علامت: جنگ ایران و اسرائیل

  • ترامپ مذاکره برای پایان جنگ با ایران را رد کرد

    ترامپ مذاکره برای پایان جنگ با ایران را رد کرد

    دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرده است که علاقه‌ای به مذاکره برای پایان جنگ با ایران ندارد و گفته است این جنگ ممکن است زمانی پایان یابد که ایران دیگر رهبری یا توان نظامی مؤثر نداشته باشد.

    ترامپ روز شنبه در گفت‌وگو با خبرنگاران در هواپیمای ریاست‌جمهوری گفت حملات هوایی می‌تواند به نقطه‌ای برسد که دیگر هیچ رهبر بالقوه‌ای در ایران باقی نماند. او افزود ممکن است شرایطی ایجاد شود که «دیگر کسی باقی نماند که بگوید تسلیم می‌شویم».

    در همین حال اسرائیل اعلام کرده است حملات تازه‌ای را در نقاط مختلف ایران انجام داده و انفجارهای شدیدی در تهران گزارش شده است.

    در سوی دیگر، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، از کشورهای همسایۀ منطقه به دلیل حملات انجام‌شده علیه پایگاه‌های آمریکا در خاک آنان عذرخواهی کرده و از این کشورها خواسته است در حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران مشارکت نکنند.

    اظهارات پزشکیان در داخل ایران واکنش‌هایی برانگیخته و برخی جریان‌های تندرو آن را مورد انتقاد قرار داده‌اند. دفتر ریاست‌جمهوری ایران بعداً تأکید کرد که نیروهای نظامی این کشور در برابر هرگونه حمله از پایگاه‌های آمریکا در منطقه پاسخ قاطع خواهند داد.

    در همین حال چند کشور خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی گزارش داده‌اند که هدف حملات پهپادی ایران قرار گرفته‌اند. رسانه‌های ایران نیز از حمله به نیروهای آمریکایی در یک پایگاه در بحرین خبر داده‌اند.

    در اروپا نیز پولیس ناروی اعلام کرده است که سفارت ایالات متحده در شهر اسلو هدف یک انفجار قرار گرفته که خسارت جزئی برجا گذاشته، اما کسی در این رویداد زخمی نشده است.

    با گسترش درگیری‌ها، اسرائیل همچنین حملات خود را در لبنان افزایش داده و هشدار داده است اگر دولت لبنان نتواند فعالیت حزب‌الله را مهار کند، این کشور «بهای سنگینی» خواهد پرداخت.

    به گفتۀ نمایندۀ ایران در سازمان ملل متحد، از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل تاکنون دست‌کم ۱٬۳۳۲ غیرنظامی در ایران کشته شده‌اند. در مقابل، حملات ایران ۱۰ کشته در اسرائیل برجا گذاشته و دست‌کم شش نظامی آمریکایی نیز در این جنگ جان باخته‌اند.

    ادامۀ جنگ بازارهای جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. قیمت نفت به بالاترین سطح در چند سال اخیر رسیده و کاهش تولید نفت در برخی کشورهای منطقه نیز به نگرانی‌ها درباره اقتصاد جهانی افزوده است.

  • عربستان به ایران هشدار داد: حمله به خاک سعودی پاسخ متقابل در پی خواهد داشت

    عربستان به ایران هشدار داد: حمله به خاک سعودی پاسخ متقابل در پی خواهد داشت

    منابع آگاه گفته‌اند عربستان سعودی به ایران هشدار داده است که هرگونه حمله به خاک این کشور یا زیرساخت‌های انرژی آن می‌تواند با پاسخ متقابل ریاض روبه‌رو شود.

    به گفتۀ چهار منبع مطلع، این پیام در حالی به تهران منتقل شده که عربستان همچنان از راه‌حل دیپلماتیک برای پایان جنگ ایران با ایالات متحده حمایت می‌کند.

    طبق این گزارش، فیصل بن فرحان، وزیر خارجۀ عربستان سعودی، دو روز پیش در تماس با عباس عراقچی، وزیر خارجۀ ایران، موضع ریاض را به‌روشنی بیان کرده است. منابع گفته‌اند عربستان تأکید کرده که از هرگونه میانجی‌گری برای کاهش تنش و رسیدن به توافق حمایت می‌کند.

    با این حال، عربستان هشدار داده است که اگر حملات ایران به خاک این کشور یا تأسیسات حیاتی انرژی ادامه یابد، ریاض ممکن است اجازه دهد نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های نظامی در این کشور برای عملیات نظامی استفاده کنند.

    این پیام پیش از آن منتقل شد که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در سخنرانی خود از کشورهای همسایۀ خلیج فارس به‌دلیل حملاتی که به مناطق غیرنظامی اصابت کرده بود عذرخواهی کرد.

    در روزهای گذشته چند کشور خلیج فارس از جمله امارات متحده عربی، کویت، قطر، بحرین و عربستان سعودی هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته‌اند.

    در همین حال مقام‌های ایرانی گفته‌اند این حملات مستقیماً کشورهای خلیج فارس را هدف قرار نداده بلکه پایگاه‌ها و منافع آمریکا در این کشورها را هدف گرفته است.

    ایران همچنین خواستار بسته شدن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه شده و برخی فرماندهان نظامی این کشور بر ادامه حملات علیه منافع آمریکا و اسرائیل تأکید کرده‌اند.

  • ترامپ: تنها «تسلیم بی‌قیدوشرط» ایران قابل قبول است؛ جنگ وارد هفتۀ دوم شد

    ترامپ: تنها «تسلیم بی‌قیدوشرط» ایران قابل قبول است؛ جنگ وارد هفتۀ دوم شد

    جنگ میان ایران از یک‌سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر وارد هفتۀ دوم شد؛ در حالی‌که دونالد ترامپ اعلام کرده است تنها گزینه قابل قبول برای پایان جنگ «تسلیم بی‌قیدوشرط» ایران است.

