در یک تحلیلی که به تازگی در نشریهی «دیپلمات» منتشر شده، آمدهاست که «حمایت» طالبان از گروههای هراسافگن مانند تیتیپی، برخلاف تعهدات این گروه در توافقنامهی دوحه، امنیت پاکستان، منطقه و جهان را تهدید میکند.
عبدالباسط، نویسندهی این تحلیل میگوید که سه تا از مرگبارترین گروههای هراسافگن جهان در پاکستان فعالیت دارند و فعالیتهای این گروهها پس از بهقدرت رسیدن طالبان «مرگبارتر» نیز شدهاست.
با وجودیکه طالبان مطابق توافقنامهی دوحه، متعهد شده بود تا از استفادهی خاک افغانستان برای فعالیتهای هراسافگنی در برابر کشورهای دیگر جلوگیری میکند، اما پاکستان بارها مدعی شده که این رژیم به تیتیپی اجازه داده تا از پناهگاهای خود در افغانستان، برای برنامهریزی حملات در پاکستان استفاده کند.
یکی از نگرانیهای پاکستان، دسترسی تیتیپی به جنگافزارهای است که امریکا پس از خروج خود، در افغانستان برجای گذاشت؛ جنگافزارهایی که ارزش آنها اخیراً از سوی جیدی ونس، معاون رییسجمهوری امریکا، حدود 80 میلیارد دالر گفته شدهاست.
این جنگافزارها که بهگفتهی عبدالباسط اکنون در «بازارها سیاه پاکستان نیز یافت میشود، دقت و کشندگی حملات تیتیپی را افزایش دادهاند.»
پاکستان نیز در پاسخ به این تهدیدات، در سه سال پسین سه حملهی هوایی بر خاک افغانستان و بر مناطقی که مدعی شده مواضع تیتیپی بوده، انجام دادهاست. حتی وزیر دفاع این کشور چندی پیش در یک گفتوگوی رسانهای، تهدید کرد که در صورت لزوم، نیروهای این کشور به خاک افغانستان «وارد» خواهند شد.
از سوی دیگر در این تحلیل آمدهاست که طالبان در موقعیت حساسی در حمایت از تیتیپی قرار گرفتهاست. این گروه با ضدیتی که با داعش دارد، نگران آن است که هر گونه اقدامی در برابر تیتیپی، به نفع داعش تمام شود و داعش شروع به عضوگیری از عناصر ناراضی تیتیپی کند. عبدالباسط میگوید که این رابطهی طالبان و داعش، به نفع تیتیپی عمل کردهاست. هرچه این رقابت تشدید شود، فضای بیشتری برای فعالیتهای تیتیپی در افغانستان فراهم میشود.
در این تحلیل همچنان آمدهاست که حفظ تیتیپی به عنوان «متحد» برای طالبان به یک «ضرورت» تبدیل شده، زیرا انتقادات ایدئولوژیک داعش مبنی بر اینکه طالبان «جهاد در برابر غرب را کنار گذاشته»، جایی برای عدم حمایت از تیتیپی باقی نگذاشتهاست.
در این نوشته آمدهاست: «اگرچه مرکز هراسافگنی جهانی به منطقه ساحل افریقا منتقل شده، اما افغانستان همچنان جاذبهی نیرومند برای جهادگرایان جهانی دارد. اگر روند رکود افغانستان تحت حاکمیت طالبان ادامه یابد، جهادیهای خارجی بار دیگر توجه خود را به این کشور معطوف خواهند کرد.»
در این تحلیل همچنان آمدهاست که کاهش کمکهای امریکا، اقتصاد افغانستان را تضعیف کرده و چالشهای جدیدی برای طالبان ایجاد کردهاست. نویسنده میافزاید که با افزایش قیمتها، نارضایتی عمومی از حاکمیت «سختگیرانهی» طالبان رو به رشد است و شکاف داخلی طالبان نیز به وخامت اوضاع میافزاید. او همچنان میافزاید: «اگر در آیندهی نزدیک زمینهی برای عناصر میانهروی طالبان پیدا نشود، حرکت افغانستان به سمت بیثباتی شتاب خواهد گرفت.» نویسنده هشدار میدهد که در صورت وخامت اوضاع در افغانستان و همچنان ادامهی حمایت طالبان از گروههای هراسافگنی، «گروههای مانند داعش، تیتیپی و القاعده فرصت خواهند یافت تا تهدیداتی را از این کشور متوجه امنیت جهان بسازند» –همانگونه قبلاً نیز چنین امری رخ دادهاست.
بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، نگرانیها دربارهی گسترش فعالیتهای هراسافگنانه را در این کشور جنگزده تشدید کرده است. برخی تحلیلگران حتی هشدار دادهاند که تهدیدی مشابه حملات ۱۱ سپتامبر از این کشور دور از انتظار نیست.