علامت: بگرام

  • نشریه‌ی روسی: طالبان از امریکا برای بازرسی پایگاه بگرام دعوت کرده است

    نشریه‌ی روسی: طالبان از امریکا برای بازرسی پایگاه بگرام دعوت کرده است

    روزنامه‌ی «گازتای مستقل» روسیه، با استناد به یک سند داخلی طالبان و منابعی در افغانستان، مدعی شده که این گروه از امریکا دعوت کرده است تا پایگاه هوایی بگرام را بازرسی کند.

    بر اساس این گزارش، این درخواست در واکنش به اظهارات مکرر دانلد ترمپ در مورد حضور چین در این پایگاه مطرح شده؛ ادعایی که تامین مالی طالبان از سوی ایالات متحده را دچار «مشکل اساسی» کرده است.

    در سندی که نشریه‌ی روسی همگانی کرده، محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، فصیح‌الدین فطرت، رییس ستاد ارتش این گروه را اطلاع می‌دهد که «هیاتی برای انجام ارزیابی امنیتی و نیازهای این پایگاه تشکیل شده است تا کاستی‌ها و نواقص را شناسایی کرده و اقدامات لازم را، مطابق دستورات، انجام دهد.»

    منابعی که این سند را در اختیار «گازتای مستقل» قرار داده‌اند، گفتند که منظور این سند، انجام بازرسی مشترک طالبان و امریکا از پایگاه بگرام است. آن‌ها گفتند: «یعقوب دستور گرفته است که همه چیز را به امریکایی‌ها نشان دهد تا آن‌ها را نسبت به عدم حضور چینی‌ها در بگرام قانع کند.»

    به گفته‌ی این منابع، پیشنهاد بازرسی مشترک به نمایندگان امریکا، توسط طالبان ارائه شده است. روشن نیست که آیا ایالات متحده این پیشنهاد را می‌پذیرد یا نه.

    این روزنامه نوشته که اقدام طالبان در این پیوند، تلاشی برای شکل‌گیری همکاری‌ها با واشنگتن در حوزه‌ی دفاعی و امنیتی است که طی آن، نظامیان امریکایی رسماً به افغانستان دعوت می‌شوند تا وضعیت پایگاه نظامی سابق‌شان را بررسی کنند. منابعی از افغانستان در این باره گفتند: «اگر طالبان آماده‌ی گزارش‌دهی به واشنگتن باشند، به این معنی است که عملاً حق امریکا برای کنترول بگرام را به رسمیت شناخته‌ است.»

    «گازتای مستقل» گمانه‌زنی کرده که بازرسی مشترک طالبان و امریکا از پایگاه بگرام، نخستین گام در مسیر بازگشت «تدریجی» امریکا به افغانستان می‌باشد.

    بر بنیاد این گزارش، طالبان امیدوار است نظر ترمپ در مورد بگرام را تغییر دهد، زیرا این قضیه می‌تواند سرنوشت ادامه‌ی تامین مالی رژیم طالبان از سوی امریکا را رقم بزند. این روزنامه، درخواست طالبان را چرخشی در روابط دو طرف توصیف کرده است.

    در گزارش آمده که در ماه‌های پسین، کمک‌های مالی امریکا به طالبان بیش از ۴۰ درصد کاهش یافته‌اند. این امر باعث تشدید مشکلات اجتماعی و اقتصادی در رژیم طالبان شده است؛ مشکلاتی که با بازگشت گسترده‌ی مهاجران افغانستان از ایران تشدید نیز شده است. این روزنامه‌ی روسی گمانه‌زنی کرده که کاهش شدید کمک‌های مالی امریکا به «ملاهای تندرو» و اظهارات ترمپ در مورد بگرام، با هم مرتبط‌اند.

    دانلد ترمپ برای نخستین بار در نوامبر ۲۰۲۱ ادعا کرد که چین کنترول پایگاه هوایی بگرام را در دست گرفته است. او در آن زمان گفت: «من می‌خواستم پایگاه بگرام را برای چین نگه دارم، نه به‌خاطر افغانستان. چون این پایگاه در فاصله‌ی یک ساعت پرواز از تاسیسات هسته‌ای چین قرار دارد.» او گفته بود که چین اکنون در پایگاه بگرام حضور دارد.

    سندی که گازتای مستقل منتشر کرده و در آن از تشکیل هیاتی برای بازرسی از پایگاه بگرام خبر داده است.

