راستی مایه‌ی حیات است؟ آب یا خواب؟ البته هردو تا می‌توانند باشند و دعوا نداریم.

    ولی این نکته درست است که بشر بیشتر از آب‌ونان به خواب نیازمند است و نخوابیدن بسیار زودتر از جوع و گرسنگی و تشنگی آدمی‌زاد را از واحه‌ی هستی به کویر نیستی تبعید می‌کند.

    ۴. عمری را خوابیدن

    در مقدمه آوردیم که آدمیان یک‌سوم زندگی‌شان را می‌خوابند. ولی طبق معمول، رقم‌ها و آمار شاید بتوانند تبدیل به سوزنِ گزنده‌ی این واقعیت شوند؛ وقتی می‌گوییم که آدمیان یک‌سوم زندگی‌شان را می‌خوابند، یعنی اگر متوسط عُمر آدمی را ۶۰ سال در نظر بگیریم؛ فرد شصت ساله ۲۰ سال از این ۶۰ سال را در خواب سپری می‌کند.

    شاید بتوان این را به‌عبارتی بهتر نیز گفت؛ هر ۶۰ ساله‌ای که می‌شناسید، ۲۰ سال از آن شش دهه را در خواب گذرانده‌است.

    ۵. بی‌خوابی و مسیرهای زندگی

    نخوابیدن را معمولاً اتفاقی ناخوشایند می‌دانیم که ضرورتی مسبب و علت آن بوده‌است و در اولین فرصت می‌شود جبرانش کرد؛ ولی رسانه‌ی علمی نئوروساینس در مطلبی می‌گوید که کم‌خوابی یا نخوابیدن تاثیری «جدی» بر توانایی‌ تحلیل و تصمیم‌گیری انسان می‌گذارد؛ بدین‌معنا که آدم بی‌خواب بسیار بیشتر از آدمی‌زادی آرام و استراحت‌کرده در معرض گرفتن تصمیم‌های خطا قرار دارد.

    هنگامی‌که انسان خوابِ کافی نمی‌گیرد؛ گیرنده‌ها و حس‌گر‌های مغز او حساسیت خود به هورمون‌های شادی و اندوه را از دست می‌دهند و او «بی‌خیال‌تر» از یک آدمی هشیار تصمیم می‌گیرد؛ هرکس تجربه‌ی یک یا دو شب نخوابیدن را داشته باشد، «کرختی» ناشی از بی‌خوابی را حس کرده‌است.

    ۶. ماه‌زدگی و خواب

    به‌عنوان آدمیان بختیاری که در بیست‌ویکمین سده‌ی پس از میلاد مسیح زندگی می‌کنیم، توقع ما این است که همه‌ی چندوچون‌های وجود خود – از جمله چندوچون وابسته به خواب – را بدانیم و از آن‌جا که مخلوقاتی کاهل و آسایش‌خواهیم، انتظار داریم دانشمندانی رمز و رازهای هستی را برای ما گشوده باشند و ما از آن رازها حظ برده و استفاده بریم، ولی چه خبط بزرگی‌ست این.

    کلیولند کلینیک می‌گوید که پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که در شب‌هایی که ماه درحال کامل شدن است و یا کامل شده‌است، آدمیان کم‌تر می‌خوابند؛ و تاکنون دلیل قطعی و روشن این هماهنگی برای آدمیان پیدا نیست.

    همان‌گونه که رابطه‌ی جزر و مد دریاها با آن جسم مرموز سپیدپوش آسمانی – ماه – تا هزاران سال بر ما گشوده نبود.


    ۷. بی‌خوابی؛ برادر ناتنی مستی

    از کسانی‌که به‌حکم طبع یا کار یا ضرورت‌شان شب‌های بسیاری را نتوانسته‌اند بخوابند و روز نیز مجبور به‌بیداری مانده‌اند می‌شنویم که این تجربه‌ی «دردناک» برای آنان توام بوده‌است با حسی خفیفی از «مستی» یا دست‌کم شبیه مستی.

    به‌هرجهت دانش نوین ادعای این حضرات را نفی نمی‌کند؛ تاثیری که نخوابیدن در شانزده ساعت مداوم روی بدن دارد، شبیه تاثیر وجود ۰.۰۵ درصد الکُل در خون انسان است. حدی‌که نشان‌گر مستی محسوسی است.

