علامت: اسلام

  • وزیر خارجه‌ی ترکیه: اشتراک اسرائیل در نشست‌های مجمع عمومی ملل متحد به تعلیق درآید

    وزیر خارجه‌ی ترکیه: اشتراک اسرائیل در نشست‌های مجمع عمومی ملل متحد به تعلیق درآید

    هاکان فیدان، وزیر خارجه‌ی ترکیه از کشورهای اسلامی خواست تا برای تعلیق حضور و مشارکت اسرائیل در نشست‌ها و فعالیت‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد تلاش کنند.

    فیدان این سخنان را در نشست اضطراری وزیران خارجه‌ی کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی، در ریاض، پایتخت عربستان سعودی مطرح کرد.

    او گفت که فلسطینی‌ها به اقدام جمعی برای پایان دادن به «نسل‌کشی اسرائیل در غزه و خشونت‌های شرکت‌نشینان یهودی در کرانه‌ی باختری اشغالی» نیاز دارند.

    فیدان خاطرنشان کرد که حماس پیشتر طرح آتش‌بس ارائه‌شده از سوی قطر و مصر را پذیرفت، اما دولت اسرائیل «هنوز به دنبال محو فلسطین است.»

    وزیر خارجه‌ی ترکیه از کشورهای اسلامی خواست تا ابتکاری را در سازمان ملل متحد برای عضویت کامل فلسطین آغاز کنند.

    او هدف از نشست اضطراری سازمان همکاری اسلامی را بحث روی توقف جنگ [در غزه]، ایجاد پاسخ متحد «امت اسلامی» [در قبال تحولات این منطقه] و بسیج جامعه‌ی جهانی عنوان کرد.

    وزیر خارجه‌ی ترکیه، پیش از این نیز خواستار پاسخ متحد دولت‌های اسلامی به تحولات غزه شده بود.

    مطابق منشور سازمان ملل متحد، هر عضو این سازمان که به طور مداوم اصول این منشور را نقض کند، می‌تواند تعلیق یا اخراج شود. با این حال، این اقدام از نظر شورای امنیت، جایی که امریکا عضو دایمی آن است و حق وتو دارد، باید بگذرد.

    اقدام‌های اسرائیل در غزه از سوی بسیاری از نهادهای بین‌المللی به عنوان «نسل‌کشی» اعلام شده است.

    جنگ 22 ماهه‌ی اسرائیل و حماس، تا کنون جان بیش از 62 هزار فلسطینی را گرفته است که بخش عمده‌ی آن‌ها کودکان و افراد ملکی می‌باشند.

  • دبیرکل اتحادیه‌ی جهان اسلام در دیدار با مقام‌های طالبان: «رسوم خلاف اسلام» را کنار بگذارید

    دبیرکل اتحادیه‌ی جهان اسلام در دیدار با مقام‌های طالبان: «رسوم خلاف اسلام» را کنار بگذارید

    محمد بن عبدالکریم عیسی، دبیرکل اتحادیه‌ی جهان اسلام در دیدارش با مقام‌های طالبان، آن‌ها را به کنارگذاشتن رسوم مخالف اسلام دعوت کرد.

    این اتحادیه اعلام کرد که عیسی در دیدارش با امیرخان متقی، وزیر خارجه‌ی طالبان، بر «ریشه‌دار بودن شماری از سنت‌ها و رسوم مخالف شریعت در برخی جوامع اسلامی»، اشاره کرد و بر لزوم آگاهی‌بخشی دینی با حکمت و اندرز نیکو، برای رویارویی با این پدیده‌ها تاکید کرد.

    به گفته‌ی عیسی، ممکن است وجود این موارد خلاف شریعت، به دست‌آویزی برای بدنام‌کردن اسلام و تقویت پدیده‌ی اسلام‌هراسی تبدیل شود.

    دبیرکل اتحادیه‌ی جهان اسلام، روز دوشنبه (30 سرطان)، به کشوری سفر کرد که دادگاه کیفری بین‌المللی حکم بازداشت دو تن از حاکمان آن را به‌دلیل نقش‌شان در سرکوب زنان و دختران افغانستان صادر کرده است.

    محمد بن عبدالکریم عیسی با سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله‌ی طالبان نیز گفت‌وگو کرد. در اعلامیه‌ی اتحادیه‌ی جهان اسلام آمده که دو طرف تاکید کردند وحدت کلمه در اسلام، جایگاه بالایی دارد و اختلاف و تفرقه، خطری بزرگ برای همبستگی مسلمانان و اعتبار اسلام به‌شمار می‌رود.

    عیسی با رییس‌الوزرای طالبان در ارگ نیز دیدار کرد. او تاکید کرد که عالمان مسلمان در پرداختن به مسایل مهم و بزرگ، از طریق گفت‌وگوی موثر و رسیدن به نتایج مثبت و ملموس، نقش بسیار ارزشمندی دارند. تحلیل‌گران می‌گویند که هدف سفر عیسی به کابل نیز برای حصول چنین نتایجی می‌باشد.

