علامت: خامنه ای

  • طالبان: روز گذشته بیش از ۱۱ هزار تن دیگر از ایران بازگشتند

    طالبان: روز گذشته بیش از ۱۱ هزار تن دیگر از ایران بازگشتند

    کمیسیون عالی طالبان برای رسیدگی به امور مهاجران می‌گوید که در یک روز گذشته (یک‌شنبه، ۵ اسد)، ۱۱ هزار و ۱۲۸ مهاجر افغانستان از طریق گذرگاه‌های اسلام‌قلعه و راه ابریشم از ایران و ۴۷۷ مهاجر دیگر از مسیرهای تورخم، سپین‌بولدک و انگور اَده از پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند.

    این بازگشت‌ها در حالی‌ست که بر اساس گزارش اضطراری کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان تا ۲۴ جولای امسال، بیش از ۲.۱ میلیون مهاجر افغانستان از ایران و پاکستان به کشور بازگشته‌اند؛ تنها از ماه اپریل، ۱.۳۷ میلیون تن از ایران و حدود ۲۹۶ هزار تن از پاکستان به افغانستان آمده‌اند.

    گزارش این کمیساریا هشدار داده است که بازگشت‌کنندگان با کمبود سرپناه، معیشت و خدمات اساسی مواجه‌اند و این روند فشار شدیدی بر جوامع میزبان وارد کرده است. این نهاد تاکید کرده که تنها ۲۴ درصد از بودجهی ۴۷۸ میلیون دالری مورد نیاز برای پاسخ به این بحران تامین شده و خواستار افزایش فوری کمک‌های جامعه‌ی جهانی شده است.

  • اختصاصی: ایران دانشجویان بورسیه‌شده‌ی افغانستان را تهدید به اخراج کرده‌ است

    اختصاصی: ایران دانشجویان بورسیه‌شده‌ی افغانستان را تهدید به اخراج کرده‌ است

    مجموعه‌ای از اسناد رسمی و پیام‌های داخلی که به‌دست تلویزیون «دیار» رسیده، نشان می‌دهند که گروهی از دانشجویان افغانستان در ایران که با بورسیه‌ی رسمی نهاد ریاست‌جمهوری این کشور در دانشگاه طبی «شهید صدوقی یزد» سرگرم تحصیل اند، اکنون پس از چهار سال، در خطر فوری اخراج از دانشگاه قرار دارند.

    این دانشجویان که شمار شان به بیست تن می‌رسد، به تلویزیون دیار گفته‌اند که این دانشگاه به آن‌ها اطلاع داده است به‌دلیل عدم پرداخت هزینه‌های تحصیلی از سوی نهاد تمویل کننده (دفتر ریاست‌جمهوری ایران)، خدماتی چون اعاشه برای آن‌ها قطع شده و ادامه‌ی حضورشان در دانشگاه و خوابگاه، منوط به پرداخت هزینه‌ها از سوی خود این دانشجویان است.

    بر اساس اطلاعات رسیده به دیار، مسئولان دانشگاه به این دانشجویان تا فردا (یکشنبه، ۲۲ سرطان) فرصت داده‌اند تا هزینه‌های تحصیلی را از «منابع شخصی» خود پرداخت کنند و در غیر این صورت، باید خوابگاه دانشگاه را ترک کنند.

    این گروه شامل دختران و پسران نخبه‌ای است که در رقابت سراسری کانکور افغانستان با نمرات بُلند پذیرفته شده بودند و در حال حاضر در سمستر نهم رشته‌ی طب مشغول تحصیل در ایران ‌اند.

    بر اساس یک نامه‌ی رسمی وزارت تحصیلات عالی طالبان، اداره‌ی بورسیه‎‌های این وزارت نیز تایید کرده که بورسیه‌ها‌ی این دانشجویان در سال ۱۳۹۹ از سوی دفتر ریاست‌جمهوری ایران اعطا شده و اکنون به‌دلیل عدم پرداخت تعهدات مالی از سوی این نهاد، ادامه‌ی تحصیل آن‌ها در معرض «خطر جدی» قرار گرفته است.