    ۸. هزارتوی بی‌خوابی

    بی‌خوابی اما به‌سادگی همان‌ «نخوابیدن» نیست؛ یعنی صرفاً در مواردی که طرف نتوانسته‌است بخوابد رخ نمی‌دهد؛ بلکه به‌کسی فکر کنید که با نگرانی‌ای عمیق می‌خوابد؛ چند کابوس می‌بیند و خوابش باربار قطع می‌شود.

    به این معنا که خواب صرفاً به کمیت چند ساعتی بودن نیست که باعث آرامش و آسودگی بدن آدمی می‌شود؛‌ بلکه کیفیت و چگونگی خواب نیز اهمیت قابل توجهی دارد و ممکن است کسی ۸ ساعت خوابیده باشد ولی کیفیت آن باعث شود بی‌خواب و بدخواب شود.

    ۹. خواب و بازارِ گرم

    آدمی – خصوصاً در این عصر فرمان‌روایی سرمایه‌داری – دوست دارد هرچیزی را تبدیل کند به کالا، از جمله خواب. بازاری بزرگ و غول‌آسا حول خواب و کالاهای مرتبط با آن وجود دارد؛ از بازار دارویی مرتبط به خواب تا محصولاتی که ادعا می‌کنند خواب را «راحت‌تر» و «با کیفیت‌تر» می‌کنند.

    بربنیاد آمار ستاتیستا، بازار جهانی خواب در ۲۰۲۴ بالغ بر ۵۸۰ میلیارد دالر بوده‌است؛ رقمی‌که از اقتصاد مدغم ده‌ها و چه‌بسا صدها کشورِ جهان بزرگ‌تر و درشت‌تر است.

    از شغلی جالب در انگلیس قدیم که فردی بخاطر «بیدار کردن» افراد در پگاه مزد می‌گرفت؛ تا شرکت‌های داروسازی‌ای که آلپرازولام و دیازپام را می‌سازند؛‌ همگان جزئی از بازارِ خواب‌اند.


    ۱۰. خواب و نبوغ

    جمعی از آدمیان که ما – بنابر دلایلی که خود آن‌ها قصه‌ی بی‌پایان دامن‌درازی هستند – آنان را «نوابغ» یا «نابغه‌ها» می‌خوانیم؛ در کنار دگر خصوصیات‌ خاصِ و یگانه‌ی‌شان، در خواب نیز همانند باقی فرزندان ابو البشر عمل نمی‌کردند.

    مثلاً کسی چون آلبرت انیشتین شبانه ده ساعت می‌خوابید و روز نیز هرگاه صلاح می‌دید چُرت می‌زد؛ نابغه‌ای که حتا روایت است که ایده‌ی نخستین نظریه‌ی نسبیت را در خواب دیده بود.

    امیلی برونته، نویسنده‌ی معروف امریکایی و نویسنده‌ی رمان‌های نابی هم‌چون «بلندی‌های بادگیر» روی یک صندلی می‌خوابید.

    تُماس ادیسون، ابداع‌گر امریکایی نیز کم می‌خوابید و باور داشت و گفته‌ بود که خواب برای «ضعیفان» است.

    .

    کوتاه قصه همین‌که خواب همان‌قدر که شیرین، خواستنی و ضروری‌ست؛ دانستنی‌ست و هم‌چون رازی که انسان‌‌ها فاصله‌ی بسیاری تا گشایش آن دارند.   


  • دادگاه امریکایی شرکت فن‌آوری اسرائیلی را مقصر «هک کردن واتس‌آپ» شناخت

    دادگاه امریکایی شرکت فن‌آوری اسرائیلی را مقصر «هک کردن واتس‌آپ» شناخت

    شرکت فن‌آوری مِتا که غول‌های فن‌آوری هم‌چون فیسبوک، واتس‌آپ و اینستاگرام را شامل می‌شود؛ در دعوای حقوقی خود برعلیه شرکت فن‌آوری و جاسوسی اسرائیلی، «ان‌اس‌او» پیروز شد.

    بربنیاد دستور دادگاه، این شرکت اسرائیلی از یک «نقص» در پیام‌رسان اجتماعی واتس‌آپ برای نصب کردن یک برنامه‌ی جاسوسیِ غیرقانونی استفاده کرده‌است.

    ان‌اس‌او که یک شرکت معروف اسرائیلی در امور جاسوسی و فن‌آوری‌های مربوط به نظارت است، پیش از این نیز، از جانب شرکت اپل با یک دعوای حقوقی دگر رویارو شده بود.