    این عالم برجسته‌ی مسلمان در دیدارش با امیر خان متقی، بر لزوم میانه‌روی در امور تاکید کرد. در اعلامیه‌ی اتحادیه‌ی جهان اسلام آمده: «موضوعات متعددی مرتبط با همبستگی اسلامی و وظیفه‌ی ابراز حقیقت اسلام برای همه، از طریق [رعایت] ارزش‌های عدالت، میانه‌روی، مهربانی به جهانیان و پاسداری از حقوق، مورد بحث قرار گرفتند.»

    در این دیدار همچنین بر جلوه‌های تساهل در اسلام، همان‌طور که در قرآن‌کریم و سنت نبوی آمده، تاکید صورت گرفت. به گفته‌ی عیسی، این ارزش‌ها باید در رفتار افراد و جوامع اسلامی، نمود عینی پیدا کنند.

    اعلامیه افزود: «در این دیدار همچنین چالش‌های پیش‌روی این اهداف مهم، به‌ویژه در دنیای معاصر، مورد بررسی قرار گرفتند. از جمله این‌که تضاد در اجتهادات درباره‌ی مسایل عمومی و مهمی که انتظار می‌رود در آن‌ها وحدت نظر وجود داشته باشد، مورد تاکید قرار گرفت.»

    عیسی از مقام‌های طالبان به‌خاطر «تلاش‌شان» در راستای مبارزه با هراس‌افگنی در افغانستان، قدردانی کرد.

    طالبان در نزدیک به چهارسال گذشته، سیاست‌هایی را وضع کرده است که عمدتاً زنان را هدف قرار می‌دهند. این سیاست‌ها، زنان و دختران کشور را از آموزش بالاتر از سطح ابتدایی، اشتغال، گشت‌وگذار و حتی بیرون رفتن از خانه، منع کرده‌اند.

    اقدام‌های طالبان واکنش‌های گسترده‌ای در میان جوامع غربی و همچنین اصلی‌ترین متحدان این گروه، از جمله چین، برانگیخته است. پیشتر این کشور از طالبان خواسته بود تا محدودیت‌های خود علیه زنان را برچیند.

    اما اصلی‌ترین و مهم‌ترین واکنش، از سوی عالمان دین صورت گرفته است. طالبان مدعی است که افغانستان توسط یک عالم دین اداره می‌شود؛ اما عالمانی از سراسر جهان به سیاست‌های این متولیان دین در افغانستان انتقاد کرده‌اند. طالبان انتقادات دولت‌های غربی را «خلاف اسلام» ارزیابی می‌کند؛ اما دیده شود این گروه به ترغیب‌شدن به کنارگذاشتن ارزش‌های قدیمی که در اسلام جایی ندارند، آن‌هم توسط یک عالم برجسته‌ی اهل سنت، چه واکنش عملی نشان دهد.

  • دانشمندان اسلامی: سیاست‌های طالبان در مورد زنان خلاف شریعت هستند

    دانشمندان اسلامی: سیاست‌های طالبان در مورد زنان خلاف شریعت هستند

    گروهی از عالمان و دانشمندان علوم اسلامی از کشورهای مختلف جهان، با انتشار بیانیه‌ای، سیاست‌های طالبان در مورد زنان و دختران را ناقض اصول بنیادین اسلامی دانستند.

    آن‌ها با استناد به آیات قرآن‌کریم و احادیث نبوی، گفتند که شریعت اسلامی بر پایه‌ی اصول عدالت، برابری، کرامت و رحمت استوار است، اما سیاست‌های طالبان با این ارزش‌ها در تضادند.

    در بیانیه‌ی صادرشده از سوی این افراد آمده که خداوند متعال در سوره‌ی علق دستور به «خواندن [علم‌اندوزی]» می‌دهد، در حالی‌که طالبان با محروم‌کردن زنان و دختران از آموزش ابتداییه به بالا، این اصل بنیادین اسلامی را نقض می‌کند.

    این عالمان و دانشمندان اسلامی از کشورهای عضو سازمان همکاری‌ اسلامی خواستند ضمن اتخاذ موضع قاطع، برای احقاق حقوق زنان و دختران افغانستان اقدام کنند و از عالمان دین نیز خواستند با انتشار بیانیه‌هایی، بر حق آموزش، آزادی گشت‌وگذار و مشارکت در زندگی عمومی برای زنان و دختران مسلمان، تاکید کنند.

    آن‌ها همچنین از مراجع صدور فتوا خواستند که فتواهایی برای نکوهش «نقض» حقوق زنان و دختران توسط طالبان، صادر کنند.

    آن‌ها همچنین با اشاره به پیشینه‌ی حضور زنان در صدر اسلام، گفتند که «هیچ مبنای شرعی» برای سلب حقوق زنان در افغانستان وجود ندارد.