    از سویی هم، در نامه‌ای که دانشگاه علوم طبی یزد به تاریخ اول جوزای امسال صادر کرده، رسماً اعلام شده که هیچ نوع خدمات آموزشی، خوابگاهی و خوراکی به این دانشجویان ارائه نخواهد شد، مگر این‌که بدهی‌ها به‌طور کامل تسویه گردد. این هشدار با اقدام عملی نیز همراه شده و براساس پیام‌های رسمی مسئولان خوابگاه، ارائه‌ی نان برای این محصلان قطع شده است. همچنین این دانشجویان به‌طور رسمی از حضور در شفاخانه‌ی این دانشگاه برای فراگیری آموزش‌های عملی منع شده‌اند. این اقدام در حالی صورت گرفته که آموزش عملی بخش کلیدی دوره‌ی طبابت به شمار می‌رود و قطع آن می‌تواند مسیر تحصیلی این دانشجویان را منحرف کند.

    در اسناد موجود، ریاست امور بین‌الملل دانشگاه صراحتاً اعلام داشته که تعهدی از جانب دانشگاه برای تامین هزینه‌های محصلان وجود ندارد و نهاد تمویل‌کننده –یعنی ریاست‌جمهوری ایران– باید پاسخ‌گو باشد. تلاش‌های این محصلان برای جلب توجه نهادهای ایرانی اما تا کنون بی‌نتیجه مانده است.


    با این همه، بر اساس سند رسمی سازمان «توسعه‌ی همکاری‌های علمی و فن‌آورانه بین‌المللی»، زیرمجموعه‌ی معاونت ریاست‌جمهوری ایران، که در تاریخ دهم ثور امسال عنوانی این دانشگاه فرستاده شده، ادامه‌ی خدمات به دانشجویان بورسیه‌ی افغانستان در دانشگاه علوم طبی یزد مشروط به «اصلاح و ارسال مجدد مستندات» از سوی دانشگاه عنوان شده است. در این نامه، سخنی از قطع یا توقف بورسیه به میان نیامده، بلکه بر لزوم طی مراحل اداری و ارائه‌ی اسناد مورد نیاز برای ادامه‌ی حمایت‌ها تاکید شده است.


    بر بنیاد اسناد دیده شده از سوی دیار، ریاست ارتباط خارجه‌ی وزارت تحصیلات عالی طالبان، پنج روز پس از نامه‌ی یادشده، در تاریخ پانزدهم ثور، از وزارت خارجه‌ی این گروه خواسته است تا از مجاری رسمی، این معضل را با مقام‌های ایرانی دنبال کند. اما تا این لحظه، هیچ‌گونه واکنشی از سوی سفارت طالبان در تهران یا دیگر مراجع ذی‌ربط ثبت نشده است.

    دیار دریافته‌است که این دانشجویان به‌دلیل تعلق به بورسیه‌ای که ماهیت «دولتی و رسمی» داشته، خودشان حق کار، اشتغال یا درآمدزایی شخصی در ایران را ندارند. آن‌ها تنها به این شرط پذیرفته شدند که جمهوری اسلامی ایران تمامی هزینه‌های آموزشی و اقامتی آنان را تامین کند؛ اما پس از گذشت چهارسال، این تعهد ظاهراً یک‌جانبه لغو شده و مسئولیت بدون اطلاع به دوش دانشجویان واگذار شده است.

    دانشجویان در مکاتبات شخصی، ابراز داشته‌اند که به لحاظ روانی «کاملاً تحت فشارند» و تهدیدهای مکرر خوابگاه و مسئولان مبنی بر اخراج اجباری، آن‌ها را دچار «اضطراب شدید» کرده است. آنان می‌گویند با وجود همه‌ی تلاش برای «افتخارآفرینی»، اکنون نه‌تنها با اخراج تحصیلی، بلکه با اخراج جسمانی و آوارگی هم روبه‌رو هستند.