    ان‌اس‌او درحالی این دعوای حقوقی را به مِتا می‌بازد که براساس گزارشی از نیویورک تایمز؛ اکثریت کارکنان این شرکت ماموران اطلاعاتی پیشین دولت اسرائیل هستند.

    تایمز هم‌چنین در گزارشی که در مورد این شرکت و معروف‌ترین محصول آن، یعنی برنامه‌ی جاسوسی «پگاسوس» به‌نشر رسانده آورده‌است که «پگاسوس» در اسرائیل به کالای صادراتی نظامی دانسته می‌شود که دولت این کشور تصمیم می‌گیرد که چگونه و به چه کسی ان را ارائه کند.

    اگرچه ان‌اس‌او «ابزار بودن» خود در دستان دولت اسرائیل را تکذیب کرده‌است؛ ولی بربنیاد گزارش تایمز اسرائیل مکرراً از محصولات و اطلاعات این شرکت به‌عنوان یک ابزار در سیاست خارجی خود استفاده کرده‌است.

    «پگاسوس» که برنامه‌ی معروف جاسوسی این شرکت اسرائیلی است، از سوی بسیاری «قوی‌ترین جنگ‌افزار در جنگ‌های سایبری» خوانده می‌شود؛ برنامه‌ای که قابلیت دست‌رسی به‌همه‌ی اطلاعات – از جمله اطلاعات حذف‌شده – از یک گوشی همراه یا دگر انواع وسایل هوشمند را دارد.

    گفتنی‌ست که واتس‌آپ پُر کاربردترین برنامه‌ی پیام‌رسان در جهان است که بیش از دو میلیارد کاربر فعال ماهانه دارد.


  • نظریه‌ی تکامل داروین و واکنش‌ها به آن در افغانستان

    نظریه‌ی تکامل داروین و واکنش‌ها به آن در افغانستان

    کتاب‌های نصاب تعلیمی افغانستان –چه در دوره‌ی جمهوری و چه حالا– نظریه‌ی تکامل داروین را درس نمی‌دهند؛ منابع قابل رجوع زیادی برای مطالعه‌ی این نظریه در افغانستان وجود ندارند و شایع‌ترین فهم از این نظریه‌ی پیچیده، پُردست‌آورد و خارق‌العاده این است که «انسان‌ها از شادی‌ها به‌وجود آمده‌اند.» دلیل این ضدیت افراطی با نظریه‌ی تکامل، خوانش‌های فرهنگی و در تضاد دانستن آن با فهم دینی‌ست، ولی گذشته از حساسیت‌های فرهنگی و دینی در جامعه، نظریه‌ی علمی تکامل چیست؟ بر چه پایه‌ی بنیان نهاده شده است؟ شواهد در موردش چه می‌گویند و تکامل بشر را به چه دست‌آوردهایی رهنمون شده است؟

    زیست‌شناسی تکامل‌محور یا داروینی تاثیری بی‌مانند بر روی فهم بشر از چگونگی وجود، امتداد و عمل‌کرد حیات بر روی سیاره‌ی ما داشته است. این نظریه برای خلق واکسن‌های مهم و تشخیص بیماری‌ها جدی ثاثیری شگرف داشته و حتا زمینه‌ساز کشف حیطه‌ی مرموز دگری از مکانیسم حیات بر روی زمین (دانش ژنتیک) شده است.

    نیل دگرس تایسون، یکی از فزیک‌دانان و اخترشناسان مطرح امریکایی در مستندِ «کیهان» که در واقع ادامه‌ی سلسله مستندهای کارل ساگان، فزیک‌دان و دانشمند افسانه‌ای امریکایی است می‌گوید که «تکامل دگر یک «نظریه» نیست، بلکه یک فاکت/واقعیت علمی است. ما شواهدی بسیار بیشتر از حد لازم برای اثبات این نظریه داریم.»‌

    البته تایسون –به‌عنوان یک دانشمند– یگانه کسی نیست که چنین نگاهی به نظریه‌ی داروین دارد، کارل پوپر، معروف‌ترین فیلسوف علم در تاریخ، باور داشت که نظریه‌ی داروین به‌دلیل محتوایی که ارائه می‌کند و پشتیبانه‌هایی که دارد، یک نظریه‌ی «ابطال‌پذیر» نیست.