    ترامپ روز جمعه در شبکه اجتماعی خود نوشت که هیچ توافقی با ایران جز تسلیم کامل پذیرفته نخواهد شد. او افزود پس از آن و با انتخاب رهبر جدیدی در ایران، آمریکا و متحدانش برای بازسازی اقتصادی این کشور تلاش خواهند کرد.

    این اظهارات چند ساعت پس از آن مطرح شد که رئیس‌جمهور ایران اعلام کرد برخی کشورها برای میانجی‌گری میان طرف‌ها تلاش‌هایی را آغاز کرده‌اند؛ اقدامی که امید اندکی برای حل دیپلماتیک بحران ایجاد کرده بود.

    در همین حال درگیری‌ها در منطقه ادامه یافته است. اسرائیل حملات تازه‌ای به ایران و لبنان انجام داده و از ساکنان جنوب بیروت خواسته است این مناطق را تخلیه کنند. در مقابل، ایران نیز حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و چند کشور خلیج فارس که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند انجام داده است.

    به گفتۀ ارتش اسرائیل، در هفته نخست جنگ حدود ۸۰ درصد سامانه‌های پدافند هوایی ایران و بیش از ۶۰ درصد پرتابگرهای موشکی این کشور هدف قرار گرفته و از کار افتاده است.

    همزمان با گسترش جنگ به لبنان، حدود ۳۰۰ هزار نفر در این کشور طی چهار روز گذشته آواره شده‌اند.

    نمایندۀ ایران در سازمان ملل متحد در ژنیو اعلام کرده است که از زمان آغاز حملات در ۲۸ فبروری تاکنون دست‌کم ۱٬۳۳۲ غیرنظامی در ایران کشته شده‌اند. در لبنان نیز بر اساس گزارش وزارت صحت این کشور، حملات اسرائیل دست‌کم ۱۲۳ کشته و ۶۸۳ زخمی برجای گذاشته است. در اسرائیل نیز حملات ایران تاکنون ۱۱ کشته برجا گذاشته و دست‌کم شش نظامی آمریکایی نیز در جریان جنگ کشته شده‌اند.

    در همین حال بازارهای جهانی نیز از پیامدهای جنگ تأثیر گرفته‌اند. قیمت نفت به بالاترین سطح در چند سال اخیر رسیده و شاخص‌های بورس در آمریکا و اروپا کاهش یافته‌اند؛ زیرا مسیر اصلی انتقال نفت در تنگۀ هرمز عملاً مختل شده است.

  • کرملین: ایران درخواست ارسال سلاح از روسیه نکرده است

    کرملین: ایران درخواست ارسال سلاح از روسیه نکرده است

    کرملین اعلام کرد که ایران تاکنون هیچ درخواستی برای دریافت تسلیحات از روسیه ارائه نکرده است.

    دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، روز پنج‌شنبه به خبرنگاران گفت که مسکو چنین درخواستی از سوی تهران دریافت نکرده است. او تأکید کرد که موضع روسیه درباره جنگ جاری در خاورمیانه تغییر نکرده است.

    روسیه پیش‌تر حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران را محکوم کرده و خواستار آتش‌بس فوری شده است.

    در سال گذشته، ایران و روسیه یک توافق‌نامۀ همکاری راهبردی ۲۰ ساله امضا کردند. همچنین روسیه در حال ساخت دو واحد جدید نیروگاه هسته‌ای در بوشهر است که تنها نیروگاه هسته‌ای فعال ایران به شمار می‌رود.

    از سوی دیگر، ایران در جریان جنگ اوکراین پهپادهای شاهد را در اختیار روسیه قرار داده است؛ پهپادهایی که مسکو از آن‌ها در حملات خود علیه اوکراین استفاده کرده است.

  • نه دوست، نه دشمن: چرا روسیه از ورود به جنگ ایران و اسرائیل خودداری می‌کند؟

    نه دوست، نه دشمن: چرا روسیه از ورود به جنگ ایران و اسرائیل خودداری می‌کند؟

    در هیاهوی یکی از انفجاری‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر خاورمیانه ـ جنگ مستقیم ایران و اسرائیل ـ نگاه‌ها به واکنش قدرت‌هایی دوخته شده که می‌توانند در مهار یا گسترش بحران نقش کلیدی ایفا کنند. در این میان، روسیه نه در قامت یک متحد پرشور، که به‌عنوان بازیگری میانه‌رو، محتاط، و در عین حال محاسبه‌گر، در حال تنظیم موضعی چندوجهی است. اظهارات دیروز ولادیمیر پوتین، نمونه‌ی فشرده‌ی این سیاست چندلایه است: انکار هرگونه موضع‌گیری شتاب‌زده، تاکید بر اصل توازن، و تلاش برای ایفای نقش واسطه در جهانی که از بحران‌های موازی اشباع شده است.

    نقطه‌ی عزیمت پوتین در تحلیل جنگ ایران و اسرائیل، پرهیز از زبان ایدئولوژیک و اتخاذ لحنی تکنوکراتیک بود. او با اجتناب از واژگان تهاجمی، تلاش کرد از یک‌سو مشروعیت سیاسی ایران را تایید کند و از سوی دیگر، امنیت اسرائیل را یک «حق غیرقابل چانه‌زنی» بخواند. این دوگانه، البته در ظاهر نوعی «موازنه‌جویی» اخلاقی است، اما در بطن خود حامل پیام‌هایی ژئواستراتیژیک به طرفین و همچنین به غرب است. در جهان پساآتلانتیکی، که دیگر تک‌قطبی بودن آن محل تردید است، روسیه می‌کوشد جایگاهی بیابد که نه الزاماً بر پایه‌ی هم‌پیمانی‌های سنتی، که بر مبنای منطق منافع همزمان با چند بازیگر تعریف می‌شود.