    این رویداد در شرایطی رخ می‌دهد که افغانستان در سال‌های پسین با بحران آموزشی، تبعیض جنسیتی در نظام تحصیلی، و نبود فرصت برای تحصیل در رشته‌های تخصصی مواجه بوده‌است.

    تا لحظه‌ی نوشتن این گزارش، مقام‌های طالبان و جمهوری اسلامی ایران به پرسش‌های تلویزیون دیار در مورد سرنوشت این دانشجویان پاسخ نداده‌اند و هیچ‌گونه اقدامی نیز از سوی دولت ایران، سفارت طالبان در تهران یا دیگر مراجع مسئول در این رابطه دیده نشده‌است.

  • جواد ظریف پایان غیبت خامنه‌ای را «شجاعانه» خواند

    جواد ظریف پایان غیبت خامنه‌ای را «شجاعانه» خواند

    در پی حضور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در مراسم عزاداری عاشورا پس از ۲۴ روز غیبت عمومی، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، در پیامی نوشت که این «حضور شجاعانه»، به گمانه‌زنی‌ها و «خیالبافی‌های پیش‌گویان مزدور» پایان داد.

    ظریف با اشاره به واکنش‌های داخلی و خارجی نسبت به عدم‌حضور علنی رهبر ایران در هفته‌های گذشته، گفت: «زمان بیدار شدن و پذیرش این واقعیت فرا رسیده است که ایرانیان هیچ‌گاه تسلیم نمی‌شوند.»

    او همچنین خطاب به دولت‌ها و تحلیل‌گران غربی هشدار داد: «در سمت درست تاریخ بایستید و هیچگاه ایرانیان را تهدید نکنید.»

    این اظهارات در شرایطی منتشر می‌شوند که حضور رهبر جمهوری اسلامی ایران در انظار عمومی، پس از چند هفته غیبت، توجه رسانه‌ها و افکار عمومی را در داخل و خارج این کشور به‌خود جلب کرده‌است. مراسم عاشورا که آیت‌الله خامنه‌ای در آن شرکت کرد، نخستین حضور علنی او پس از موجی از شایعات درباره‌ی وضعیت سلامتی‌اش بود.

  • عراقچی پس از ظاهرشدن خامنه‌ای: «با تو می‌شود دل به دریا زد»

    عراقچی پس از ظاهرشدن خامنه‌ای: «با تو می‌شود دل به دریا زد»

    عباس عراقچی، وزیر خارجه‌ی ایران، در پی ظاهرشدن علی خامنه‌ای، رهبر این کشور در انظار عمومی، پس از ۲۴ روز غیبت نوشت: «با تو می‌شود دل به دریا زد.»

    عراقچی که برای شرکت در اجلاس سران گروه بریکس به برازیل سفر کرده، تصویری از خامنه‌ای را بازنشر کرده و افزود: «زیباترین تصویری که بعد از رسیدن به برازیل دیدم… با تو می‌شود دل به دریا زد…»

    انتشار این پیام، تنها ساعاتی پس از حضور خامنه‌ای در مراسم عاشورا، در حالی صورت می‌گیرد که رهبر جمهوری اسلامی ایران طی سه هفته‌ی گذشته در هیچ نشست یا دیدار رسمی دیده نشده بود؛ غیبتی که به‌ویژه در جریان جنگ ۱۲روزه‌ی پسین میان ایران و اسرائیل، گمانه‌زنی‌ها درباره‌ی وضعیت سلامت او را در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی افزایش داده بود.

