چهارشنبه 13 عقرب 1405
بازارهای جهانیGlobal Markets
طلا … USD/oz Gold … USD/oz نقره … USD/oz Silver … USD/oz مس … USD/lb* Copper … USD/lb* پلاتین … USD/oz Platinum … USD/oz پالادیوم … USD/oz Palladium … USD/oz

یلدا و نوروز؛ خار چشم افراطیت

وزارت امر به معروف و نهی از منکر رژیم طالبان، با نشر اعلامیه‌ای بزرگ‌داشت از شبِ چّله یا «یلدا» را – که بلندترین شب سال است و از چند هزار سال پیش تاکنون از آن بزرگ‌داشت می‌شود – در «مغایرت با دین مبین اسلام» خوانده و از مردم خواسته‌است تا از این «حرام»، گناه و اسراف بپرهیزند. شرم‌آور است که دولتی نتواند گرسنگان تحت حاکمیت خود را – که با آمدن آنان بیش‌تر هم شده‌اند – سیر کند و یا نگذارد که نسل جوان و گردانندگان آینده‌ی این خاک «تعلیم» ببینند و سبق بخوانند، ولی در برابر یک دل‌خوشی «کوچک»، تاریخی و فرهنگی مردم ایستاده و موضع‌گیری کند. این «ممنوعیت» جدید طالبان به‌روشنی و درستی نشان می‌دهد که آنان با «هرچیزی» که «مالکیت» آن‌ها را در جامعه زیر پرسش ببرد،‌ مخالف استند و مردم را به‌چشم «یک گله گوسفند» می‌بینند که آنان «راعیان» و چوپان‌های این گله هستند.

نه‌تنها یلدا، بلکه جشن‌هایی چون نوروز و یا مهرگان و یا هرجشن دگری که نشان‌دهنده‌ی «تفاوت» و تکثر در این جامعه باشد به مذاق طالبان خوش‌آمدنی نیست. آنان دوست ندارند بپذیرند که این جامعه از چند فرهنگ و چند شیوه‌ی متفاوت زندگی ساخته شده‌است و می‌خواهند همه‌ی تفاوت‌ها را «مجبور» کنند که شیوه‌های زندگی آنان‌را بر خود پذیرفته و از گذشته‌ی تاریخی خود جدا شوند. چنین برخوردی را در مورد رفتار آنان در قبال مسئله‌ی زنان نیز می‌توان دید؛ آنان‌که در فرهنگ خود – و صرفاً به‌صورت فرهنگی و نه «دینی» – آموزش زنان را «ممنوع» و قبیح می‌دانند، همین برخورد بر تمامی «خُرده‌فرهنگ‌ها»ی جامعه تحمیل می‌کنند، به‌طور مثال، اگرچه در خوست و پکتیا و قندهار به‌مکتب رفتن دختران هماره با چالش‌هایی روبه‌رو بوده‌است ولی مردم بامیان به‌لحاظ فرهنگی مشکل چندانی با این امر نداشته‌اند، ولی طالبان سعی می‌کنند که همان فرهنگ مناطق پشتون‌نشین را به همه‌ی جامعه تحمیل کنند.

از سویی‌دگر هرگز و به‌هیچ صورتی آنان توضیح نداده‌اند که چرا باید جشن‌ها و مناسبات‌های ملی و مردمی با دیانت مردم جامعه در تضاد باشد. این درست است که دین انسان‌ها بخش عمده‌ای از زندگی و سرنوشت آنان را می‌سازد، ولی دین «یک قسمت» از زندگی‌ست، دین نمی‌تواند به‌جای «زبان» و یا «شغل» و یا فرهنگ و تاریخ انسان‌ها عمل کند؛ افراد این جامعه همان‌گونه که مسلمان‌اند و به‌دین اسلام باور دارند، پزشک و مهندس هم استند و این در تضاد با دیانت‌شان نیست، همان‌طور که تاجیک و یا پشتون بودن افراد یک واقعیت هویت آن‌هاست و با مسلمان بودن‌ مشکلی ندارد.