    از یک منظر، موضع روسیه را می‌توان در تداوم سنت تاریخی‌اش در غرب آسیا خواند. از دوران تزارها تا پس از فروپاشی شوروی، سیاست منطقه‌ای روسیه همواره آمیزه‌ای از حفظ دسترسی راهبردی، مهار نفوذ غرب، و جستجوی متحدان تاکتیکی بوده است. در ماجرای کنونی نیز، اگرچه روسیه به‌واسطه‌ی همکاری بلندمدت با ایران ـ به‌ویژه در سوریه، پرونده‌ی هسته‌ای و انرژی ـ پیوندهایی تثبیت‌شده با تهران دارد، اما تمایل ندارد این روابط به نوعی تعهد نظامی یا مداخله‌ی تقابلی در برابر اسرائیل و متحدان غربی‌اش منتهی شود. دلیل این امر، نه فقط وابستگی اقتصادی روسیه به مناسبات مالی با قدرت‌هایی چون امارات یا چین است، بلکه به تضعیف موقعیت جهانی‌اش پس از بحران اوکراین نیز برمی‌گردد؛ جایی که روسیه بیش از همیشه نیازمند حفظ شبکه‌ای از تعاملات غیراستعماری و غیرمتحاربانه با شرق و غرب است.

    پوتین در پاسخ به پرسش‌هایی درباره‌ی امکان پشتیبانی جنگ‌افزاری از ایران یا حتی تغییر رژیم در تهران، دو مسیر را همزمان پیمود: از یک‌سو، با اشاره به «انسجام اجتماعی» و «اقتدار ملی» در ایران، تلاش کرد تصویر فروپاشی قریب‌الوقوع را رد کند؛ از سوی دیگر، به‌صراحت اعلام کرد که پیمان راهبردی با ایران، فاقد هرگونه مفاد دفاعی است. این پاسخ نه تنها «نه» به مداخله‌ی مستقیم نظامی است، بلکه هشداری غیرمستقیم به تهران نیز تلقی می‌شود که در صورت بحرانی شدن شرایط، کرملین لزوماً به‌عنوان متحد جنگی وارد میدان نخواهد شد. از این‌رو، نقش روسیه در این منازعه بیشتر به یک واسطه‌ی هوشیار و نظاره‌گر فعال شباهت دارد؛ نقشی که ظرفیت چانه‌زنی در هر دو جبهه را محفوظ نگه می‌دارد.

    در عین حال، پوتین به‌طور ویژه بر پرونده‌ی نیروگاه بوشهر و حضور فنی روس‌ها در آن تاکید کرد. او از این همکاری به‌عنوان نمونه‌ای «صلح‌آمیز» و منطبق با قوانین بین‌المللی یاد کرد، گویی می‌خواهد تکرار کند که تمام ارتباطات هسته‌ای مسکو با تهران مشروع، شفاف، و عاری از کاربرد نظامی است. در پس این زبان فنی، پیامی بسیار سیاسی نهفته است: روسیه نمی‌خواهد همانند گذشته، به دلیل همکاری علمی با ایران، در معرض تحریم یا تقابل با غرب قرار گیرد. این احتیاط ناشی از تجربه‌ی تحریم‌های فزاینده‌ی غرب پس از جنگ اوکراین است که آسیب‌پذیری ساختار اقتصادی روسیه در برابر فشارهای مالی را آشکار کرده است.

    در بُعد دیگر، رویکرد پوتین را باید در چارچوب تغییر نظم امنیتی منطقه‌ای نیز تحلیل کرد. پس از سال‌ها تلاش ایالات متحده برای شکل‌دهی به نظمی برآمده از ائتلاف‌های صهیونیستی–عربی در خاورمیانه، روسیه با مهارت، از گسست‌های داخلی این نظم بهره برده و خود را به‌عنوان یک جایگزینِ گفت‌وگومدار مطرح کرده است. این نقش، به‌ویژه پس از جنگ سوریه و تعلل امریکا در تعیین تکلیف در پرونده‌های ایران و یمن، با استقبال ضمنی بسیاری از بازیگران منطقه مواجه شده است. بنابراین، اظهارات میانه‌روانه‌ی کرملین، صرفاً یک تاکتیک نیست بلکه بخشی از راهبرد بلندمدت روسیه در ساختن نوعی «قدرت نرم ژئوپلیتیکی» در قلب خاورمیانه به‌شمار می‌رود.

    با این‌حال، این سیاست تعادلی نیز دارای محدودیت‌هایی جدی است. اگر جنگ ایران و اسرائیل به‌سوی تشدید منطقه‌ای برود و مثلاً به درگیری در سوریه، تهدید مراکز روسی، یا اخلال در جریان انرژی خزر–اروپا منجر شود، روسیه ممکن است از نقش ناظر عبور کند. همچنین، اگر اسرائیل با چراغ سبز واشنگتن به هدف‌گیری صریح منافع روسیه (اعم از تاسیسات، قراردادها یا همکاران میدانی) بپردازد، آنگاه ممکن است کرملین ناچار به تجدید موضع شود؛ اگرچه نه لزوماً از طریق مداخله‌ی مستقیم، بلکه از مسیر حمایت‌های پنهان یا بازتعریف مرزهای همکاری با ایران.

    در نهایت، سیاست روسیه در قبال جنگ ایران و اسرائیل، راوی داستانی بزرگ‌تر درباره‌ی نقش قدرت‌های در حال بازتعریف در نظم جهانی است. کرملین نه متحد تهران است، نه مخالف تل‌آویو؛ بلکه یک قدرت تجدیدنظرطلب است که در شکاف‌های نظم قدیم، فرصت‌هایی تازه می‌جوید. پوتین در سخنانش نه برای جنگ اعلام موضع کرد، نه برای صلح میانجی‌گری صریح نمود؛ بلکه با زبان چندپهلوی خود، بار دیگر جایگاه روسیه را به‌عنوان بازیگری که خواهان هزینه دادن نیست، اما مایل به بهره‌برداری از بحران است، تثبیت نمود.