    ظاهرشدن خامنه‌ای پس از این وقفه‌ی طولانی و همزمانی آن با اظهارات احساسی چهره‌هایی چون عراقچی، از سوی برخی ناظران به‌عنوان تلاشی برای القای بازگشت «ثبات و اقتدار» در راس هرم قدرت ارزیابی شده‌است.

    واکنش کاربران در فضای مجازی به پیام عراقچی نیز قابل توجه بوده‌است. برخی از کاربران آن را «تملق‌آمیز» یاد کرده‌اند و برخی دیگر آن را نشانه‌ای از تلاش برای بازسازی مشروعیت چهره‌ی رهبری در سطح افکار عمومی توصیف کرده‌اند.

    این ابراز احساسات در حالی صورت گرفته که عراقچی به‌عنوان نماینده دولت ایران در نشست بریکس، در حال مذاکره درباره‌ی گسترش مناسبات منطقه‌ای جمهوری اسلامی است و همزمان چالش‌های داخلی و خارجی ایران در حوزه سیاست خارجی، به‌ویژه پس از درگیری‌های پسین و فشارهای فزاینده بین‌المللی، وارد مرحله‌ی حساسی شده‌اند.

  • روبیو: کشورهایی که حمله‌ی ما را محکوم می‌کنند، در خفا هم‌نظر ما هستند

    روبیو: کشورهایی که حمله‌ی ما را محکوم می‌کنند، در خفا هم‌نظر ما هستند

    مارکو روبیو، وزیر خارجه‌ی ایالات متحده، در تازه‌ترین اظهاراتش درباره‌ی حملات هوایی امریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران گفت تنها «رژیم ایران» از این اقدام ناراضی است و کشورهای دیگر که به‌صورت علنی آن را محکوم کرده‌اند، در خفا با واشنگتن هم‌نظر اند.

    روبیو در گفت‌وگو با فاکس نیوز تاکید کرد: «همه‌ی این کشورهایی که بیانیه‌های محکومیت صادر می‌کنند، در خلوت می‌گویند این کار لازم بود. برای مصرف داخلی‌شان مجبورند موضع بگیرند. ولی تنها کسی که واقعاً ناراضی است، رژیم ایران است.»

    او گفت که ایران باید وارد مذاکره‌ی مستقیم با امریکا شود و افزود: «ما دیگر اهل فرستادن یادداشت‌ با واسطه نیستیم. این‌که پیام‌ بفرستند و یادداشت ردوبدل کنند، مثل صنف سوم مکتب است. وقت مذاکره‌ی مستقیم رسیده.»

    روبیو همچنین در مصاحبه‌ای با برنامه‌ی «فیس د نیشن» شبکه‌ی سی‌بی‌اس هشدار داد اگر ایران به صلح تن ندهد، بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود: «اگر رژیم ایران خواهان صلح است، ما آماده‌ایم. اما اگر مسیر دیگری را انتخاب کند، باید بداند حتی نمی‌تواند از حریم هوایی خودش محافظت کند.»

    او تاکید کرد که پایگاه‌های نظامی امریکا در منطقه به درخواست کشورهای میزبان ایجاد شده‌اند: «آن پایگاه‌ها به این دلیل آنجا هستند که آن کشورها از حمله‌ی ایران می‌ترسند.»

    روبیو در پایان گفت که دولت ترمپ با داشتن برنامه‌ی هسته‌ای صلح‌آمیز برای ایران مخالفتی ندارد و اکنون تصمیم نهایی با تهران است.

  • ارزیابی‌های امریکا و اسرائیل: بمب‌های سنگرشکن ۳۰ هزار پوندی امریکا نتوانسته فردو را نابود کند

    ارزیابی‌های امریکا و اسرائیل: بمب‌های سنگرشکن ۳۰ هزار پوندی امریکا نتوانسته فردو را نابود کند

    با وجود آن‌که دانلد ترمپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در پی حملات شبانه بر تاسیسات هسته‌ای ایران از «نابودی کامل» سایت‌های غنی‌سازی خبر داد، مقام‌های نظامی امریکا و اسرائیل با ارزیابی‌هایی محتاطانه‌تر از وارد شدن «آسیب شدید» به سایت فردو سخن گفته‌اند.

