در روزهای پسین، شهر کلرمونفران در فرانسه، میزبان جشن نوروز بود. مناسبتی که ریشه در اعماق تاریخ بشری دارد. این رویداد سهروزه، که از چهارشنبه تا جمعهی هفتهی گذشته، با عنوان «نوروز: پیوندی میان طبیعت و فرهنگ» برگزار گردید، مردمانی از سرزمینهای دور و نزدیک را گرد هم آورد. انجمن «ویترین فرهنگی»، این گردهمآیی را سامان داده بود تا نوروز، این آیین کهن تمدنی، در بستری نوین بازتاب یابد.
نوروز، که بیش از سه هزار سال پیش در جغرافیای تمدنی ما زاده شد، سفری طولانی را در تاریخ پیموده است. از کتیبههای تخت جمشید تا متون اوستایی، ردپای این جشن در سنگنوشتهها و روایتهای شفاهی به جا مانده و امروزه در گسترهای از افغانستان تا ایران و آذربایجان، از تاجیکستان تا ترکیه، بیش از ۳۰۰ میلیون تن را در آغوش خود میگیرد. در سال ۲۰۰۹، یونسکو آن را در فهرست میراث ناملموس بشری ثبت کرد و در ۲۰۱۰، سازمان ملل ۲۱ مارچ را «روز جهانی نوروز» نامید.
اکنون در کلرمونفران، این میراث کهن با حضور چهرههای فرهنگی افغانستان، ایران، ترکمنستان، ترکیه، ازبیکستان، تاجیکستان و آذربایجان، در مراسمی گرامی داشته شدهاست. مراسمی با سخنرانیها، شعرخوانیها، موسیقی و نمایشگاه فرهنگی؛ بخشهایی که هر یک، پارهای از هویت این ملتها را باز میتاباند. روز آخر اما، در سالُن شامپراتیلِ «خانهی مردم»، برنامه با گفتوگویی میان-فرهنگی به پایان رسید؛ جایی که نه تنها کشورهای حوزهی نوروز، بلکه صداهایی از فراتر از این جغرافیا به هم پیوستند.

نیکز ژوزف، معاون شهردار کلرمونفران، در این جمع حضور یافت و گفت: «این رویداد برای شهر ما ارزشمند است. نوروز، با پیوندش به طبیعت و فرهنگ، ما را به دیدن تفاوتها بهعنوان غنا دعوت میکند.» او افزود: «ما امشب چیزهایی آموختیم و این جشن، پلی است میان گذشته و آینده که همبستگی و صلح را به ما میآموزد.» سمیر البکالی، مشاور این شورا، نیز آن را «فرصتی برای لمس فرهنگی غنی» خواند.
آرش بارز، که با صدایی «گیرا» در شب سوم آواز خواند، نوروز را «آغاز» نامید. او گفت: «در روزگار سختی که فرهنگ افغانستان زخم خورده، هر برنامهای نفسی تازه است. نوروز بهانهای شد برای دیدار و نو شدن، پیامی که پس از هر زمستان، بهاری هست.» او از برنامهی سال گذشته یاد کرد که کوچکتر بود و افزود: «امسال سه روز شد؛ دو روز نمایشگاه و یک روز گفتوگو. نوروز برای آنهایی که از شکفتن میترسند، ممنوع است. فرهنگ، از سیاست بزرگتر است.»

شانتال شاراد، رئیس ویترین فرهنگی، نیز گفت: «برای دومین سال در این مراسم بودم. نوروز ما را میان گذشته و حال میبرد و با طبیعت و هنر گره میزند.» او جذابیت این مناسبت را در «پیوند» دانست و گفت: «نوروز، نگاهها را به فرهنگهای گوناگون باز میکند.»

سخنرانان دیگر نیز صدایشان را به این روایت افزودند. یکی گفت: «روح چند هزار سالهی نوروز را لمس کردیم.» دیگری افزود: «این جشن، پیوند دلها و قصههاست؛ نمادی از نو شدن و دوستی که فراتر از تقویم میرود.» در این میان، اشارهای به افغانستان شد: «امروز به تاریکی کشیده شده، اما ما به آن نرفتهایم.»
«این سه روز، کلرمونفران را به صحنهای از همافزایی تبدیل کرد. نوروز، که زمانی در دربار هخامنشیان با شکوه برگزار میشد و امروز در کوچههای سرزمینهای دور تا شهرهای مدرن طنین دارد، در این شهر فرانسوی، قصهای کهن را با صدایی نو روایت کرد.» نمایشگاهها و موسیقی، گفتوگو و حضورمردمان، این رویداد را به لحظهای از تاریخ زنده بدل ساخت که در آن، طبیعت و فرهنگ، دست در دست هم، بهاری دیگر را نوید دادند.
در سایهی این شادمانی اما در افغانستان، طالبان این آیین کهن را ممنوع کرده و «شکفتن را به زنجیر کشیدهاست.» نوروز که پیامآور نو شدن و پیوند است، در آنجا، سرزمین زادگاهش، زیر سلطهی طالبان، خاموش ماندهاست. با این حال، اشتراککنندگان نگاهی به آینده داشتند؛ آیندهای که در آن این سرزمین بتواند باری دگر این سنت را به آغوش بکشد.