    از آن زمان تا کنون، ترمپ بارها این موضع خود را تکرار کرده است. طالبان نیز همواره حضور چین و یا هر کشور دیگر در پایگاه بگرام را رد کرده است. در واپسین مورد، امیرخان متقی، وزیر خارجه‌ی طالبان در تاریخ 29 سرطان گفت: «[طالبان] و مردم افغانستان حتی یک اینچ از خاک افغانستان را نیز برای حضور نظامی خارجی نمی‌پذیرند. این پیام را باید رییس‌جمهوری ترمپ بشنود و دیگر کشورها نیز بدانند که ما تعامل می‌کنیم، اما تعامل سیاسی و اقتصادی. درباره‌ی حضور نظامی هیچ کشوری در افغانستان حتی صحبت هم نمی‌کنیم.»

    مکتوب در مورد بازرسی مشترک، دقیقاً در همان روزی صادر شده است که امیرخان متقی در 29 سرطان حضور چین در پایگاه بگرام را رد کرده بود. «گازتای مستقل» گزارش داد که احتمالاً این هم‌زمانی، تصادفی نباشد، زیرا هماهنگی در میان نهادهای طالبان برای «اقناع ترمپ در مورد پایگاه بگرام» افزایش یافته است.

    در مکتوبی که به امضای یعقوب مجاهد رسیده، آمده است: «پایگاه هوایی بگرام که به‌عنوان یکی از تاسیسات نظامی راهبردی شناخته می‌شود، موضوع اظهارات متناقض و یک‌جانبه‌ای از سوی ایالات متحده قرار گرفته است.» بر بنیاد این سند، تصمیم برای «دعوت» امریکا، از سوی شورای رهبری وزارت دفاع طالبان اتخاذ شده است.

    منابعی از افغانستان به «گازتای مستقل» گفتند که احتمالاً نگرانی‌های امریکا درباره‌ی حضور چین در پایگاه بگرام، پایه و اساسی نیز داشته باشد، زیرا دست‌کم در پیرامون این پایگاه، مدتی‌ست که نیروهای مسلحی با ظاهر مغول‌تبار دیده می‌شوند که به حفاظت از آن می‌پردازند. به گفته‌ی آن‌ها، بعید است این افراد هزاره‌های افغانستان – به‌دلیل شباهت چهره – باشند، زیرا طالبان با این قشر با احتیاط و «خصومت» زیادی رفتار می‌کند.

  • تحلیل: توافق طالبان بر سر واگذاری بگرام به امریکا «کاملاً محتمل» است

    تحلیل: توافق طالبان بر سر واگذاری بگرام به امریکا «کاملاً محتمل» است

    در تحلیلی تازه در «ان‌دی‌تی‌وی» آمده‌است که توافقی محرمانه میان امریکا و طالبان بر سر بگرام، با توجه به منافع متقابلِ این دو، «کاملاً محتمل» است. در این نوشته تاکید شده که امریکا به پایگاهی راهبردی نیاز دارد و طالبان در پی امتیازات مالی و سیاسی است.

    در این نوشته افزوده شده که تمایل طالبان برای مذاکره با امریکا به دلایل مشخصی صورت می‌گیرد. نخست، ترمپ تحریم‌های اعمال شده توسط دولت جو بایدن را که به دلیل نقض حقوق بشر توسط طالبان، مقام‌های امریکایی را از دیدار با مقام‌های این گروه منع کرده بود، لغو کرده است. دوم، طالبان به دنبال کسب مشروعیت سیاسی و دسترسی به حدود نُه میلیارد دالر دارایی‌های منجمد شده‌ی افغانستان است که عمدتاً در بانک‌های امریکا نگهداری می‌شود. بر بنیاد این نوشته‌ در «ان‌دی‌تی‌وی»، رفع تحریم‌ها و برقراری ارتباط رسمی با امریکا می‌تواند راه را برای به رسمیت شناخته شدن «حکومت طالبان» توسط کشورهای دیگر نیز هموار کند.

    در این تحلیل همچنان تاکید شده که دیدار پسین هیات امریکایی با حضور زلمی خلیلزاد و آدام بوهلر با مقام‌های طالبان در کابل، که منجر به آزادی دو زندانی امریکایی شد، نشانه‌ای از تغییر در روابط امریکا و طالبان تلقی می‌شود. دیداری که طالبان از آن استقبال کرد و خواستار «عبور از پیامدهای بیست‌سال جنگ» و ایجاد روابط مثبت سیاسی و اقتصادی شد.