    در بیانیه آمده که «تحمیل» شرط داشتن محرم (سرپرست مرد) برای رفت‌وآمد زنان، با زنان دوره‌ی پیامبر اسلام که آزادانه برا بازرگانی، حج و فراگیری دانش سفر می‌کردند، در تضاد است و حتی قرآن‌کریم نیز چنین محدودیتی را ملزم نکرده است.

    آن‌ها با استناد به آیات قرآ‌ن‌کریم در مورد «عدل و عدالت»، گفتند که سیاست‌های «تبعیض‌آمیز و خشونت‌بار» طالبان که زنان را از صحنه‌ی سیاست حذف می‌کنند، خلاف این اصول‌اند.

    بر بنیاد بیانیه، افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، تنها کشور مسلمان جهان است که در آن زنان برای «مسافرت‌های بالاتر از 72 کیلومتر»، ملزم به داشتن محرم‌اند که دسترسی به خدمات صحی و دیگر موارد ضروری را محدود کرده است. این در حالی‌ست که به‌طور مثال، زنان مراکش می‌توانند بدون نیاز به همراهی یک مرد، به داخل و خارج از این کشور سفر کنند.

    در حالی‌که طالبان مانع حضور زنان در مکان‌های عمومی می‌شود، قطر و امارات متحده‌ی عربی به زنان دسترسی کامل به این مکان‌ها، از جمله مساجد، دانشگاه‌ها و مراکز ورزشی ارائه کرده است.

    همچنین در کشورهایی چون اندونیزیا، زنان نه‌تنها در سیاست حضور دارند، بلکه به‌عنوان سران دولت نیز فعالیت کرده‌اند.

  • پوشیدن حجاب در قزاقستان ممنوع شد

    پوشیدن حجاب در قزاقستان ممنوع شد

    قاسم جومارت توقایف، رییس‌جمهوری قزاقستان، روز گذشته (دوشنبه، 9 سرطان)، قانونی را امضا کرد که به موجب آن، پوشیدن لباس‌هایی که صورت را در مکان‌های عمومی می‌پوشانند ممنوع می‌باشد.

    در این قانون استثناهایی برای موارد طبی، شرایط آب‌وهوایی و رویدادهای ورزشی و فرهنگی در نظر گرفته شده‌اند.

    پیشتر، توقایف این قانون را فرصتی برای گرامی‌داشت هویت قومی در قزاقستان دانسته بود.  او در گفت‌وگو با رسانه‌های داخلی این کشور، اظهار داشت: «به جای پوشیدن عباهای سیاه که صورت را می‌پوشانند، بهتر است لباس‌هایی با سبک ملی خودمان بپوشیم. لباس‌های ملی ما هویت قومی‌مان را به‌خوبی برجسته می‌کنند، بنابراین باید آن‌ها را به‌طور گسترده ترویج دهیم.»

    در متن این قانون آمده که پوشیدن لباس‌هایی که «تشخیص چهره را مختل می‌کنند» در اماکن عمومی ممنوع است. کشورهای دیگر آسیای مرکزی نیز در سال‌های پسین قوانین مشابهی تصویب کرده‌اند. اجرای این قوانین در کشورهای با اکثریت مسلمان، زنان محجبه را هدف می‌گیرد.

    در ازبیکستان، نقض این ممنوعیت می‌تواند جریمه‌ای بیش از ۲۵۰ دالر در پی داشته باشد.

    امام علی رحمان، رییس‌جمهوری تاجیکستان، نیز قانونی را امضا کرده که بر بنیاد آن پوشیدن لباس‌هایی که «بیگانه با فرهنگ ملی» تلقی می‌شوند در مکان‌های عمومی ممنوع است.

    به گزارش رسانه‌های محلی، پولیس قرقیزستان برای اجرای ممنوعیت پوشش نقاب اسلامی، گشت‌هایی در سطح خیابان‌ها راه‌اندازی کرده است.

  • دو روایت واژگون از دین؛ ملای ما و پاپ آن‌ها

    دو روایت واژگون از دین؛ ملای ما و پاپ آن‌ها

    در دو روزِ پشت سر هم و در دو سوی متضاد جغرافیای فرهنگی و ایمانی، دو مرد در جایگاه «رهبر دینی»، در برابر پیروان خود سخن گفتند. یکی در میدان سن‌پتر در واتیکان، و در برابر چشمان مردم، تاج از سُنت «پنتیکاست» بر سر نهاد و پیام وحدت و روح همدلی را از متون مذهبی برکشید. دیگری در قندهار، و پنهان از مردم، ردای «امارت» بر دوش کشید و واژه‌ی «جهاد و غلبه» را به نشانه‌ی تثبیت حاکمیت خود در میان آورد. این دو صدا، دو الگوی زبانی، معنایی و اجتماعی را بازتاب دادند: یکی گشایش، و دیگری انسداد.