    مطالب منتشرشده در بخش «نگاه شما» بازتاب دیدگاه‌های نویسندگان است و الزاماً بیانگر موضع رسمی دیار نیست.

  • در حاشیه‌ی جنگ، در مرکز بحران؛ آیا افغانستان از آتش جنگ ایران و اسرائیل در امان است؟

    در حاشیه‌ی جنگ، در مرکز بحران؛ آیا افغانستان از آتش جنگ ایران و اسرائیل در امان است؟

    وقوع جنگ مستقیم میان ایران و اسرائیل اگرچه در ظاهر دو بازیگرِ خاص از منطقه‌ی غرب آسیا را درگیر کرده، اما دامنه‌ی پیامدهای آن به‌سرعت به مناطق پیرامونی گسترش یافته و یکی از مهم‌ترین نقاطی که از این تحولات اثر می‌پذیرد، افغانستان تحت حاکمیت طالبان است. در حالی‌که طالبان هنوز به‌طور رسمی از سوی جامعه‌ی جهانی به رسمیت شناخته نشده و درگیر تثبیت اقتدار سیاسی در داخل است، بروز جنگی تمام‌عیار در مرز غربی این کشور، مناسبات شکننده‌اش با ایران و جهان را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

    واکنش ابتدایی طالبان به جنگ ایران و اسرائیل، واکنشی ایدئولوژیک و رسانه‌ای بود. سخنگویان رسمی این گروه ضمن محکوم‌کردن حملات اسرائیل، در موضع‌گیری‌هایی صریح، خود را مدافع «امت اسلامی» معرفی کردند و به‌نوعی سعی داشتند در «گفتمان ضدصهیونیستی جهان اسلام»، برای خود جایگاهی بیابند. اما آنچه بیش از شعارهای سیاسی اهمیت دارد، ناتوانی طالبان در ترجمه‌ی این موضع‌گیری‌ها به کنش واقعی در عرصه‌ی دیپلوماسی است. افغانستان کنونی فاقد ساختارهای جاافتاده‌ی سیاست خارجی است و طالبان نه امکان ایفای نقش میانجی دارند، نه ظرفیتی برای پیوستن فعال به آنچه ایران «محور مقاومت» می‌خواند. همین خلأ، باعث شده تا واکنش طالبان به این بحران، در سطحی منفعل باقی بماند.

    با این‌حال، اثرهای این جنگ برای افغانستان صرفاً نمادین یا دیپلوماتیک نیست. مرزهای طولانی افغانستان با ایران، و وابستگی عمیق اقتصاد افغانستان به واردات کالاهای اساسی از ایران، باعث شده‌اند که تنش‌های ناشی از جنگ، بلافاصله اثر اقتصادی خود را نشان دهند. کاهش صادرات ایران، توقف موقت تردد در گذرگاه‌های مرزی، افزایش قیمت سوخت و آرد، و کندی انتقال ارز، همه باعث فشار مضاعف بر اقتصادی شده‌اند که پیش از این نیز با بحران فقر، بیکاری، و قطع کمک‌های بین‌المللی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. طالبان در برابر این وضعیت، نه‌تنها ابزار اقتصادی مشخصی برای پیکار ندارند، بلکه همچنان درگیر مشکلات ساختاری در مدیریت بازار داخلی و نظام مالی هستند. از این رو، ادامه‌ی جنگ، به‌معنای فشار اقتصادی فزاینده بر جامعه‌ای‌ست که هم‌اکنون بیش از نیمی از مردمش زیر خط فقر مطلق زندگی می‌کنند.

    در سطح انسانی نیز، جنگ ایران و اسرائیل ممکن است به بحرانی جدید در حوزه‌ی مهاجرت منجر شود. میلیون‌ها پناه‌جوی افغانستان که در ایران زندگی می‌کنند، در صورت گسترش دامنه‌ی جنگ یا ناپایداری داخلی در ایران، ممکن است به افغانستان بازگردانده شوند یا خود ناچار به بازگشت شوند؛ وضعیتی که با زیرساخت‌های ناکافی، منابع محدود، و بی‌برنامگی طالبان در مدیریت مهاجرت، می‌تواند تبدیل به بحرانی اجتماعی و امنیتی شود. طالبان تاکنون هیچ برنامه‌ای ساختاری برای ادغام یا حمایت از بازگشت‌کنندگان ارائه نداده و در صورت تحقق این سناریو، احتمال بروز اعتراضات یا حتی شورش‌های محلی افزایش خواهد یافت.

    از سوی دیگر، نسبت تاریخی ایران با گروه‌های شبه‌نظامی و ایدئولوژیک در منطقه، باعث شده تا طالبان نگران ورود عناصر رادیکال و آموزش‌دیده از جبهه‌های جنگ یا فروپاشی احتمالی ساختارهای امنیتی ایران به خاک افغانستان باشند. این نگرانی به‌ویژه با توجه به مرزهای غیرقابل‌کنترول در غرب افغانستان و ضعف طالبان در پایش تحرکات فرامرزی، واقعی و خطرناک است. حتی اگر جنگ به داخل خاک ایران محدود بماند، امکان پناه‌آوردن یا نفوذ فرماندهان شبه‌نظامی، اعضای سابق سپاه یا نیروهای وابسته به گروه‌های اسلام‌گرا به داخل افغانستان وجود دارد؛ و این می‌تواند چالش‌های امنیتی پیچیده‌ای برای حاکمیت طالبان ایجاد کند، به‌ویژه در مناطقی که کنترول این حاکمیت پیشاپیش ضعیف‌تر است.