    بر اساس اطلاعات مقام‌های اسرائیلی، تاسیسات به‌شدت مستحکم فردو آسیب جدی دیده، اما به‌طور کامل تخریب نشده است. این ارزیابی با تصاویر ماهواره‌ای و منابع اطلاعاتی اسرائیل تایید شده که نشان می‌دهد ایران پیش از حمله، اقدام به انتقال تجهیزات و یورانیم از این سایت کرده بود.

    مقام‌های امریکایی نیز تایید کرده‌اند که با وجود استفاده از بمب‌های سنگرشکن ۳۰ هزار پوندی، فردو به‌دلیل ساختار فوق‌مستحکم‌اش نابود نشده، اما به گفته‌ی یکی از مقام‌ها، «از کار افتاده» و «فعلاً از روی میز برداشته شده است.»

    تصاویر ماهواره‌ای شرکت مکسار و پلنت‌لبس، تغییرات در زمین و آثار برخورد بمب‌ها را در نزدیکی ورودی اصلی تأیید می‌کند.

    ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش امریکا، نیز گفته است هر سه سایت مورد هدف دچار «تخریب و آسیب شدید» شده‌اند اما هنوز زود است تا درباره‌ی ادامه ظرفیت هسته‌ای ایران نتیجه‌گیری نهایی شود.

    میک مالروی، مقام پیشین پنتاگون، در ارزیابی اولیه خود گفت این حمله ممکن است برنامه‌ی سلاح هسته‌ای ایران را «دو تا پنج سال عقب انداخته باشد.»

    این در حالی‌ست که ورود امریکا به جنگ ایران و اسرائیل در دهمین روز آن، تنش‌ها میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل را وارد مرحله‌ای حساس‌تر کرده‌است. حملات متقابل و اظهارات تهدیدآمیز نشان می‌دهند که بحران نه‌تنها پایان نیافته، بلکه در مسیر پیچیده‌تری از تقابل‌های نظامی و دیپلوماتیک قرار گرفته‌است. به باور برخی آگاهان، منطقه، بیش از هر زمان دیگر، در آستانه‌ی گسترش یک درگیری تمام‌عیار قرار دارد.

  • مدودف: حالا می‌توان بی‌پرده گفت ایران در مسیر ساخت سلاح هسته‌ای است

    مدودف: حالا می‌توان بی‌پرده گفت ایران در مسیر ساخت سلاح هسته‌ای است

    دیمتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، در واکنشی تند به حملات هوایی شبانه‌ی ایالات متحده به تاسیسات هسته‌ای ایران، تاکید کرد که این حملات نه‌تنها موفق نبوده بلکه شرایط را بدتر کرده‌است. او با اشاره به اینکه «زیرساخت‌های حیاتی چرخه‌ی سوخت هسته‌ای آسیب جدی ندیده»، گفت: «غنی‌سازی یورانیم و حالا می‌توان بی‌پرده گفت، تولید سلاح‌های هسته‌ای در آینده ادامه خواهد یافت.»

    او افزود برخی کشورها اکنون «آمادگی دارند که مستقیماً کلاهک‌های هسته‌ای در اختیار ایران قرار دهند»، بی‌آنکه مشخص کند این کشورها کدام‌اند.

    مدودف در ادامه وضعیت جدید را «پیامد مستقیم حمله‌ی امریکا» دانست و هشدار داد که ایالات متحده خود را وارد بحرانی تازه کرده‌است، بحرانی که به گفته او، «امکان مداخله زمینی در آن بعید نیست.»