    پاپ لئوی چهاردهم در سخن‌رانی «پنتیکاست» خود، خطاب به «زنان و مردان»، این سنت مسیحیان را با زبان انسان‌گرای امروز آشتی داد. او از بادی سخن گفت که درها را می‌گشاید، از آتشی که دل را گرم می‌کند و از زبانی که به جای جدایی، هم‌زبانی می‌آورد. مخاطب او نه صرفاً کاتولیک‌ها، که تمامی انسان‌هایی بود که هنوز به امکان گفت‌وگو، تفاهم، و تحول درونی باور دارند. با لحنی آرام، غیرتحمیلی و بر محور تجربه‌ی مشترک انسانی. پاپ، حتی در نقد خود از ملی‌گرایی‌های نوین و نفرت‌افکنی، زبان شفاعت را برگزید نه تقابل؛ نگران بود، نه مهاجم. با واژگانی چون «باز شدن مرز دل‌ها»، «برادری جهانی»، «زنان به عنوان قربانیان خشونت مردانه» و «حضور محبت در دل شریعت»، پاپ نشان داد که الهیات او نه سیاست قدرت، بلکه «اخلاق همزیستی» است.

    در آن سو، هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، در سخن‌رانی عیدی خود، تنها خطاب به مردان، با زبان دیگری جهان را توصیف کرد. برای او، جهان دو پاره بود: مومنان و کافران، مجاهدان و اشغال‌گران، اطاعت‌کنندگان و سرپیچی‌کنندگان. جهان او ساختاری است بسته، سلسله‌مراتبی، مردانه، و مامور به اجرای احکام فقهی در چارچوب حکومتی بدون مخالفت و تنوع. او از جامعه‌ی جهانی شکایت دارد که چرا با «شریعت او» آشنا نیست. او از رسانه‌ها می‌نالد که چرا دروغ می‌گویند. اما در این همه، حتی یک بار از درد زن یا انسان سخن نمی‌گوید؛ آنجا که پاپ از خشونت علیه زنان می‌گوید، آخندزاده از ضرورت پوشاندن آن‌ها و منع حضورشان سخن می‌گوید. زن، در گفتمان آخندزاده، نه شریک بلکه «محصور» است.

    پاپ از فرد آغاز می‌کند و دل را جایگاه دگرگونی، ارتباط، و شفقت می‌بیند؛ آخندزاده از «رعیت» آغاز می‌کند و فرمان اطاعت می‌دهد. پاپ به جامعه یادآوری می‌کند که حتی در دنیای متصل، انسان تنهاست و این تنهایی با عشق باید شکسته شود؛ آخندزاده به جامعه هشدار می‌دهد که اگر از امیر اطاعت نکند، ناامنی باز می‌گردد و «نظام» سقوط می‌کند. این دو صدا، گرچه از دو دین متفاوت برمی‌خیزند، اما آنچه آن‌ها را از هم متمایز می‌سازد، نه فقط تفاوت دین، بلکه دو خوانش بنیادین از دین است. پاپ لئو در چارچوب سنت مسیحی، اما با چشمی به انسان امروز، از معنابخشی، شفقت و همزیستی سخن می‌گوید؛ آخندزاده در حصار سنت فقهی، و با نگاهی گریزناپذیر به خصومت و کنترول، جامعه را مهار می‌خواهد، نه مشارکت‌جو.

    آنچه در این دو خطابه تقابل می‌نماید، نه صرفاً الهیات، بلکه انسان‌شناسی است. انسان در نگاه پاپ، لایق محبت، گفت‌وگو و تحول است. انسان در نگاه آخندزاده، تابع امر، مشروط به شریعت، و مرز میان مومن و کافر. آن‌کس که «اطاعت» کند، شایسته‌ی زندگی است. آن‌که بپرسد، در مظان بدگمانی است.

    اگر پاپ با یادآوری خطابه‌ی «پنتیکاست» خواست که کلیسا را خانه‌ای بدون دیوار بنامد، آخندزاده از نظامی سخن می‌گوید که باید از «تهاجم کفار» در امان باشد، و برای حفظ آن، نه گفت‌وگو، بلکه «جهاد» را توصیه می‌کند. برای پاپ، خشونت ناشی از مردسالاری و میل به سلطه‌جویی باید ریشه‌کن شود؛ برای آخندزاده، سلطه‌ای مشروع است که از جانب امیر باشد، و مخالفت با آن، مخالفت با دین است.

    این مقایسه، نه از آن روست که یکی را الهی و دیگری را شیطانی بخوانیم، بلکه برای آن است که روشن شود دین، در هر سنت و بستری، بسته به تفسیر، می‌تواند یا به‌سوی گشودگی رود یا به‌سوی انسداد. یکی از گفت‌وگو بگوید، یکی از اطاعت. یکی زن را شریک بداند، دیگری تابع. یکی مرزها را بگشاید، دیگری برج بسازد.

