چهارشنبه 13 عقرب 1405
بازارهای جهانیGlobal Markets
طلا … USD/oz Gold … USD/oz نقره … USD/oz Silver … USD/oz مس … USD/lb* Copper … USD/lb* پلاتین … USD/oz Platinum … USD/oz پالادیوم … USD/oz Palladium … USD/oz

طالبان و افسانه‌ی مشروعیت؛ مولانا فضل‌الرحمان به‌کابل آمد


ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی رژیم حاکمِ طالبان بر افغانستان، با نشر پیام صوتی‌ای «دعوت» و حضور مولانا فضل‌الرحمان، رهبر جمعیت علمای پاکستان را در کابل تایید کرد. مجاهد در این پیام گفته‌است که منظور از دعوت فضل‌الرحمان به‌کابل «رساندن واقعیت‌هایی به‌گوش مردم پاکستان» است که فضل‌الرحمان می‌تواند در این قسمت به آنان – یعنی طالبان – کمک کند. اما این «دعوت» و خواهش کردن از یک عالم دینی – و آن‌هم چهره‌ی حاشیه‌برانگیزی چون فضل‌الرحمان – چه چیزی در مورد مشروعیت و مشکلات رژیم طالبان در افغانستان می‌گوید؟ آیا چنین رژیمی شایسته‌ی رهبری و اداره‌ی یک کشور با چهل میلیون جمعیت است؟

برای آن‌عده‌ای که چهره‌ی مولانا فضل‌الرحمان را از یاد بُرده‌اند و نمی‌دانند که او کیست باید گفت که مولانا فضل‌الرحمان، رهبر جمعیت علمای پاکستان و از چهره‌های تاثیرگذار دینی در آن کشور است. سخنان و باورهای او هماره «مرجع تقلیدی» برای شمار کثیری از مردم پاکستان بوده‌است و تاثیر او در «مدرسه‌های دیوبند» و ترویج اسلام بسته و ضدِ غرب و ضدِ مدرنیته، مهم و ارزنده بوده‌است. اما مهم‌ترین قسمت ماجرای فضل‌الرحمان با رژیم طالبان در افغانستان این است که این عالم شهیر و شناخته‌شده‌ی پاکستانی، یکی از حامیان و پشتیبانانِ قدیمی طالبان به‌شمار می‌آید که هماره از دولت‌های گونه‌گون پاکستان در دو دهه‌ی گذشته می‌خواست که طالبان را کمک کرده و به آنان پناه‌گاه بدهند. این حامی «وفادار» طالبان در جنجالی‌ترین ابراز نظر خویش، باری گفته‌بود که جهاد طالبان در افغانستان مشروع است و از حملات این گروه – که شامل حملات مرگ‌بار انتحاری نیز می‌شد – پشتیبانی کرده بود، این نظریات فضل‌الرحمان واکنش‌های تندی را از سوی مردم افغانستان به‌همراه داشت.

مردم در اعتراض به «مداخله‌»ی مستقیم این عالم پاکستان در امور افغانستان از او می‌پرسیدند که «چرا اندیشه‌ای برای جهاد در کشور خودش ندارد» و چرا توجه او به‌جای نقض و زیرپا شدنِ احکام شرعی در پاکستان به کشتار و قساوت بی‌رحمانه‌ی مردم از سوی طالبان در افغانستان است، توجهی که نهایتاً به توجیه و پذیرش این رفتار از سوی طالبان منتهی شده‌است.

اما آن‌چه در مورد این دیدار اخیر او گفتنی‌ست این است که رژیم طالبان چگونه مي‌تواند بی‌کم‌ترین «حذری» از مردم خویش – که به‌صورت‌های گونه‌گون در برابرِ این عالم پاکستانی ابراز نفرت کرده‌اند – و بدون درنظر داشتِ جای‌گاه خود در مقام یک نظام مستقل – دست‌کم به‌ادعای خود آن‌ها – از یک شخص سومی خواهش کند که به‌کابل بیاید و سخنان این گروه را به‌کسان دگری در پاکستان برساند. اتفاقی‌که نفس وقوع و رخ‌دادنِ آن نشان‌گر این است که طالبان حتا در نزدِ خود نیز «نظام مشروع» و «برحق» افغانستان به‌شمار نمی‌آیند و برای تداوم سلطه‌ی خویش حاضرند هرکاری کنند، حتا اگر این کار مساوی و معادل به «تحقیر» مردم افغانستان باشد، مردمی‌که به‌ هرزبانِ ممکنی دربرابرِ مولانا فضل‌الرحمان اعتراض کرده بودند.