طالبان بلافاصله پس از به قدرت رسیدن در افغانستان، تدریس کتابی زیر نام «ادیان، مذاهب و فِرَق» را در نصاب تحصیلی دانشگاههای افغانستان گنجاند که بر بنیاد یافتههای تلویزیون دیار، در آن اسماعیلیهها «کافر» خوانده شدهاند.
در این کتاب که به عنوان یک درس دانشگاهی با دو واحد درسی (دو کریدیت) در هفته ارائه میشود، از پیروان اسماعیلیه به عنوان افراد «جاهل» نام برده شده که اعتقاد به «چندگانگی» خدا دارند و حضرت محمد را به عنوان واپسین پیامبر «نمیپذیرند.»
نویسندگان کتاب معتقدند که مذهب اسماعیلیه با عقیدهی اسلامی مخالفت دارد. در بخشی از کتاب آمده که [موسسان] مذهب اسماعیلیه افرادی هستند که خود را در «ظاهر» دوستدار و پیرو خانوادهی حضرت محمد میدانستند، اما در واقع، «گروهی افراطی و منحرف» بودند که در طور تاریخ خود، با عقیدهی اسلامی «سر ناسازگاری داشته و با آن مخالفت کردهاند.»
نویسندگان همچنین گفتهاند که اسماعیلیه جزوی از فرقههاییست که برای رسیدن به «اغراض و امیال» خود، اصول دینی را «نادیده» گرفته و حتی در مواردی «با اسلام و عقیدهی اسلامی به مبارزه برخاستهاند.»
در کتاب آمده: «اسماعیلیه یکی از فرقههاییست که از بدو ظهورش تا به امروز، آنگاه که صاحب قدرت و شوکت بوده است، در مقابل عقیدهی درست اسلامی ایستاده و با آن جنگیده است و زمانی که از شوکت افتیده، راه تقیه در پیش گرفته و خود را مظلومی افتاده در گوشهای، نشان داده است.» به باور نویسندگان، اهداف «دنیوی» این مذهب، سبب اختلاف در میان بزرگان آن بودهاند و عطش قدرت، افراد را واداشته که دست به انشعاباتی در درون این مذهب بزنند.
در جایی از کتاب با تاکید آمده است که اسماعیلیه مذهبی است که تنها بهطور صوری خود را «منسوب به اسلام» میداند و فراتر از این نسبتی با اسلام ندارد.
از ادعای «انکار نبوت تا تشبیه به زرتُشتیگری»
نویسندگان این کتاب معتقدند که اسماعیلیهها در مورد نبوت نیز اعتقاد منحصر به خود را دارند که از «باورهای سایر مسلمانان جداست و در مخالفت با آیات قرآن قرار دارد.» به ادعای آنان، در این مذهب، نبوت یک امر «اکتسابی» است و مقام نبی هم «پایینتر از امام» است.
نویسندگان همچنین ادعا کردهاند که اسماعیلیهها بر این باور نیستند که حضرت محمد واپسین پیامبر است، بلکه میگویند این زنجیره همچنان ادامه دارد و محمد بن اسماعیل -از نوادگان امام جعفر صادق- پیامبر بعدی است که شریعت حضرت محمد را «منسوخ» کرده است.
نویسندگان که اسماعیلیه را «فرقهی باطنیه» میدانند، گفتهاند که باور پیروان این مذهب در مورد قیامت و زندهشدن پس از مرگ، «خارج از باور عموم مسلمانان میباشد»، زیرا به ادعای آنان، اسماعیلیهها «منکر قیامتاند.»
در کتاب آمده: «اسماعیلیهها از تاویل باطنی استفاده کردهاند تا آنچه میخواهند را به قرآن کریم نسبت دهند و اینگونه اغراض و امیالشان را وجههی شرعی بدهند. از همین جهت نیز هست که برخی از باورهایشان به نفع خودشان و برداشتن قیود شرعی از ذمهی آنان میباشد.»
در این کتاب همچنین آمده که پیروان این مذهب، امامت را رکن و مکمِل دین میدانند و بدون آن، حتی ایمان به خداوند و پیامبر را نیز درست نمیدانند. نویسندگان نوشتهاند: «حتی از برخی نصوصشان دانسته میشود که به امامشان صفات خداوندی نیز قایل میباشند و باور دارند که ائمهی آنها، در آفرینش خود، همانند سایر بشر نیست، بلکه آفرینش خاص داشتهاند.»
این کتاب، آنچه به عنوان باور اسماعیلیهها نامبرده شده را نزدیک به «آیین زرتُشتی» دانسته است.
در بخش پایانیِ فصلِ «فرقهی اسماعیلیهی» این کتاب، نویسندگان با ذکر حدیثی از پیامبر اسلام -برای مشروعیتبخشی به ادعای خود- گفتهاند: «بررسی معتقدات اسماعیلیه که مختصر آن در صفحات پیش بیان شد، به وضوع نشان میدهد که این فرقه هیچ ارتباطی با اسلام و مسلمانان ندارد… این گروه از جملهی فرقههای اسلامی به شمار نمیرود و حتی با این اعتقادات، از دایرهی اسلام نیز خارج است.»
احمد [نام مستعار]، دانشجوی اسماعیلیه در یکی از دانشگاههای افغانستان، که به دلایلی امنیتی، نخواست هویتش فاش شود، به تلویزیون دیار گفت: «چیزهایی که در این کتاب آورده شده، به [مذهب] ما ربطی ندارند.»
احمد گفت باورهای او با آنچه در این کتاب آمده «تفاوتهای بنیادین» دارند و احساس خوبی ندارد از اینکه در دانشگاههای افغانستان مضمونی تدریس میشود که «آشکارا به تحریف باورهای بخشی از مردمان کشور و اهانت به آنان» میپردازد.
طالبان از زمان بازگشت به قدرت، از نظر برخی، نه تنها تلاش کرده تا ذهنیت جامعه را علیه اقلیتهای مذهبی در کشور «بسیج» کند، بلکه عملاً در بدخشان برای تغییر مذهب اسماعیلیهها وارد اقدام شده است.
بر بنیاد گزارش هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، طالبان تنها در حدود دو هفته (از ۲۸ جدی تا ۱۵ دلو ۱۴۰۳)، دستکم ۵۰ مرد اسماعیلیه را در این ولایت، وادار به تغییر مذهب کرده است. به گفتهی یوناما، آنانی که از این کار ابا ورزیدهاند، به «اجبار و تهدید به مرگ» روبهرو شدهاند.
به گزارش یوناما، طالبان در مناطق اسماعیلیهنشین بدخشان، چندین مدرسه ایجاد کرده و کودکان اسماعیلیه را موظف کرده تا در این مدرسهها ثبتنام کرده و آموزههای «مذهب حنفی» را فرا بگیرند.
مضامینی زیر نام «ثقافت اسلامی» در هر سمستر، چهار واحد (کریدیت) تدریس میشوند که مجموعاً حدود 20 درصد نصاب تحصیلی دانشگاههای افغانستان را تشکیل میدهند.