    در پایان، آنچه باقی می‌ماند نه جدال میان دو دین، بلکه تاملی بر سرنوشت تفسیرهای دینی در جهان معاصر است. آنچه امروز از دل دین برخاسته، گاه پل می‌سازد و گاه دیوار. یکی زبان تهدید می‌سازد و دیگری مجال مشارکت. مهم آن است که جوامع دینی، چه در اسلام و چه در مسیحیت، مسئولیت سنگینِ بازنگری، پالایش، و پاسخ‌گویی به انسان امروز را بر دوش بگیرند. قرائتی از دین که در دل خود کرامت، پرسش‌پذیری، عدالت و گفت‌وگو را جا ندهد، دیر یا زود به انزوا یا ستیزه‌گری خواهد انجامید. و این نه گناه دین، بلکه «خطای ما در خواندن و زیستن آن است.»

    مطالب منتشرشده در بخش «نگاه شما» بازتاب دیدگاه‌های نویسندگان است و الزاماً بیانگر موضع رسمی دیار نیست.

  • ایدئولوژی انحصار دینی؛ طالبان چگونه خود را تنها پرچم‌دار اسلام می‌داند؟

    ایدئولوژی انحصار دینی؛ طالبان چگونه خود را تنها پرچم‌دار اسلام می‌داند؟

    در دل سخن‌رانی‌های هبت‌الله آخندزاده، از زبان صریح گرفته تا لحن دعاگونه، یک پیام مدام تکرار می‌شود: ما، و فقط ما، نماینده‌ی واقعی اسلام هستیم. حاکمیتی که اکنون در افغانستان برقرار شده، در نگاه رهبر طالبان، نه فقط یک حاکمیت، بلکه «تجسم شریعت ناب، ادامه‌ی جهاد پیامبر، و واپسین سنگر امت اسلامی در برابر کفر جهانی» است.

    این ایده، ساده به نظر می‌رسد، اما بار فکری سنگینی دارد: طالبان خود را نه یکی از جریان‌های اسلامی، بلکه «تنها صدای معتبر دین» می‌داند. این همان چیزی‌ست که در علوم سیاسی و دین‌شناسی معاصر از آن با عنوان «ایدئولوژی انحصار دینی» یاد می‌شود؛ یعنی تلاش برای مصادره‌ی کامل مفاهیم دین، اخلاق، شریعت و حتی خدا، توسط یک گروه مشخص.

    هبت‌الله در بخشی از سخنان خود گفت: «این نظام، اسلامی و شرعی است، دموکراسی نیست… ما خلاف شریعت، خلاف دین خدا، یک قدم هم بر نمی‌داریم.» و خطاب به مردم افزود: «حالا این نظام شماست، این اسلام واقعی‌ست. دنیا شما را نمی‌فهمد چون اسلام را نمی‌فهمد.»

    در این روایت، همه چیز دوگانه می‌شود: یا با طالبان هستی و در دایره‌ی اسلام، یا در بیرون آنی و در اردوگاه «شیطان»، «کفار»، یا «نظام‌های شکست‌خورده‌ی غربی».

    این همان تک‌صدایی اعتقادی‌ست که خطرناک‌ترین شکل قدرت دینی است: قدرتی که خود را بی‌نیاز از نقد، پرسش، مشارکت، و حتی رای مردم می‌داند، چون مامور از جانب خداست.

    طالبان با چنین نگاهی، نه فقط گروه‌های سکولار، که حتی سایر مسلمانان، علمای غیرهمسو، و قرائت‌های متفاوت از اسلام را هم دشمن یا نادان تلقی می‌کند. در این نگاه، حتی دیندارانی که اسلام را به‌گونه‌ای دیگر می‌فهمند، چه در مصر، چه در اندونیزیا، چه در ایران، چه در ترکیه، همه دچار «تحریف»‌اند، چون نسخه‌ی طالبان را نپذیرفته‌اند.

    این ادعای انحصار دینی، از نظر تاریخی، بی‌پیشینه نیست. در دوران عباسی، خلافت خود را «ظل‌الله فی‌الارض» می‌دانست. در تاریخ کلیسا، پاپ نماینده‌ی انحصاری خدا بود. اما در دنیای امروز، جایی که اجماع جهانی بر تکثر دینی، آزادی عقیده، و مشارکت سیاسی استوار است، چنین ادعایی نه تنها غیرعملی، بلکه زمینه‌ساز خشونت، طرد و حذف دیگران است.

    از نظر فکری، طالبان بر نوعی تفسیر سلفی ـ دیوبندی ـ جهادی تکیه دارد که مفاهیم ایمان، طاعت و سیاست را به‌صورت یک‌دست و غیرقابل تفکیک ارائه می‌کند. در این ساختار، «نظام اسلامی» یک قالب از پیش‌ساخته‌است که نمی‌توان آن را بازنگری، اصلاح یا حتی بحث کرد. چون این نظام، تجسم دین است، نه موضوع نقد.