    در عرصه‌ی ژئوپولیتیک نیز، این جنگ مناسبات قدرت در منطقه را تحت تاثیر قرار داده و فضای مانور طالبان را محدودتر کرده است. در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران سرگرم درگیری نظامی تمام‌عیار است، طالبان نه می‌توانند به آن اتکا کنند، نه می‌توانند خود را از تنش‌های مرزی برکنار نگه دارند. هم‌زمان، کشورهای منطقه از جمله چین و روسیه، نگاه تازه‌ای به طالبان دارند و ممکن است تلاش کنند از وضعیت پیش‌آمده برای گسترش نفوذ خود در افغانستان استفاده کنند. در مقابل، غرب نیز همچنان ناظر منفعل بحران افغانستان است، و با توجه به درگیری‌های گسترده‌تر جهانی، مسئله‌ی طالبان در اولویت پایین‌تری قرار دارد. این وضعیت نوعی خلأ بین‌المللی در پیرامون طالبان ایجاد کرده که در آن، هیچ بازیگری نه به‌طور جدی از آنان حمایت می‌کند و نه کاملاً علیه‌شان وارد اقدام می‌شود؛ وضعیتی که شاید برای مدتی استمرار یابد، اما در بلندمدت می‌تواند به انزوای کامل سیاسی طالبان منجر شود.

    در جمع‌بندی می‌توان گفت جنگ ایران و اسرائیل اگرچه به‌ظاهر از افغانستان فاصله دارد، اما ساختار وابسته، شکننده و ایزوله‌ی این کشور باعث شده که هرگونه بحران در منطقه، بی‌واسطه بر افغانستان اثر بگذارد. این تاثیرات، از فشار اقتصادی و موج‌های احتمالی مهاجرت گرفته تا تهدیدهای امنیتی و بازتر شدن عرصه‌ی رقابت قدرت‌های بزرگ، همگی بر توان بقا و ثبات طالبان سایه انداخته‌اند. اگر طالبان نتوانند در قبال این بحران، فراتر از موضع‌گیری‌های ایدئولوژیک، راهبردی هوشمندانه و سازوکارهای اجرایی عرضه کنند، آن‌گاه نه‌تنها از بحران کنونی آسیب خواهند دید، بلکه پایه‌های حاکمیت خود را نیز در برابر تحولات آینده، بیش از پیش متزلزل خواهند یافت.

    مطالب منتشرشده در بخش «نگاه شما» بازتاب دیدگاه‌های نویسندگان است و الزاماً بیانگر موضع رسمی دیار نیست.

  • جنگ محدود یا آغاز بی‌ثباتی پایدار؟ بررسی سناریوهای احتمالی جنگ ایران و اسرائیل

    جنگ محدود یا آغاز بی‌ثباتی پایدار؟ بررسی سناریوهای احتمالی جنگ ایران و اسرائیل

    جنگ مستقیم میان ایران و اسرائیل که از بامداد جمعه‌ی گذشته آغاز شد، نقطه‌ی عطفی در نظم امنیتی خاورمیانه و یکی از تحولات بنیادین در روابط بین‌الملل پس از جنگ سرد به‌شمار می‌رود. این مقاله با تکیه بر نظریه‌ی بازدارندگی، منازعه‌ی نیابتی، و توازن قدرت، در پی تحلیل چشم‌انداز این درگیری و پیش‌بینی مسیرهای محتمل آن است. با استفاده از روش تحلیل کیفی بر مبنای داده‌های تاریخی و شواهد میدانی پسین، مقاله نتیجه می‌گیرد که آینده‌ی این جنگ وابسته به توازن میان ظرفیت نظامی، مشروعیت سیاسی، و مداخله‌ی قدرت‌های بزرگ است. از منظر نظری، این مطالعه تلاش دارد تا مُدل‌های کلاسیک بازدارندگی را در بستر منازعات چندقطبی غیرمتقارن به‌کار گیرد.

    مقدمه:

    درگیری نظامی مستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و دولت اسرائیل، نه‌تنها حاصل دهه‌ها تنش و رقابت ژئوپلیتیک است بلکه بازتاب شکاف‌های عمیق ایدئولوژیک، امنیتی و راهبردی در خاورمیانه می‌باشد. این نخستین بار است که این دو دشمن دیرینه، از فاز جنگ نیابتی و عملیات‌های سایه به درگیری علنی نظامی رسیده‌اند. این مقاله درصدد است تا با بهره‌گیری از چارچوب نظری بازدارندگی متقابل و منازعه‌ی نامتقارن، به تحلیل ساختاری این جنگ و آینده‌ی احتمالی آن بپردازد.

    پرسش بنیادین مقاله این است که: «در صورت تداوم جنگ میان ایران و اسرائیل، چه سناریوهایی محتمل بوده و پیامدهای ژئوپولیتیک آن برای منطقه و نظام بین‌الملل چه خواهد بود؟»

    فرضیه:

    مقاله بر پایه فرضیه‌ای شکل گرفته است که می‌گوید: «توازن شکننده میان قدرت نظامی، مشروعیت سیاسی داخلی، و رفتار قدرت‌های بین‌المللی در تعیین مسیر آینده‌ی جنگ ایران و اسرائیل نقش تعیین‌کننده دارند؛ در صورت عدم تحقق بازدارندگی متقابل، جنگ به‌سوی گسترش منطقه‌ای خواهد رفت.»

    روش تحقیق:

    روش تحقیق این مقاله کیفی و تحلیلی است. داده‌ها از منابع ثانویه شامل گزارش‌های رسمی، اخبار میدانی از آغاز جنگ تا کنون، مقالات علمی و تحلیل‌های راهبردی جمع‌آوری شده‌اند. تحلیل بر اساس منطق قیاسی در ترکیب با مطالعات موردی تاریخی همچون جنگ 2006 لبنان، جنگ‌های غزه، جنگ ایران و عراق، و بحران اوکراین انجام شده است. تلاش شده تا با تطبیق تجربیات گذشته با شرایط کنونی، مدل‌هایی برای پیش‌بینی مسیر جنگ ترسیم گردد.