    به‌باور او، این حملات نه‌تنها باعث توقف برنامه‌های هسته‌ای ایران نشده بلکه انسجام سیاسی درون این کشور را نیز افزایش داده‌است. او مدعی شد که حتی کسانی که پیشتر منتقد نظام ایران بودند، اکنون گرد رهبری مذهبی کشور بسیج شده‌اند.

    مدودف همچنین با انتقاد از دانلد ترمپ گفت: «رییس‌جمهوری‌ای که زمانی به عنوان رییس‌جمهور صلح شهرت داشت، حالا امریکا را وارد جنگی تازه کرده‌است» و در پایان طعنه زد: «با این وضع، ترمپ دیگر به جایزه‌ی صلح نوبل فکر نکند.»

  • مدودف: حملات امریکا به ایران شکست خورد، برنامه‌ی اتمی ایران ادامه دارد

    مدودف: حملات امریکا به ایران شکست خورد، برنامه‌ی اتمی ایران ادامه دارد

    دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت ملی روسیه، در واکنش به حملات هوایی ایالات متحده بر تاسیسات هسته‌ای ایران، نوشت که این عملیات، هیچ‌کدام از اهداف اصلی خود را محقق نکرده‌است.

    او گفت: «زیرساخت‌های حیاتی چرخه‌ی سوخت هسته‌ای ایران آسیب چندانی ندیده‌اند و تولید مواد غنی‌شده، – و اکنون باید به‌صراحت گفت تولید سلاح هسته‌ای – ادامه خواهد یافت.» مدودف مدعی شد که شماری از کشورها حتی آماده‌اند مستقیماً کلاهک‌های هسته‌ای در اختیار تهران قرار دهند.

    او همچنین گفت: «اسرائیل زیر حمله است، انفجارها کشور را لرزانده و مردم در هراس‌اند. امریکا وارد درگیری جدیدی شده که احتمال عملیات زمینی نیز در آن مطرح است.»

    مدودف تاکید کرد که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نه‌تنها پابرجا مانده، بلکه تقویت شده و بخش بزرگی از مردم – حتی مخالفان پیشین – اکنون از حاکمیت حمایت می‌کنند.

    او از جامعه‌ی جهانی خواست با اقدامات واشنگتن و تل‌آویو مخالفت کند و در پایان با لحنی طعنه‌آمیز گفت: «در این وضعیت، ترمپ بهتر است دیگر به جایزه‌ی صلح نوبل فکر نکند. تبریک، آقای رییس‌جمهور.»

  • خامنه‌ای: بیچاره خواهید شد

    خامنه‌ای: بیچاره خواهید شد

    آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در پیامی تازه در شبکه‌ی ایکس، همزمان با آغاز موج جدید حملات این کشور علیه اسرائیل نوشت: «بیچاره خواهید شد.» او این جمله را به زبان عبری هم دوباره‌نویسی کرده‌است.

    وی همچنین با تکرار اظهاراتش در روز نخست حمله‌ی اسرائیل به ایران افزود: «رژیم اسرائیل اشتباه بزرگی کرد، خطای بزرگی کرد، غلطی کرد و عواقب آن، او را بیچاره خواهد کرد، به توفیق الهی.»

    این موضع‌گیری شدیداللحن در حالی منتشر شده که تنش‌ها در منطقه به اوج خود رسیده و تحلیل‌گران از احتمال گسترش درگیری به «سطحی فراتر» هشدار می‌دهند.

  • نه دوست، نه دشمن: چرا روسیه از ورود به جنگ ایران و اسرائیل خودداری می‌کند؟

    نه دوست، نه دشمن: چرا روسیه از ورود به جنگ ایران و اسرائیل خودداری می‌کند؟

    در هیاهوی یکی از انفجاری‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر خاورمیانه ـ جنگ مستقیم ایران و اسرائیل ـ نگاه‌ها به واکنش قدرت‌هایی دوخته شده که می‌توانند در مهار یا گسترش بحران نقش کلیدی ایفا کنند. در این میان، روسیه نه در قامت یک متحد پرشور، که به‌عنوان بازیگری میانه‌رو، محتاط، و در عین حال محاسبه‌گر، در حال تنظیم موضعی چندوجهی است. اظهارات دیروز ولادیمیر پوتین، نمونه‌ی فشرده‌ی این سیاست چندلایه است: انکار هرگونه موضع‌گیری شتاب‌زده، تاکید بر اصل توازن، و تلاش برای ایفای نقش واسطه در جهانی که از بحران‌های موازی اشباع شده است.