    تکامل –که شاید شهیرترین شرح آن را چارلز داروین در کتاب منشا انواع خود آورده باشد– عبارت است از نظریه‌ی که ادعا می‌کند موجودات زنده طی فرایندی پیچیده و چند میلیون ساله از یک فُرم حیات به فُرم دگری تغییر شکل و ماهیت داده‌اند.

    براساس این نظریه آدمی‌زادگان را نیز نمی‌توان چیزی بیشتر از حلقه‌ی هوشمند و پایانی تکامل گونه‌ی خاصی از پستانداران دانست.

    نظریه‌ی داروین –که حجم گسترده و عظیمی از شواهد در میان انواع گونه‌گون زنده‌جانان را شامل می‌شود– توضیح می‌دهد که موجودات زنده چرا به‌گونه‌ی که اینک دیده می‌شوند، هستند. به‌گونه‌ی مثال چرا زرافه‌ها گردن بلندی دارند، چرا انسان می‌توانند روی دو پای خود بایستند و دلیل آن‌چه «نظم خارق‌العاده حیات» می‌خوانیم، چیست؟

    به‌عبارتی به موجوداتی در اعماق اقیانوس فکر کنید که در تاریکی محض، نور تولید می‌کنند؛ دو راه نگاه کردن به این موجودات وجود دارد، یکی این‌که صرفاً حیرت‌زده شده و خالق این مخلوقات را بستاییم. یکی دگر این است که ضمن ستودن خالق مخلوقات، به این فکر کنیم که چرا این زنده‌جان –و نه زنده‌جان‌های دگر– این قابلیت را در تاریکی محض دارند؟‌ چگونه است که زنده‌‌جان‌ها همان ابزاری را در وجود خود دارند که برای بقا بدان‌ها نیازمند هستند؟

    براساس نظریه‌ی تکامل، فرایند فرگشت و تکامل‌یافتن موجودات زنده از چند طریق انجام می‌شود؛ مهم‌ترین و اصلی‌ترین آن‌ها فرایند «انتخاب طبیعی» است. فرایندی که موجوداتِ با قابلیت سازگاری بیشتر –به زبان داورینیست‌ها «قوی»– را حفظ می‌کند و موجودات زنده با شانس کمتر بقا را حذف. انتخاب طبیعی وجود طیف بسیار گسترده‌ای از موجودات متنوع و دلیل انقراض گونه‌های دگر آنان را به‌خوبی و دقتی حیرت‌آور توضیح می‌دهد.

    براساس نظریه‌ی داروین، موجوداتی که قابلیت تکامل یافتن برای سازگاری بیشتر و بهتر با محیط خود را دارند، زنده می‌مانند و به‌مرور زمان با محیطی که در آن زندگی می‌کنند سازگارتر و سازگارتر می‌شوند. مثلاً این‌که اسکیموها –اقوام ساکن در قطب شمال– چشم‌های کوچکی دارند را تکامل به‌سادگی با این واقعیت توضیح می‌دهد که آنان با بارش برفِ شدید و طوفان‌های برفی شدید روبه‌رو هستند و میان توده‌های بزرگ یخ زندگی می‌کنند، طبیعی‌ست که چشم‌های آنان در طول تاریخ برای تطابق با آن محیط تکامل یابد.

    یا این‌که چرا مقاومت بدنی گروهی از انسان‌ها که در شرایط و محیطی گرم، صحرایی و دشوار زندگی می‌کنند، بیشتر از کسانی‌ست که در مناطق سردسیر و سبز زندگی می‌کنند و یا هزاران هزار مورد از این دست را این نظریه با جست‌وجوی ریشه‌ی جهش ژنتیکی انواع برای مطابقت با شرایط زیستی می‌تواند به‌خوبی تشریح کند.

    براساس این نظریه، تمامی موجودات زنده‌ای که بر روی زمین زندگی‌ می‌کنند و یا هرگز زندگی کرده‌اند، نَسَبی مشترک دارند و این نَسَب از سوی جامعه‌ی علمی «لوکا» یا «نخستین جد مشترک همگان» خوانده می‌شود. موجودی تک‌سلولی که احتمالاً چهار میلیارد سال پیش می‌زیسته است.