    تحلیل:

    تا پیش از سال جاری میلادی، روابط ایران و اسرائیل عمدتاً در قالب جنگ نیابتی، خرابکاری، ترور و جنگ سایبری تعریف می‌شد. با این حال، تحول راهبردی در روز جمعه (۲۳ جوزا)، زمانی رخ داد که اسرائیل با عملیات هوایی گسترده، تاسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار داده و به ترورهای آنی‌، هدف‌مندانه و موفق رده‌ی نخست نظامی‌ این کشور دست زد. ایران نیز با حمله‌ای بی‌پیشینه از موشک‌های بالستیک و پهپاد به اسرائیل، پاسخ به این حملات را آغاز کرد. این تحولات در بستری از فشار داخلی در هر دو کشور، و تضعیف بازدارندگی سنتی شکل گرفت.

    از منظر نظریه‌ی بازدارندگی، این تحول به معنای شکست درک متقابل از هزینه‌های جنگ است. اگرچه هر دو طرف از قدرت بازدارندگی برخوردارند، اما عواملی چون فشار داخلی، عدم قطعیت راهبردی و تقابل ایدئولوژیک، موجب شده بازدارندگی کلاسیک نتواند جلوی آغاز جنگ را بگیرد.

    در عین حال، با مطالعه‌ی مدل جنگ‌های نیابتی منطقه، می‌توان دریافت که این جنگ برخلاف موارد گذشته، دیگر نیابتی نیست و در صورت گسترش، منجر به درگیری مستقیم بازیگران منطقه‌ای دیگر خواهد شد. اگر حزب‌الله، حماس، و حوثی‌ها، علی‌رغم «تضعیف تدریجی» از سوی اسرائیل، وارد میدان شوند، آنگاه جنگ از یک درگیری دوجانبه به جنگی چندجانبه تبدیل خواهد شد. چنین روندی با دخالت مستقیم امریکا یا حتی ناتو همراه می‌شود؛ مشابه با آنچه در بحران کویت 1991 رخ داد.

    از حیث مشروعیت سیاسی، هر دو کشور در شرایط شکننده‌ای قرار دارند. در ایران، بحران اقتصادی، اعتراضات مردمی، و شکاف میان جناح‌های حکومتی بر شدت نیاز به انحراف افکار عمومی از مسائل داخلی افزوده است. در اسرائیل نیز بحران مشروعیت سیاسی، پس از جنگ غزه و اختلافات داخلی، قدرت دولت را برای کنترول شرایط کاهش داده است. بنابراین، جنگ به‌عنوان ابزاری برای تحکیم مشروعیت داخلی عمل می‌کند.

    در سطح بین‌المللی، موضع ایالات متحده به‌شدت تعیین‌کننده است. اگرچه واشنگتن تاکنون از مداخله‌ی نظامی مستقیم خودداری کرده، اما فشارهای کانگرس و افکار عمومی احتمال دخالت را بالا برده‌اند. ترمپ هم گفته که تا دو هفته‌ی دیگر تصمیم‌اش در این خصوص را اعلام خواهد کرد. از سوی دیگر، روسیه و چین با هدف تضعیف نظم لیبرال جهانی، در حال بهره‌برداری سیاسی از این بحران‌اند. احتمال مداخله غیرمستقیم این بازیگران، خصوصاً در قالب انتقال تسلیحات یا حمایت دیپلوماتیک از ایران، قابل چشم‌پوشی نیست.

    افزون بر این، ساختار امنیت منطقه‌ای خاورمیانه، که پیش‌تر بر پایه‌ی توازن وحشت و اتحادهای موقت شکل گرفته بود، اکنون در آستانه‌ی فروپاشی است. اتحادهای نوظهور میان کشورهای عربی و اسرائیل (از طریق پیمان ابراهیم)، از یک‌سو، و اتحادهای محور مقاومت (ایران، سوریه، حزب‌الله، حوثی‌ها) از سوی دیگر، نظم دو قطبی جدیدی را شکل داده‌اند که ثبات‌پذیر نیست و بیشتر مستعد انفجار است.

    بر مبنای تحلیل فوق، آینده‌ی جنگ ایران و اسرائیل به‌شدت به رفتار سه متغیر بستگی دارد: توان نظامی متقابل، فشار سیاسی داخلی، و اراده‌ی مداخله‌ی قدرت‌های جهانی.

    نخست، توان نظامی و فن‌آوری‌های به‌کاررفته در این جنگ، نشان داده‌اند که هیچ‌کدام از طرفین توان پیروزی قاطع را ندارند، اما هر دو قادر به تحمیل خسارات عظیم به دیگری هستند. به‌عنوان مثال، تخمین‌ها نشان می‌دهند که در پنج روز نخست جنگ، بیش از ۶۵۰ تن در ایران کشته و بیش از ۲۵۰ نفر در اسرائیل زخمی شده‌اند، در حالی که حدود ۷۵ درصد موشک‌ها و پهپادهای ایرانی ره‌گیری شده‌اند و اسرائیل با تکیه بر جنگنده‌های اف-۳۵ و سامانه‌های دفاعی لایه‌به‌لایه، حملاتی بسیار هدف‌مند و دقیق انجام داده است. این نوع درگیری، به‌جای یک نبرد کلاسیک تمام‌عیار، بیشتر به جنگ فرسایشی هوشمند نزدیک است که در آن هدف، تضعیف عزم و توان حریف در بلندمدت است، نه اشغال سرزمینی یا نابودی فیزیکی یک‌باره.