    نقطه‌ی عزیمت پوتین در تحلیل جنگ ایران و اسرائیل، پرهیز از زبان ایدئولوژیک و اتخاذ لحنی تکنوکراتیک بود. او با اجتناب از واژگان تهاجمی، تلاش کرد از یک‌سو مشروعیت سیاسی ایران را تایید کند و از سوی دیگر، امنیت اسرائیل را یک «حق غیرقابل چانه‌زنی» بخواند. این دوگانه، البته در ظاهر نوعی «موازنه‌جویی» اخلاقی است، اما در بطن خود حامل پیام‌هایی ژئواستراتیژیک به طرفین و همچنین به غرب است. در جهان پساآتلانتیکی، که دیگر تک‌قطبی بودن آن محل تردید است، روسیه می‌کوشد جایگاهی بیابد که نه الزاماً بر پایه‌ی هم‌پیمانی‌های سنتی، که بر مبنای منطق منافع همزمان با چند بازیگر تعریف می‌شود.

    از یک منظر، موضع روسیه را می‌توان در تداوم سنت تاریخی‌اش در غرب آسیا خواند. از دوران تزارها تا پس از فروپاشی شوروی، سیاست منطقه‌ای روسیه همواره آمیزه‌ای از حفظ دسترسی راهبردی، مهار نفوذ غرب، و جستجوی متحدان تاکتیکی بوده است. در ماجرای کنونی نیز، اگرچه روسیه به‌واسطه‌ی همکاری بلندمدت با ایران ـ به‌ویژه در سوریه، پرونده‌ی هسته‌ای و انرژی ـ پیوندهایی تثبیت‌شده با تهران دارد، اما تمایل ندارد این روابط به نوعی تعهد نظامی یا مداخله‌ی تقابلی در برابر اسرائیل و متحدان غربی‌اش منتهی شود. دلیل این امر، نه فقط وابستگی اقتصادی روسیه به مناسبات مالی با قدرت‌هایی چون امارات یا چین است، بلکه به تضعیف موقعیت جهانی‌اش پس از بحران اوکراین نیز برمی‌گردد؛ جایی که روسیه بیش از همیشه نیازمند حفظ شبکه‌ای از تعاملات غیراستعماری و غیرمتحاربانه با شرق و غرب است.

    پوتین در پاسخ به پرسش‌هایی درباره‌ی امکان پشتیبانی جنگ‌افزاری از ایران یا حتی تغییر رژیم در تهران، دو مسیر را همزمان پیمود: از یک‌سو، با اشاره به «انسجام اجتماعی» و «اقتدار ملی» در ایران، تلاش کرد تصویر فروپاشی قریب‌الوقوع را رد کند؛ از سوی دیگر، به‌صراحت اعلام کرد که پیمان راهبردی با ایران، فاقد هرگونه مفاد دفاعی است. این پاسخ نه تنها «نه» به مداخله‌ی مستقیم نظامی است، بلکه هشداری غیرمستقیم به تهران نیز تلقی می‌شود که در صورت بحرانی شدن شرایط، کرملین لزوماً به‌عنوان متحد جنگی وارد میدان نخواهد شد. از این‌رو، نقش روسیه در این منازعه بیشتر به یک واسطه‌ی هوشیار و نظاره‌گر فعال شباهت دارد؛ نقشی که ظرفیت چانه‌زنی در هر دو جبهه را محفوظ نگه می‌دارد.