    قضیه این است که تکامل را باید به‌همین صورتی که هست خواند و دانست، نه بخاطر پیامدهای پیدا و پنهانی آلوده به توهمی که در اذهان یک جامعه‌ی «دین‌خو» پدید می‌آید. تکامل را باید به‌عنوان یک نظریه‌ی «علمی» خواند و قضاوت کرد؛ همان‌طور که نسبیت انشتاین را به‌عنوان یک نظریه‌ی علمی می‌خوانیم و حتا می‌ستاییم.

    اگر قرار بر این باشد که ما از نظریه‌های علمی نتایج الهیاتی و فراتاریخی بگیریم؛ آن‌وقت کل نظریه‌های علمی –چه جاذبه‌ی نیوتن، چه پزشکی نوین و هرنظریه‌ی دگری– را باید «طرد» کرد و بخاطر ترسی که نتایج فرهنگی و الهیاتی آنان به‌همراه دارد، دور ریخت.

    مسئله این است که همان کسانی‌که تا نام داروین را می‌شنوند می‌لرزند و هر بد وبی‌راهی که ممکن است به او حواله می‌کنند، به‌محض این‌که سرفه کنند دوان داون می‌روند دست به دامان پزشکی و زیست‌شناسی‌ای می‌شوند که داروین اگر نگوییم بزرگ‌ترین چهره‌ی آن، یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های آن است.

    حتا نمی‌توان این فرض خام را که تکامل باعث خواهد شد که نقش الهیات و دین در هستی‌شناسی از بین برود به‌درستی درک کرد؛ زیرا نظریه‌ی داروین بیشتر از پیش تایید می‌کند که گونه‌ای «آگاهی جامع» در پشت وجود موجودات زنده جاری‌ست که فرایند تکامل را در میلیاردها سال با دقتی حیرت‌ناک هدایت کرده است و آیا همین نمی‌تواند مایه‌ی شگفتی و ستایش باشد؟

    البته داروینیسم همان‌قدر که در مقام یک نظریه‌ی علمی شایسته‌ی ستایش و تقدیر و بازشناسی خدمات آن به پیشرفت بشریت است؛ در مقام یک باور سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی «خطرناک و نادرست» است. برکشیدن نظریه‌ی زیست‌شناسی داروین به‌مقام گونه‌ای راهبر سیاسی – اجتماعی راه به فاجعه‌ی «حذف ضعیف» و حفظ قوی و گونه‌ی وحشتناکی از فاشیسم قاتل می‌برد.

    این مطلب را با اشاره به‌چندتا واقعیت جالبی که این نظریه ما را در کشف و دریافت آن کمک کرده است، به‌پایان می‌بریم.


    ۱. ادعای «راستین» داروین

    داروین ادعا نکرد که «شادی‌ها» اجداد انسان‌ها هستند؛ بلکه او با تحلیل داده‌های علمی‌ای که در اختیارش بود و با اعمال اصول نظریه‌ای خود بر آن‌ها به این نتیجه رسید که انسان‌ها، شامپانزه‌ها و شادی‌ها جدّی مشترک دارند.

    ۲.چشم آبی‌ها

    تکامل نشان می‌دهد که برای اکثریت زمانی که انسان‌ها وجود داشته‌اند، چشم‌های‌شان قهوه‌ای بوده است؛ تا آن‌که حول‌وحوش ۱۰ هزار سال پیش، جهش ژنتیکی در یک نمونه‌ی آسیایی و ساکن در اطراف دریای سیاه، چشم‌های آبی پدید آمد، دست‌کم هشت درصد نفوس جهان اینک چشم‌آبی هستند.

    ۳. پنج میلیون  سال

    اگرچه تمدن در بشر نمی‌تواند کهن‌تر از ۱۰ هزار سال –در خوش‌بینانه‌ترین حالت– ولی تکامل این نوع، دست‌کم پنج میلیون سال را در برگرفته است تا رسیده به آنچه ام‌روزه می‌بینیم، هومو سپینس یا انسان آگاه یا «خردمند» که با اجداد نه‌چندان متمدن خود تفاوت‌های جوهری و نجومی دارد.

    ۴. اجداد پرنده‌ها دایناسورها هستند

    شواهد و مدارک محکم و متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد که پرندگان، از گونه‌ی خاصی از دایناسورها تکامل یافته‌اند. این‌گونه‌ی خاص دایناسورها یکی از اعضای خانواده‌ی «تروپدها» بوده و اشتراکات ژنتیکی و شاخص‌های مشترک میان این نوع و پرندگان، حاکی از ارتباط آن‌ها در درخت تکامل است.