    در این نوشته آمده‌است که اهمیت این تحولات در پیوند با پایگاه هوایی بگرام برجسته می‌شود. دانلد ترمپ در نخستین نشست کابینه‌ی دوره‌ی جدید ریاست‌جمهوری خود اظهار داشت که قصد داشت در برنامه‌ی خروج پیشین خود بگرام را حفظ کند «نه به خاطر افغانستان، بلکه به خاطر چین». ترمپ ادعا کرد که اکنون چین این پایگاه را کنترل می‌کند، چون دولت بایدن آن را واگذار کرده است، و افزود که «ما می‌خواهیم آن را نگه داریم». بر بنیاد این تحلیل در «ان‌دی‌تی‌وی»، این اظهارات بیان‌گر اهمیت بگرام برای امریکا است؛ پایگاهی که می‌تواند موقعیتی راهبردی برای نظارت بر چین، آسیای مرکزی و ایران فراهم کند.

    در این نوشته افزوده شده که اگرچه طالبان و چین هر دو کنترل چین بر بگرام را رد کرده‌اند، منابع مطلع تاکید دارند که ارتباط‌های اطلاعاتی بین طالبان و امریکا همچنان برقرار است. به‌ویژه در بحبوحه‌ی مسائل مربوط به ۷ میلیارد دالر سازوبرگ‌های نظامی‌ای که امریکا در افغانستان برجا گذاشته است. سازوبرگ‌هایی که دولت ترمپ خواستار بازگرداندن آن‌ها شده، اما طالبان این درخواست را رد کرده‌است.

    در این تحلیل در «ان‌دی‌تی‌وی» احتمال یک توافق محرمانه میان امریکا و طالبان بر سر بگرام، بعید دانسته نشده‌است.

    همچنین در این نوشته‌، به حذف جایزه‌ی تعیین شده برای بازداشت سراج‌الدین حقانی، رهبر شبکه‌ی حقانی، توسط دولت ترمپ اشاره شده است. این اقدام، که شامل لغو جوایز برای سه رهبر ارشد طالبان از جمله حقانی می‌شود، لایه‌ی دیگری از تحولات پیچیده‌ی سیاسی در افغانستان را نمایان می‌سازد. بنا بر این تحلیل، سراج‌الدین حقانی که روابطی پیچیده با شورای قندهار طالبان دارد، اخیراً در خارج از افغانستان بسر برده و دیدارهایی با مقام‌های امریکایی در امارات متحده‌ی عربی داشته است.

    بر بنیاد این تحلیل، تحرکات پسین طالبان در تعامل با امریکا در حالی صورت می‌گیرد که این گروه با فشارهای داخلی ناشی از داعش شاخه‌ی خراسان و شکاف‌های درونی در صفوف خود مواجه است. با توجه به این شرایط شکننده، نویسنده در ان‌دی‌تی‌وی نتیجه می‌گیرد که احتمال توافق بر سر واگذاری بگرام یا هرگونه همکاری پنهانی بین طالبان و امریکا «کاملاً محتمل» است.

  • دیلی آبزرور: امریکا شاید برای مهار سه‌گانه‌ی چین، روسیه و ایران به افغانستان برگردد

    دیلی آبزرور: امریکا شاید برای مهار سه‌گانه‌ی چین، روسیه و ایران به افغانستان برگردد

    در حالی‌که منطقه‌ی آسیای مرکزی بار دیگر به کانون رقابت قدرت‌های جهانی تبدیل می‌شود، پرسشی مهم در میان تحلیل‌گران روابط بین‌الملل مطرح شده: آیا ایالات متحده پس از خروج پرهزینه‌اش از افغانستان، اکنون آماده‌ی بازگشت به این کشور برای مقابله با نفوذ روزافزون چین است؟ روزنامه‌ی دیلی آبزرور در نوشته‌ای تازه با استناد به منابع مختلف، به این احتمال پرداخته که واشنگتن ممکن است دوباره پایگاه بگرام را به‌عنوان محور  راهبردی حضور خود در افغانستان فعال سازد؛ پایگاهی که در گذشته نیز در جنگ علیه هراس‌افگنی و رصد منطقه نقش مرکزی داشت.

    بگرام؛ قلب راهبرد بازگشت؟

    تلویزیون دیار (شنبه، 5 اپریل) در یک گزارش اختصاصی، پرواز یک هواپیمای نظامی سی-17 امریکایی در قلمرو هوایی افغانستان را گزارش داد. دو روز پس از آن، برخی رسانه‌ها ادعا کردند که چندین فروند از این هواپیماهای متعلق به نیروی هوایی ایالات متحده، در پایگاه هوایی بگرام فرود آمده‌اند. این رسانه‌ها مدعی شدند هواپیماها حامل تجهیزات نظامی، وسایل نقلیه و چند مقام ارشد اطلاعاتی از جمله مایکل الیس، معاون اداره‌ی اطلاعات مرکزی امریکا (سی‌آی‌ای) بودند. منابع به تلویزیون دیار اما این ادعاها را تایید نکردند.