    پیامد چنین نگاهی، حذف کامل اجتهاد معاصر، عقلانیت دینی، و حتی تجربه‌های موفق جوامع مسلمان دیگر است. طالبان نمی‌پذیرد که ممکن است کسی شریعت را بشناسد، اما نظام طالبان را نپذیرد. یا کسی دیندار باشد اما با فقر و تبعیض و بسته‌بودن مکتب دختران مخالفت کند.

    از این‌رو، طالبان حتی از علما نیز فقط اطاعت می‌خواهد، نه اجتهاد. هبت‌الله در همین سخنرانی می‌گوید: «علما باید اختلاف نکنند، یکی خلاف دیگری نگوید… از فریب کافران دوری کنند.» در واقع، نقش علما در این ساختار، تقویت‌گر قدرت است، نه ناظر بر آن.

    در مجموع، طالبان با ایدئولوژی انحصار دینی، خود را از هر نوع پاسخ‌گویی سیاسی، گفت‌وگو با جامعه‌ی جهانی، یا حتی مذاکره با جامعه‌ی دینی افغانستان بی‌نیاز می‌بیند. و این دقیقاً همان چیزی‌ست که موجب انزوای فکری و سیاسی‌اش در جهان اسلام و خارج از آن شده.

    اسلام هیچ‌گاه یک قرائت نداشته است. اسلام فقه حنفی و مالکی، تصوف و فلسفه، شریعت و اخلاق، جهاد و دعوت، اجتهاد و عقلانیت است. قرائت طالبانی، با بستن درِ اجتهاد، در عمل خود را به نسخه‌ای پیشامدرن و بسته از دین فرو کاسته است.

    و شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: «اگر تنها یک گروه شایسته‌ی دین باشد، پس جای مردم، عقل، تجربه و گفت‌وگو در کجاست؟»

    مطالب منتشرشده در بخش «نگاه شما» بازتاب دیدگاه‌های نویسندگان است و الزاماً بیانگر موضع رسمی دیار نیست.

  • طالبان: «مدل‌های غربی موی سر» نسل جدید را از ارزش‌های اسلامی دور می‌کند

    طالبان: «مدل‌های غربی موی سر» نسل جدید را از ارزش‌های اسلامی دور می‌کند

    در آستانه‌ی عید قربان، وزارت امر به معروف طالبان اعلام کرده که نشستی با سلمان‌های ولایت دایکندی برگزار کرده است تا درباره‌ی آن‌چه «مدل‌های غربی موی سر» خوانده، گفت‌وگو کند.

    این وزارت‌خانه‌ی طالبان، امروز (سه‌شنبه، ۱۳ جوزا)، با انتشار خبرنامه‌ای، گفت که در این نشست، نگرانی‌ها از گسترش مدل‌هایی ابراز شده که به باور طالبان «ریشه در فرهنگ غربی دارند» و می‌توانند موجب «فاصله‌گیری نسل جوان از ارزش‌های اسلامی و هویت ملی» شوند.

    در خبرنامه آمده که هدف از برگزاری این نشست، «حفظ و ترویج ارزش‌های اسلامی» در جامعه، به‌ویژه در میان جوانان، بوده است.

    عبدالمنان شهیدزاده، رییس امر به معروف طالبان در دایکندی، به سلمان‌ها گفت: «اصلاح موی سر برخلاف شریعت اسلامی، یکی از منکرات آشکار در دین مبین اسلام است و در از بین بردن آن همکاری سلمانی‌ها لازم است.»

    سیاست‌های طالبان، به باور بسیاری از ناظران، از فرهنگی تغذیه می‌شود که سازگاری با دنیای نوین و کثرت‌گرا ندارد.

    این گروه با تکیه بر برداشت سخت‌گیرانه از شریعت، تلاش کرده است کنترول گسترده‌ای بر ابعاد فردی زندگی شهروندان، از جمله شیوه‌ی اصلاح موی، میزان ریش و پوشیدن روسری، اعمال کرده است.

    این سیاست‌ها همواره منتقدانی داشته‌اند که طالبان را متهم به یک‌دست‌سازی فرهنگی و محدودکردن آزادی‌های فردی متهم می‌کنند.

  • مبلغ مسیحی: در دو سال گذشته حدود یک‌هزار تن در افغانستان به مسیحیت گرویده‌اند

    مبلغ مسیحی: در دو سال گذشته حدود یک‌هزار تن در افغانستان به مسیحیت گرویده‌اند

    سازمان «بازگشت به اورشلیم» که ماموریت تبلیغ مسیحیت را از چین تا اورشلیم، برعهده دارد، در تازه‌ترین گزارش خود به نقل از دو مبلغ مسیحی در افغانستان، اعلام کرده که در دو سال گذشته حدود 200 خانواده که به‌شمول کودکان آن‌ها، حدود یک‌هزار تن می‌شوند، به مسیحیت روی آورده‌اند.