    دوم، متغیر مشروعیت سیاسی داخلی به‌عنوان یک عامل تعیین‌کننده در سمت‌گیری‌های نظامی هر دو کشور عمل می‌کند. در ایران، بحران تورم، کاهش ارزش پول، و نارضایتی‌های متراکم پس از سال‌ها تحریم و سوءمدیریت، فشار زیادی بر حاکمیت وارد کرده‌اند. آمارهای رسمی نشان می‌دهند که در پایان سال ۱۴۰۳، بیش از ۵۲ درصد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر قرار گرفته بودند. بنابراین، جنگ به‌عنوان ابزاری برای جهت‌دهی به افکار عمومی، ایجاد انسجام اجتماعی موقت، و خنثی‌سازی اعتراضات مردمی به‌کار گرفته می‌شود. در اسرائیل نیز پس از ناتوانی دولت در حل‌وفصل بحران غزه و افزایش نابرابری‌های اجتماعی، مشروعیت دولت مرکزی به‌شدت آسیب دیده است؛ به‌ویژه که نظرسنجی‌ها نشان می‌دادند تنها ۳۸ درصد مردم اسرائیل در آستانه‌ی انتخابات ۲۰۲۴ به ادامه‌ی نخست‌وزیری دولت وقت اعتماد داشتند. بنابراین، جنگ هم در ایران و هم در اسرائیل، با منطق مشروعیت‌سازی و مدیریت بحران داخلی گره خورده است.

    اما سومین و شاید تعیین‌کننده‌ترین متغیر، مداخله یا عدم مداخله‌ی قدرت‌های جهانی در مسیر جنگ است. ایالات متحده، هرچند تاکنون از ورود مستقیم خودداری کرده، اما با اعلام ترمپ مبنی بر «مهلت دوهفته‌ای»، عملاً این گزینه را روی میز نگه داشته است. حضور نظامی امریکا در خلیج فارس و شرق مدیترانه، همراه با فعال‌سازی ستاد فرماندهی مرکزی (سنتکام) در منطقه، نشانه‌هایی از آمادگی برای ورود به درگیری در صورت نیاز هستند. اروپا نیز از طریق مذاکرات جنیوا، تلاش کرده میانجی‌گری کند، اما وزن ژئوپولیتیکی اروپا در مقایسه با امریکا یا چین، برای وادار کردن طرفین به عقب‌نشینی ناکافی به‌نظر می‌رسد. در همین حال، روسیه و چین از موضع تماشاچی فعال، در حال بهره‌برداری از این بحران برای تضعیف اتحادهای غربی‌اند. روسیه که همچنان درگیر جنگ در اوکراین است، از لحاظ رسانه‌ای و دیپلوماتیک به حمایت از ایران پرداخته و چین نیز از طریق مسیرهایی غیررسمی در حال بررسی تامین برخی تجهیزات برای تهران است. چنین مداخلاتی اگر شتاب گیرند، آنگاه جنگ ایران و اسرائیل به سرعت به بخشی از ساختار رقابت قدرت‌های جهانی بدل می‌شود و خطر یک درگیری نیابتی بین‌المللی در خاورمیانه افزایش می‌یابد.

    بنابراین، آنچه از مجموع داده‌ها، روندهای تاریخی و الگوهای تحلیلی برمی‌آید، این است که جنگ کنونی نه‌تنها پیامد اختلافات قدیمی دو کشور، بلکه نتیجه‌ی ترکیب پویایی‌های داخلی، شکست بازدارندگی سنتی، و نبود نظم موثر در نظام بین‌الملل است. چشم‌انداز آینده، به‌رغم تلاش دیپلوماتیک برای مهار بحران، بیش از آن‌که به صلح بیانجامد، به سمت تثبیت درگیری‌های دوره‌ای و مزمن میل دارد؛ الگویی مشابه آنچه در کوریای شمالی و جنوبی یا پاکستان و هند دیده‌ایم. مگر آنکه تغییری ساختاری، یا در توازن قوا و یا در فهم سیاسی رهبران دو کشور از پیامدهای این مسیر رخ دهد. به عبارت دیگر، اگر عقلانیت راهبردی بر میل به نمایش قدرت، و مدیریت بحران بر هیجان ایدئولوژیک غلبه نکند، این جنگ تنها آغازی خواهد بود بر دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی، که نه پیروزی روشنی در آن متصور است و نه پایان نزدیکی. چنین چشم‌اندازی، بی‌شک هزینه‌اش از آنچه اکنون قابل اندازه‌گیری است فراتر خواهد رفت؛ هم برای دولت‌ها و هم برای مردم، در سطوحی که شاید نسل امروز تنها بخشی از آن را تجربه کند.

    مطالب منتشرشده در بخش «نگاه شما» بازتاب دیدگاه‌های نویسندگان است و الزاماً بیانگر موضع رسمی دیار نیست.

  • اسرائیل هر شب ۲۸۵ میلیون دالر برای ره‌گیری موشک‌های ایران هزینه می‌کند

    اسرائیل هر شب ۲۸۵ میلیون دالر برای ره‌گیری موشک‌های ایران هزینه می‌کند

    به گزارش واشنگتن‌پست، سامانه‌های دفاع هوایی اسرائیل در جریان درگیری با ایران، هزینه‌ای بالغ بر ۲۸۵ میلیون دالر در هر شب به این کشور تحمیل می‌کنند. بر بنیاد این گزارش، این فشار اقتصادی، به‌ویژه در صورت ادامه‌ی حملات موشکی ایران با میزان فعلی، ممکن است در توان اسرائیل برای ادامه یک جنگ فرسایشی تاثیر مستقیم بگذارد.

    این روزنامه نوشت که تداوم درگیری‌های موشکی میان ایران و اسرائیل، فشار سنگینی بر اقتصاد و توان تدارکاتی اسرائیل وارد کرده است. به‌نقل از منابع مالی اسرائیلی، هزینه سامانه‌های دفاعی چندلایه‌ی این کشور، از جمله گنبد آهنین، فلاخن داوود، پیکان و سامانه‌های پاتریوت، در هر شب به حدود ۲۸۵ میلیون دالر می‌رسد.