    طالبان نیز این ادعای رسانه‌ها را «تبلیغات» خواند و مقامات امریکایی نیز تاکنون آن را تایید نکرده‌اند، اما ردگیری مسیر این پروازها از پایگاه العدید در قطر، از طریق پاکستان، تا بگرام در افغانستان، را این روزنامه نیز «تاییدشده» می‌داند و می‌نویسد که این تحرکات در صورت صحت، می‌توانند نشانه‌‌های تغییر چشم‌گیر در راهبرد ایالات متحده در آسیای مرکزی باشند.

    رقابت بزرگ: بازگشت به قلب شطرنج ژئوپولیتیکی آسیا

    پیتر هاپکرک، نویسنده‌ی کتاب معروف بازی بزرگ، افغانستان را «صفحه‌ی شطرنج ژئوپولیتیکی قرن نُزدهم» میان امپراتوری بریتانیا و روسیه توصیف کرده بود. در دوران جنگ سرد، این کشور به عنوان منطقه‌ی حائل میان قدرت‌ها حفظ شد، اما با خروج ناگهانی امریکا در اگست ۲۰۲۱، طالبان قدرت را در کابل به دست گرفت. با وجود تعاملات غیررسمی با بیش از ۴۰ کشور از جمله هند، روسیه، چین، ایران و پاکستان، حکومت طالبان هنوز مشروعیت جهانی نیافته است.

    انگیزه‌های احتمالی امریکا از بازگشت

    روزنامه‌ی «دیلی آبزرور» در این تحلیل به انگیزه‌های گوناگونی پرداخته که می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت ایالات متحده به افغانستان از طریق پایگاه بگرام باشد. یکی از نخستین انگیزه‌هایی که این روزنامه به آن اشاره می‌کند، موضوع تجهیزات نظامی باقی‌مانده‌ پس از خروج امریکا در ۲۰۲۱ است. به‌نوشته‌ی آبزرور، بیش از ۷ میلیارد دالر تجهیزات نظامی ایالات متحده شامل هواپیما، مهمات، وسایل نقلیه و سامانه‌های مخابراتی در افغانستان باقی مانده‌اند. بسیاری از این تجهیزات به بازار سیاه راه یافته و حتی در فعالیت‌های هراس‌افگنانه در مرز افغانستان–پاکستان مورد استفاده قرار گرفته‌اند. با این حال، آبزرور می‌افزاید که کارشناسانی چون عظیم قریشی از دانشگاه کومستس، بازگشت ایالات متحده را صرفاً برای بازیابی این تجهیزات «کاملاً غیرواقعی» می‌دانند.

    تحلیل‌گر آبزرور در ادامه به مهار نفوذ چین به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی احتمالی ایالات متحده اشاره می‌کند. چین پس از خلأ قدرت ناشی از خروج امریکا، به سرعت مناسبات اقتصادی خود را با حکومت طالبان گسترش داده و پروژه‌های کلان زیرساختی، استخراج معادن شامل لیتیوم و مواد کمیاب، و نیز الحاق افغانستان به طرح راهبردی «یک کمربند، یک راه» را در دستور کار قرار داده است. دیلی آبزرور یادآور می‌شود که بیجینگ حتی سفیر معرفی‌شده از سوی طالبان را پذیرفت، هرچند بدون به‌رسمیت شناختن رسمی حکومت این گروه. از نظر ناظر آبزرور، نزدیکی بگرام به سین‌کیانگ، جایی که چین به‌طور مخفیانه برنامه‌های هسته‌ای خود را دنبال می‌کند، این پایگاه را به موقعیتی راهبردی برای واشنگتن در راستای رصد و مهار فعالیت‌های چین تبدیل می‌کند.

    رقابت با روسیه نیز در این میان جایگاه مهمی دارد. دیلی آبزرور با اشاره به روابط غیررسمی میان طالبان و مسکو که از سال ۲۰۱۵ آغاز شده، می‌نویسد که روسیه حتی پیشنهاد حذف طالبان از فهرست گروه‌های هراس‌افگن در سال ۲۰۲۲ را نیز مطرح کرده است. این روزنامه به نقل از منابع خود می‌افزاید که مسکو احتمالاً در گذشته تسلیحاتی را در اختیار طالبان قرار داده‌است؛ امری که به روسیه نفوذ پنهان و مؤثری در افغانستان بخشیده و از نظر منافع راهبردی، مغایر با اهداف ایالات متحده ارزیابی می‌شود.