    یکی از این مبلغان که به‌دلیل مسائل امنیتی، هویتش پنهان مانده، مدعی‌ شد: «من بیش از بیست سال است که در افغانستان زندگی می‌کنم؛ هیچ‌گاهی به‌اندازه‌ی دو سال گذشته، گواه ایمان آوردن این همه افراد به مسیحیت نبوده‌ام.»

    بر بنیاد این گزارش، این مبلغان، همچنین عکس‌هایی از افرادی‌که غسل تعمید داده‌اند را نیز به همراه داشتند و تاکید کردند که هم‌اکنون حدود 70 «مومن متعهد» در افغانستان مشغول گذراندن دوره‌ی آموزشی می‌باشند.

    طالبان در بیش از سه‌ونیم سال گذشته، با اجرای سخت‌گیرانه‌ی احکام شریعت اسلامی تلاش کرده‌ تا نظم مذهبی را در جامعه تطبیق کند، اما به باور برخی صاحب‌نظران، این رویکرد نه تنها به هدف مورد نظر نرسیده، بلکه در مواردی نتیجه‌ی معکوس داده و زمینه‌ی گرایش شماری از شهروندان به مذاهب دیگر و حتی خداناباوری گردیده‌است.

    در ادامه‌ی این گزارش آمده که سازمان «بازگشت به اورشلیم» در بخش کمک‌رسانی به مناطق آسیب‌زده‌ی افغانستان از طریق پیروان آن، فعال بوده‌است.

    این سازمان در دهه 1920 در میان مسیحیان چینی راه‌اندازی گردید. یکی از اهداف این سازمان، آموزش و اعزام مبلغان مسیحیت به کشورهای با سخت‌گیری‌های مذهبی از جمله ایران، می‌باشد.

    «بازگشت به اورشلیم» به‌عنوان یک سازمان غیرانتفاعی در امریکا ثبت‌ شده‌است.

    طالبان بارها مدعی شده که افرادی را به‌ دلیل تبلیغ مسیحیت بازداشت کرده‌است. در یکی از این موارد، این گروه در اواخر سنبله‌ی 1402، 18 کارمند «ماموریت کمک بین‌المللی – آی‌ای‌ام» را به اتهام تبلیغ مسیحیت بازداشت کرده بود.

  • عربستان برای جوانان عرب و کشورهای اسلامی برنامه‌ی بازدید از «اماکن مقدس» برگزار کرد

    عربستان برای جوانان عرب و کشورهای اسلامی برنامه‌ی بازدید از «اماکن مقدس» برگزار کرد

    وزارت ورزش عربستان سعودی از برگزاری برنامه‌ی سالانه‌ی بازدید از «اماکن مقدس» برای جوانان عرب و کشورهای اسلامی خبر داده‌است.

    این برنامه که با همکاری سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه‌ی کشورهای عرب برگزار شده‌، دی‌روز در مکه گشایش یافته‌است.

    شمس الصبی، مدیرکل فعالیت‌های جوانان وزارت ورزش عربستان سعودی در مراسم گشایش این برنامه‌ی سالانه گفته‌است که در این دوره، 144 جوان طی ده روز آینده از «اماکن مقدس» در مکه، مدینه و جده بازدید کرده و با جوانان عربستانی «تعامل» خواهند کرد. او همچنین افزوده که این جوانان با «تلاش‌های گسترده‌ی» این کشور در خدمت‌رسانی به «زائران» و توسعه‌ی «اماکن مقدس» آشنا خواهند شد.

    از سویی‌هم او گفته که شرکت‌کنندگان فرصت انجام «عمره» را نیز خواهند داشت.

    علی الحزانی، مدیر اداره‌ی توسعه‌ی جوانان در وزارت ورزش عربستان هم از شرکت‌کنندگان این برنامه خواسته تا از «تجربیات» عربستان در زمینه‌ی «توان‌مندسازی» جوانان استفاده کنند.

    در این مراسم همچنان بوباکاری مایگا، رئیس بخش جوانان و ورزش سازمان همکاری اسلامی بر تداوم این برنامه که به گفته‌ی او رهبران جوان کشورهای عضو را «متحد» می‌سازد تاکید کرده‌است.

    این برنامه‌ی بازدید از «اماکن مقدس» از سوی وزارت ورزش عربستان سعودی در حالی برگزار می‌شود که کنسرت 13 نوامبر جنیفر لوپز، خواننده، بازیگر و رقصنده‌ی امریکایی در جشنواره‌ی «موسم‌الریاض» که بزرگ‌ترین رویداد سرگرمی زمستانی جهان به شمار می‌رود، بر روی جایگاهی با نمایش‌گر مکعبی‌شکل شبیه «کعبه» که «مقدس‌ترین مکان» در میان مسلمانان به شمار می‌رود، به واکنش‌های گسترده‌ی در سراسر جهان دامن زد.