    این میزان هزینه برای شلیک موشک‌های ره‌گیر، به‌ویژه در برابر موشک‌های دوربرد ایرانی، فشار قابل توجهی بر بودجه‌ی نظامی و ذخایر مهماتی اسرائیل وارد کرده است. سامانه‌های دفاعی مانند «ارو ۳» برای مقابله با موشک‌های بالستیک در ارتفاع بالا، هر فروند موشک ره‌گیر را با هزینه‌ای تا ۳ میلیون دالر شلیک می‌کنند. این در حالی‌ست که ایران در شب نخست جنگ بیش از ۱۵۰ موشک به سمت اهداف اسرائیل پرتاب کرده است.

    واشنگتن‌پست می‌نویسد که مقامات امنیتی اسرائیل نگران هستند که در صورت نبود حمایت فوری تسلیحاتی از سوی ایالات متحده، ذخایر موشک‌های دفاعی به‌سرعت کاهش یابد. به‌نقل از یک منبع مطلع در این گزارش، احتمال دارد که اسرائیل تنها تا ۱۰ تا ۱۲ روز آینده توان ادامه‌ی استفاده از این سامانه‌ها را با همین شدت داشته باشد.

    سامانه‌های گنبد آهنین که در گذشته برای مقابله با راکت‌های گروه‌هایی مانند حماس به‌کار گرفته می‌شدند، در برابر موشک‌های سنگین و مافوق‌صوت ایران کارایی کمتری دارند. همین مسئله باعث شده که اسرائیل در این درگیری بیشتر متکی به سامانه‌های گران‌قیمت‌تر مانند پیکان باشد که برای ره‌گیری موشک‌های در حال ورود به جو طراحی شده‌اند.

    بر اساس گزارش، حتی با وجود نرخ بالای موفقیت سامانه‌های ره‌گیر (بیش از ۹۰ درصد)، برخی موشک‌های ایرانی توانسته‌اند به اهدافی در تل‌آویو، حیفا و حومه‌ی مراکز نظامی اصابت کنند. این اصابت‌ها، فارغ از خسارات جسمانی، بر هزینه‌های سیاسی، روانی و اقتصادی جنگ نیز افزوده‌اند.

    تحلیل‌گران می‌گویند که در صورت تداوم این وضعیت، اقتصاد اسرائیل ممکن است برای نخستین بار در دهه‌های پسین، زیر فشار هزینه‌های شبانه دفاع فرسایشی قرار گیرد. گزارش به تجربه‌ی جنگ غزه در سال ۲۰۱۴ اشاره می‌کند که در آن، اسرائیل پیش از اتمام ذخایر موشکی گنبد آهنین، به‌دنبال آتش‌بس رفت.

  • شادی مردم در تهران پس از آغاز حملات موشکی ایران به اسرائیل

    شادی مردم در تهران پس از آغاز حملات موشکی ایران به اسرائیل

    هم‌زمان با اعلام آغاز حمله‌ی تلافی‌جویانه ایران علیه اهدافی در داخل خاک اسرائیل، شماری از شهروندان در تهران به جشن و شادی پرداختند. تصاویر منتشرشده نشان می‌دهند که برخی از مردم، به‌ویژه در مناطق مرکزی پایتخت، با تجمع در خیابان‌ها، هارن‌زدن موترها و سردادن شعار، واکنش مثبت خود را به این حملات ابراز کردند.

    این تحولات ساعاتی پس از آن رخ داد که اسرائیل اعلام کرد بیش از ۱۰۰ پهپاد و موشک از سوی ایران به سمت خاک این کشور پرتاب شده‌است. ایران این اقدام را «پاسخی مستقیم به حملات اسرائیل علیه تاسیسات هسته‌ای و چهره‌های نظامی‌اش» خوانده‌است.

    با این حال، مقامات رسمی هنوز بیانیه‌ای در خصوص گستره و نتایج دقیق عملیات موشکی ایران منتشر نکرده‌اند، و هم‌زمان نگرانی‌ها از تداوم درگیری‌ها در سطح منطقه‌ای افزایش یافته‌است.

    در تهران، بسیاری از شرکت‌کنندگان در تجمع‌های خیابانی، این عملیات را «پاسخی قاطع به تجاوز» توصیف کردند. برخی نیز با در دست داشتن پرچم ایران، شعارهایی در حمایت از «اقتدار نظامی کشور» سر دادند.

  • نتانیاهو به مردم ایران: مسیر آزادی ‌تان را باز می‌کنیم

    نتانیاهو به مردم ایران: مسیر آزادی ‌تان را باز می‌کنیم

    بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در یک پیام ویدیویی تازه خطاب به مردم ایران اعلام کرد که «عملیات نظامی جاری» اسرائیل علیه اهداف نظامی و هسته‌ای در ایران، «مسیر را برای آزادی مردم ایران باز خواهد کرد.»

    او با اشاره به نام این عملیات – «طلوع شیران» – گفت: «در حالی که تهدید هسته‌ای و موشکی رژیم اسلامی را خنثی می‌کنیم، راه را برای شما هموار می‌کنیم تا به آزادی دست یابید.»

    نتانیاهو در این پیام تاکید کرد که هدف اسرائیل، مردم ایران نیست بلکه رژیمی است که به گفته‌ی او «شما را سرکوب و فقیر کرده» و امنیت منطقه را تهدید می‌کند. او افزود: «ما تاسیسات کلیدی غنی‌سازی، فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هسته‌ای رژیم را هدف قرار داده‌ایم. این تنها آغاز راه است.»

    نتانیاهو ضمن اشاره به «دوستی تاریخی مردم ایران و اسرائیل» از دوران کوروش، شعار «زن، زندگی، آزادی» را تکرار کرد و خطاب به مردم ایران گفت: «این فرصت شماست که بایستید و صدای خود را به گوش جهان برسانید. من با شما هستم. ملت اسرائیل با شما هستند.»