    از نگاه آبزرور، یکی دیگر از دلایل بازگشت احتمالی امریکا به بگرام، تهدید بازیگران غیردولتی مانند داعش خراسان، القاعده و تحریک طالبان پاکستان است. با توجه به فعالیت‌های این گروه‌ها و نگرانی وزارت امنیت داخلی امریکا از خطرات ناشی از آن‌ها، آبزرور احتمال می‌دهد که واشنگتن بتواند از طریق بگرام، بر تحرکات این گروه‌ها نظارت کرده و حتی در هماهنگی با طالبان، علیه تهدید مشترکی مانند داعش خراسان اقدام کند. همچنین، در شرایطی که افغانستان پس از ۲۰۲۱ با کاهش حدود ۳۰ درصدی تولید ناخالص داخلی مواجه شده و اقتصادش به‌شدت وابسته به کمک‌های خارجی است، دیلی آبزرور چنین نتیجه می‌گیرد که طالبان شاید با دریافت وعده‌هایی در زمینه‌ی کمک‌های مالی، به همکاری پنهانی با ایالات متحده برای حضور مجدد در افغانستان تن دهد.

    در ادامه، آبزرور تاکید می‌کند که سیاست پایگاه‌سازی جهانی ایالات متحده که ریشه در دوران جنگ جهانی دوم دارد، هنوز به‌عنوان یک راهبرد اساسی در دستور کار واشنگتن قرار دارد. از دیدگاه این روزنامه، پایگاه بگرام می‌تواند برای امریکا امکان رصد همزمان فعالیت‌های چین و روسیه، نظارت بر تحولات جمهوری‌های آسیای مرکزی و حتی تاثیرگذاری بر هند را فراهم کند. در فضایی که نفوذ امریکا در منطقه در حال افول است، آبزرور بگرام را به‌مثابه‌ی برگ برنده‌ای برای بازسازی این نفوذ و تقابل مؤثر با بازیگران رقیب می‌داند.

    مسئله‌ی نظارت بر ایران نیز در تحلیل آبزرور برجسته شده است. بگرام با قرار داشتن در همسایگی ایران، جایگاهی ممتاز برای انجام عملیات‌های اطلاعاتی، عملیات ویژه و حتی حملات هوایی احتمالی در صورت وقوع درگیری میان امریکا و ایران دارد. البته دیلی آبزرور هشدار می‌دهد که چنین تحرکی نیازمند توافقی پیچیده با طالبان خواهد بود، اما در عین حال، این پایگاه می‌تواند مکمل حضور نظامی امریکا در خاورمیانه و عامل کلیدی در محاصره‌ی راهبردی ایران باشد.

    آبزرور همچنین به نگرانی‌های ایالات متحده درباره‌ی امنیت زرادخانه‌های هسته‌ای پاکستان اشاره می‌کند. واشنگتن همواره درباره‌ی ثبات سیاسی و میزان کنترل دولت اسلام‌آباد بر تسلیحات هسته‌ای‌اش ابراز نگرانی کرده است. از دیدگاه این روزنامه، بازگشت به افغانستان می‌تواند برای امریکا یک موقعیت ایده‌آل برای زیرنظر گرفتن از نزدیک تحولات امنیتی در پاکستان فراهم کند؛ مسئله‌ای که با توجه به ناپایداری سیاسی و رشد تهدیدهای داخلی در پاکستان، روزبه‌روز اهمیت بیشتری می‌یابد.

    در مجموع، تحلیلی دیلی آبزرور نشان می‌دهد که بازگشت احتمالی امریکا به بگرام را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان یک اقدام نظامی محدود در نظر گرفت، بلکه بخشی از راهبرد کلان ایالات متحده برای بازسازی نفوذ از دست رفته در یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپولیتیکی جهان است.

    پایگاه بگرام؛ برگ برنده یا بذر بحران؟

    با همه‌ی مزایای راهبردی، بازگشت احتمالی ایالات متحده به بگرام می‌تواند منطقه را به‌سوی درگیری‌های محلی و حتی تشدید تنش‌های منطقه‌ای سوق دهد. این مسئله، به‌ویژه در شرایط حساس کنونی، نیازمند محاسبه‌ی دقیق منافع در برابر هزینه‌های امنیتی است.

    آیا طالبان، دشمن پیشین امریکا، حاضر به پذیرش چنین توافقی خواهد شد؟ آیا امریکا ریسک بازگشت به قلب آسیای مرکزی را به جان خواهد خرید تا در برابر چین و روسیه صف‌آرایی تازه‌ای ایجاد کند؟ این‌ها پرسش‌هایی‌اند که پاسخ آن‌ها در ماه‌های آینده، تصویر تازه‌ای از توازن قدرت در آسیا رقم خواهد زد.