    محمد گورمز، رئیس سابق ریاست امور دینی ترکیه این اتفاق را «نقض مقدسات و مرزهای الهی» دانسته و گفته بود نماد کعبه نباید هم‌چون «تزئینی» برای صحنه‌ی اجرای رقصندگان و به گفته‌ی او «مدل‌های برهنه» تبدیل شود.

    سازمان ضد شایعات، یک سازمان غیردولتی در عربستان سعودی اما در واکنش گفته‌ بود که این یک مدل از کعبه نیست.

    عربستان در چشم‌انداز 2030 این کشور، می‌خواهد به یکی‌از «محبوب‌‎ترین» مقاصد گردش‌گری در جهان تبدیل شود.

  • تصوف در سرزمین خشونت؛ چرا اهل تصوف هدف حمله قرار می‌گیرند؟

    تصوف در سرزمین خشونت؛ چرا اهل تصوف هدف حمله قرار می‌گیرند؟

    حمله‌ی خونین شب گذشته در شهرستان/ولسوالی نهرین ولایت بغلان، نه نخستین حمله به اهل تصوف افغانستان بود و نه به‌نظر می‌رسد واپسینِ آن باشد. صرفاً امتداد زنجیره‌ی بلندی‌ست که عداوت و کینِ دیرین نسبت به «مسلک معرفت» را نشان می‌دهد. بدیهی‌ست که در سرزمینِ «جهاد»‌ و «خشونت» طریقه‌ای که سخن از معنا، معرفت و محبت بزند برای صدرنشینانی‌که جوانان را با وعده‌ی «حور» در برابر کشتن و کشته‌شدن به سمت خود می‌کشند، «خطرآفرین» به‌نظر بیاید.

    حمله به تصوف را در افغانستان به‌هیچ‌رو نمی‌توان به همین چند مثالِ معدود از حملات مسلحانه فروکاست، تصوف در افغانستان –که به ما به‌عنوان پیروان مذاهب و فرقه‌های متفاوت اجازه‌ی زیست چند صد ساله‌ی مشترک را داده بود– هنگامی مورد حمله قرار گرفت که بنا شد واژه‌ی «جهاد» در افغانستان، ابزار دست امریکا برای کوبیدن به دهن شوروی شود.

    کسانی‌که در رسته‌ی نخست این تفکرات قرار داشتند، می‌دانستند که از «صوفی» -اگر به‌راستی صوفی و اهل تصوف باشد- قاتل بی‌رحم و خون‌خواری درنمی‌آید، پس راه‌حل چیست؟ تنزیل و تخفیف تصوف و حمله بر آن در هر فرصتی که ممکن شد.

    حیات سیاسی و اجتماعی افغانستان در شش دهه‌ی گذشته و پس‌از ظهور نهضت‌های اخوانی و اوج‌گیری آنان به کمک دست‌های پنهانی از غرب و شرق،‌ شاهد فروشدْ و زوال پیوسته‌ی گفتمان معنامحور و مداراگر تصوف در افغانستان بوده است؛ حلقه‌ی اصلی عالمان دین –که به لطف همان جنگ سرد همه‌ تبدیل به مردان سیاست و دولت شده بودند– تا ممکن بود این گفتمان را به حاشیه رانده و بلاموضوع کردند.

    انگِ طالبان –و هر گروه افراطی دگری– بر اندیشه‌های مدنی و مداراگر این است که این اندیشه‌ها «غربی» و «وارداتی» و «بیگانه» هستند، ولی آنان نمی‌توانند همین حرف را در مورد تصوف و صوفیان بزنند؛ زیرا می‌دانند که تصوف ریشه‌ی دست‌کم هزار ساله در خاک افغانستان دارد و تاثیر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن بحث بلندی‌ست که در این مجال تنگ نمی‌گنجد.

    تصوف و صوفیان مورد حمله قرار می‌گیرند زیرا مثالی واضح و روشن از امکانِ دین‌داری خشونت‌پرهیز در این سرزمین هستند؛ از کسانی‌که دین را با پایین آوردن آن در حد سیاست روزمره «خُرد» نمی‌کنند و به بلای منافع طبقاتی و گروهی نمی‌آلایند.

    از قلندران لاهور تا عارفان خراسان، همگان تاریخی را روایت می‌کنند که در آن دیانت، بُن‌مایه‌ی تحمل و درست‌کاری اخلاقی انسان‌ها بود، نه ستم‌گری و زورگویی و قتل‌عام فرودستان. چنین میراث و تاریخی بی‌شک برای خیلِ کسانی‌که پیشوند «ملا» در نام‌های ‌شان کاخ‌های بلند و غذاهای چرب برای ‌شان به‌ارمغان آورده، خطری به‌شمار می‌آید که باید در نطفه خفه شود و کسی اجازه‌ی کاشت بذر این روایت «مدنی‌تر» از دین را نیابد.