    در عین حال، پوتین به‌طور ویژه بر پرونده‌ی نیروگاه بوشهر و حضور فنی روس‌ها در آن تاکید کرد. او از این همکاری به‌عنوان نمونه‌ای «صلح‌آمیز» و منطبق با قوانین بین‌المللی یاد کرد، گویی می‌خواهد تکرار کند که تمام ارتباطات هسته‌ای مسکو با تهران مشروع، شفاف، و عاری از کاربرد نظامی است. در پس این زبان فنی، پیامی بسیار سیاسی نهفته است: روسیه نمی‌خواهد همانند گذشته، به دلیل همکاری علمی با ایران، در معرض تحریم یا تقابل با غرب قرار گیرد. این احتیاط ناشی از تجربه‌ی تحریم‌های فزاینده‌ی غرب پس از جنگ اوکراین است که آسیب‌پذیری ساختار اقتصادی روسیه در برابر فشارهای مالی را آشکار کرده است.

    در بُعد دیگر، رویکرد پوتین را باید در چارچوب تغییر نظم امنیتی منطقه‌ای نیز تحلیل کرد. پس از سال‌ها تلاش ایالات متحده برای شکل‌دهی به نظمی برآمده از ائتلاف‌های صهیونیستی–عربی در خاورمیانه، روسیه با مهارت، از گسست‌های داخلی این نظم بهره برده و خود را به‌عنوان یک جایگزینِ گفت‌وگومدار مطرح کرده است. این نقش، به‌ویژه پس از جنگ سوریه و تعلل امریکا در تعیین تکلیف در پرونده‌های ایران و یمن، با استقبال ضمنی بسیاری از بازیگران منطقه مواجه شده است. بنابراین، اظهارات میانه‌روانه‌ی کرملین، صرفاً یک تاکتیک نیست بلکه بخشی از راهبرد بلندمدت روسیه در ساختن نوعی «قدرت نرم ژئوپلیتیکی» در قلب خاورمیانه به‌شمار می‌رود.

    با این‌حال، این سیاست تعادلی نیز دارای محدودیت‌هایی جدی است. اگر جنگ ایران و اسرائیل به‌سوی تشدید منطقه‌ای برود و مثلاً به درگیری در سوریه، تهدید مراکز روسی، یا اخلال در جریان انرژی خزر–اروپا منجر شود، روسیه ممکن است از نقش ناظر عبور کند. همچنین، اگر اسرائیل با چراغ سبز واشنگتن به هدف‌گیری صریح منافع روسیه (اعم از تاسیسات، قراردادها یا همکاران میدانی) بپردازد، آنگاه ممکن است کرملین ناچار به تجدید موضع شود؛ اگرچه نه لزوماً از طریق مداخله‌ی مستقیم، بلکه از مسیر حمایت‌های پنهان یا بازتعریف مرزهای همکاری با ایران.

    در نهایت، سیاست روسیه در قبال جنگ ایران و اسرائیل، راوی داستانی بزرگ‌تر درباره‌ی نقش قدرت‌های در حال بازتعریف در نظم جهانی است. کرملین نه متحد تهران است، نه مخالف تل‌آویو؛ بلکه یک قدرت تجدیدنظرطلب است که در شکاف‌های نظم قدیم، فرصت‌هایی تازه می‌جوید. پوتین در سخنانش نه برای جنگ اعلام موضع کرد، نه برای صلح میانجی‌گری صریح نمود؛ بلکه با زبان چندپهلوی خود، بار دیگر جایگاه روسیه را به‌عنوان بازیگری که خواهان هزینه دادن نیست، اما مایل به بهره‌برداری از بحران است، تثبیت نمود.

    مطالب منتشرشده در بخش «نگاه شما» بازتاب دیدگاه‌های نویسندگان است و الزاماً بیانگر موضع رسمی دیار نیست.